نفرت نوبهاران

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۶۱

صفحه

۱۴۰۴

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

کتاب نفرت نوبهاران نوشتۀ بختیار علی ترجمۀ آراکو محمودی گزیده ای از متن کتاب در سال 1957، ارباب کامیل دوربینی ‌ را از یکی از ایرانی ‌ هایی خرید که از بیمِ حکومت به منطقۀ جنوبی کردستان پناه آورده بودند. ارباب، آن ‌ زمان، در روستای پرت و دورافتاده ‌‌ اش میان کوه ‌ ها زندگی می ‌ کرد ، او شیفتۀ هر چیز نو و مدرنی بود، حیرت ‌ زده اخبار پیشرفت ‌ های علمی را دنبال می

۴۹۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-909105
شابک
۹۷۸۶۲۲۲۶۷۶۲۵۴
تعداد صفحه
۲۶۱
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
۲۳۰ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۴

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از بختیار علی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب پژوهشی در معانی دیگر شعر

بختیار علی

ترجمه‌ی باسط مرادی

افراز

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب به سوی دوزخ ای بی گناهان

بختیار علی

ترجمه‌ی عباس آراکو محمودی

افراز

۳۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نردبانی در غبار (دفترهای شعر مدرن 3)

بختیار علی

ترجمه‌ی عباس محمودی

افراز

۳۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب از پیدا به ناپیدا:مباحثی در نوگرایی و مسئله ی روش (ادبیات،هنر و اندیشه100)
۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ابرهای دانیال (داستان برتر جهان137)

بختیار علی

ترجمه‌ی مهری برهون

افراز

۱٬۰۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غزل نویس و باغ های خیال

بختیار علی

ترجمه‌ی سردار محمدی

افراز

۱٬۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عمویم جمشید خان (مردی که باد همواره او را با خود می برد)

بختیار علی

ترجمه‌ی رضا کریم مجاور

افراز

۴۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قصر پرندگان غمگین

بختیار علی

ترجمه‌ی رضا کریم مجاور

افراز

۹۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آخرین انار دنیا

بختیار علی

ترجمه‌ی آرش سنجابی

افراز

۷۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب به دوزخ... ای بی گناهان (نمایشنامه)

بختیار علی

ترجمه‌ی مریوان حلبچه ای

ثالث

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آخرین انار دنیا

بختیار علی

ترجمه‌ی مریوان حلبچه ای

ثالث

۷۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دریاس و جسدها

بختیار علی

ترجمه‌ی مریوان حلبچه ای

ثالث

۶۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصاحب تاریکی

بختیار علی

ترجمه‌ی مریوان حلبچه ای

ثالث

۹۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بندر فیلی

بختیار علی

ترجمه‌ی مریوان حلبچه ای

ثالث

۵۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شهر همنوازان سپید

بختیار علی

ترجمه‌ی الهه قاسم زاده

اختران

۴۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آخرین انار دنیا

بختیار علی

ترجمه‌ی مریوان حلبچه ای

ثالث

۷۸۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب خوشه (یادنامه نخستین هفته شعر)
۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیگر کسی صدایم نزد

امیرحسن چهل تن

نگاه

۱۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مهدی اخوان ثالث (شعر زمان ما 2)

مهدی اخوان ثالث

نگاه

۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بانو با سگ ملوس (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ48)

آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی عبدالحسین نوشین

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کات منطقه ممنوعه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گرسنه

کنوت هامسون

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۳۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی و هنر وان گوگ

پیر کابان

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۴۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب 24 ساعت از زندگی یک زن (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ84)

اشتفن تسوایک

ترجمه‌ی رضا سیدحسینی، عبدالله توکل

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ساندویچ ژامبون

چارلز بوکوفسکی

ترجمه‌ی علی امیر ریاحی

نگاه

۷۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جولیوس قیصر

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لالایی (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ67)

لیلا سلیمانی

ترجمه‌ی ابوالفضل الله دادی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زوال فرشته

یوکیو میشیما

ترجمه‌ی غلامحسین سالمی

نگاه

۴۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه بهترین داستان های کوتاه (4جلدی،باقاب)

دیگران، آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۲٬۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عاشق آتشفشان (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ72)

سوزان سانتاگ

ترجمه‌ی فرزانه قوجلو

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هزار پیشه

چارلز بوکوفسکی

ترجمه‌ی علی امیر ریاحی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فریدون توللی (شعر زمان ما18)
۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرمایه در سده بیست و یکم

توماس پیکتی

ترجمه‌ی ناصر زرافشان

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب نفرت نوبهاران نوشتۀ بختیار علی ترجمۀ آراکو محمودی گزیده ای از متن کتاب در سال 1957، ارباب کامیل دوربینی ‌ را از یکی از ایرانی ‌ هایی خرید که از بیمِ حکومت به منطقۀ جنوبی کردستان پناه آورده بودند. ارباب، آن ‌ زمان، در روستای پرت و دورافتاده ‌‌ اش میان کوه ‌ ها زندگی می ‌ کرد ، او شیفتۀ هر چیز نو و مدرنی بود، حیرت ‌ زده اخبار پیشرفت ‌ های علمی را دنبال می ‌ کرد . در محافل و اندرونی ‌ ها با صدای بلند از وسایلِ جدیدی حرف می ‌ زد که هم ‌ اکنون وجود دارند، یا ممکن است در آینده ساخته شوند. او آمیزه ‌ ای از وقار و شتابزدگی، از آرزویِ دیوانه ‌ وار برای به آغوش کشیدنِ زندگی و از رفتارِ سردِ ارباب ‌ مآبانه بود. بزرگ عشیره و زبانزد منطقۀ خود بود. مردمان گوناگون به دیوا‌نخانه‌‌اش روی می‌آوردند. مرد ایرانی که عجله داشت بار خود را سبک کند و از طریق بغداد به بیروت برود، در ازای مبلغی که به نسبت آن زمان کم نبود، توصیه ‌ های دقیقی دربارۀ عملکرد دوربین و فنون عکاسی را در اختیار ارباب کامیل قرار داد. ارباب شیدا و شیفتۀ دوربین شده بود، همین ‌ که عکاسی یاد گرفت. برای اینکه مجبور نباشد حلقۀ عکس ‌ هایش را در بیرون ظهور و چاپ کند به ذهنش رسید تاریکخانه ‌ ای در منزلش راه بیندازد، نمی ‌ خواست هیچ ‌ کس بداند ارباب چه دیده، با که بوده و کجا خوش گذرانده… بارها از زبان او شنیده بودند که با صدای بلند به خدمتکارانش می ‌ گفت: «حیا این نیست که عیب ‌ وعار نداشته باشیم، بلکه آن است که به خوبی پنهانش کنیم.» همان سالی که دوربین را خرید، دو ماه به بغداد رفت تا نزد اساتید فن، همۀ فنون ظهور و چاپ عکس و بزرگ ‌ کردن آن ‌ ها را یاد بگیرد. ارباب به محض اینکه بازگشت، استادی را از شهر با خود آور د و اتاقی تاریک و اختصاصی را در خانه ‌ اش برای چاپ فیلم ‌ ها ساخت. همه، ارباب کامیل را می ‌ شناختند که از زیبایی و جمال زنان بهت ‌ زده می ‌ شد. در جوانی هر زنِ روستایی را که می ‌ دید ، چنان محوش می ‌ شد که گویی نخستین ‌ بار است موجودِ شگفت و غریبی به نام «زن» می ‌ بیند. دوربین زندگی ارباب کامیل را به کلی زیرورو کرد. هدف اصلی ‌ او عکاسی از زنان شد. ابتدا زنان روستای خودش و بعد زنان روستاهای قلمرو تحت سلطه ‌ اش. درحقیقت، هیچ‌کس نمی‌دانست آن وسیلۀ بزرگ که مدتی بود مدام در دست‌های ارباب دیده می‌شد، دقیقاً چه کار می‌کند و وظیفه‌اش چیست؛ چون ‌ عکس ‌ ها را مانند محصول جادویی مرموز می ‌ دانست و تنها به دوستان نزدیک و مردانِ فهیم و دنیادیده نشان ‌ می ‌ داد. به دنبال آن آرزوی دیوانه ‌ کننده برای عکاسی بیشتر از زنان، گاهگاهی به پایتخت می ‌ رفت و در خیابان ‌ ها، بی‌آنکه زنان متوجه شوند، از آن ‌ ها عکس ‌ های زیبایی می ‌ گرفت و در تاریکخانه ‌ اش ظهور و چاپ ‌ می ‌ کرد و به دیوار می ‌ چسباند و از دیدنشان ‌ لذتِ شگرفی می ‌ برد. ارباب کامیل معتقد بود دوربین به مردان امکان می‌دهد احساس دوری از زنان نکنند. دستگاهی‌ است که می‌تواند برای همیشه به احساسِ تنهایی پایان دهد. «این دستگاه سلاحِ جدیدِ پزشکان‌ است که علیه تنهایی ساخته‌اند.» هرگاه در میان مردانِ‌ معتمد می‌نشست، این‌‌گونه دوربینش‌ را توصیف می‌کرد. چند سال پیش، او یکی از معدود افرادی بود که در منطقه اتومبیل داشت. ابتدا به اتومبیلش هم مثل ابزاری جادویی نگاه می‌کرد. به داخل اتومبیل می‌رفت و هر وقت که خیلی گرسنه بود یا قضای حاجت داشت، بیرون می‌آمد. با سرعتی دیوانه‌وار رانندگی می‌کرد. اما هنگامی‌که اتومبیل‌اش چندین‌بار به‌دلیل بدی و ناهمواری جاده‌ها و دست‌انداز‌های زیاد، از کار افتاد، به‌علت نبودِ تعمیرکاری ماهر و مجرب، آن را جلوی خانه‌اش خواباند و چادری رویش کشید. بعضی‌ها خیال می‌کردند هر وقت دوربین ارباب کامیل از کار بیفتد، آن را روی طاقچه می‌گذارد و فراموشش می‌کند. اما درحقیقت، شیفتگی‌ ارباب به عکاسی عمیق‌تر از آن چیزی بود که عده‌ای تصور می‌کردند، به‌ویژه میل شدیدش به عکاسی از زنانی که مشغول کارهای روزمره‌شان هستند. همیشه با خوشحالی پیشنهاد برخی زنان آشنا را می‌پذیرفت که خودشان را با جامه‌ای نو و زیبا بیارایند و در برابر دوربین‌اش بنشینید. بر این باور بود که دوربین نقطۀ مقابل کتاب ‌است؛ کتاب لحظه‌های مهم و افکار ژرفِ انسان‌ها را ثبت می‌کند، اما دوربین به آن لحظاتِ بی‌ارزش و موقتی اجازه و حق ثبت‌ شدن می‌دهد، لحظاتی که نه برای افراد، نه برای جهان، و نه برای تاریخ ‌ارزشی ند‌ارند. با صدای بلند می‌گفت: «دوربین برای ثبتِ پوچیِ زندگی‌مان ساخته ‌شده، ولی فراموش نکنید زیباترین لحظاتِ زندگی، همان لحظاتِ پوچ هستند.» در آن سال‌ها ارباب کامیل زود‌به‌زود به پایتخت می‌رفت، به عشرتکده‌ها سر می‌زد، برای ورود به پشت صحنۀ تئاترها و باشگاهای شبانه به صاحبانشان پول

۴۹۵٬۰۰۰تومان