نقد ادبی در قرن بیستم
۳۹۷
صفحه
۱۳۹۰
سال چاپ
شومیز - وزیری
نوع جلد
کتاب نقد ادبی در قرن بیستم اثر ژان ایو تادیه و ترجمهی مهشید نونهالی است. این کتاب گسترش شگفتانگیز نقد را از دوران اندیشمندان روسی، آلمانی و فرانسوی سالهای 1920 تا آخرین آثار نقد نو در اروپا و ایالات متحده ترسیم میکند. ژان ایو تادیه این کتاب را در ده فصل تهیه و تدوین کرده است. فصل اول با عنوان فرمالیست روس، به نقد و بررسی آثار زبانشناسان روس میپردازد. ف
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-817483
- تعداد صفحه
- ۳۹۷
- نوع جلد
- شومیز - وزیری
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۰
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی مهشید نونهالی
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب نقد ادبی در قرن بیستم اثر ژان ایو تادیه و ترجمهی مهشید نونهالی است. این کتاب گسترش شگفتانگیز نقد را از دوران اندیشمندان روسی، آلمانی و فرانسوی سالهای 1920 تا آخرین آثار نقد نو در اروپا و ایالات متحده ترسیم میکند. ژان ایو تادیه این کتاب را در ده فصل تهیه و تدوین کرده است. فصل اول با عنوان فرمالیست روس، به نقد و بررسی آثار زبانشناسان روس میپردازد. فصل دوم از نقد و جریان نقد در آلمان سخن میگوید. فصل سوم از کسانی میگوید که به نقد مبتنی بر آگاهی اعتقاد داشتند. فصل چهارم نقد را از دنیای خیال و فصل پنجم نقد را از دنیای روانشناسانه بررسی میکند و به نقد روانکاوانه میپردازد. همچنین فصل ششم جامعهشناسی ادبیات، فصل هفتم زبانشناسی و ادبیات، فصل هشتم نشانهشناسی ادبیات، فصل نهم بوطیقا و فصل دهم نقد تکوینی را دربرمیگیرد. در مقدمهی کتاب آمده است: «نقد ادبی نخستین بار در قرن بیستم داعیهی برابری با آثاری داشته است که به تجزیه و تحلیل آن میپردازد. بسیاری از منتقدان معاصر، از شارل دوبوس تا رولان بارت، و از ژاک ریویر تا موریس بلانشو، در نویسندگی نیز زبردستند. اما اگر نقد، از زمان رولان بارت، هم خواندن شده است و هم نوشتن، به سبب کیفیت شیوهی نگارش نیست، بلکه بدان سبب است که وضع و موقع اثر هنری تغییر کرده است. در زمانی که اثر هنری تجزیه میشود و تقدس و وحدت معنایی خود را از دست میدهد، به مفسرانی نیاز است که معنا و شکل را به ما منتقل کنند: تأویل و تفسیر جزء متن است. تفکر نو کوشیده است تا چند صباحی اندیشهی آفریننده و اندیشهی آفریده را کنار بگذارد.»





































