نسل مضطرب
۳۴۴
صفحه
رقعی
قطع
نرم (معمولی)
نوع جلد
معرفی کتاب نسل مضطرب خلاصه کتاب نسل مضطرب اثر دیگری از جاناتان هایت نویسندۀ کتابهای فرضیه خوشبختی و ذهن درستکار نسل زِد (Z Generation – متولدین سال 1995 به بعد) نخستین نسلی در تاریخ است که دوران بلوغ را با دروازهای در جیب خود سپری کرده، دروازهای که او را از اطرافیانش دور کرد و به دنیای بدیلی میبرد که هیجانانگیز، اعتیادآور، بیثبات و نامناسب برای کودکان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-980817
- تعداد صفحه
- ۳۴۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- نرم (معمولی)
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نشر نوین
مشاهدهی همهتوضیحات
معرفی کتاب نسل مضطرب خلاصه کتاب نسل مضطرب اثر دیگری از جاناتان هایت نویسندۀ کتابهای فرضیه خوشبختی و ذهن درستکار نسل زِد (Z Generation – متولدین سال 1995 به بعد) نخستین نسلی در تاریخ است که دوران بلوغ را با دروازهای در جیب خود سپری کرده، دروازهای که او را از اطرافیانش دور کرد و به دنیای بدیلی میبرد که هیجانانگیز، اعتیادآور، بیثبات و نامناسب برای کودکان و نوجوانان است. موفقیت اجتماعی در چنین دنیایی مستلزم این است که این نسل بخش زیادی از تمرکزش را به ساخت شخصیت آنلاینش اختصاص دهد. این روند لازمۀ پذیرفته شدن از همسنوسالان که مانند اکسیژنی برای نوجوانان است و جلوگیری از شرم آنلاین که مثل کابوس است، بود. نسل Z بخش زیادی از زمان خود را صرف گشتوگذارهای مجازی بین محتواهای شاد و پرزرقوبرق دوستان، آشنایان و اینفلوئنسرهای غریبه کرده است. محتواهایی که از طریق سیستم پخش خودکار و الگوریتمهایی به آنها ارائه شده و هدفش آنلاین نگه داشتن هر چه بیشتر آنان است. این نسل زمان کمی را به بازی کردن، لمس کردن یا حتی برقراری تماس چشمی با دوستان و خانوادهشان اختصاص داده است و به همین علت میزان مشارکتش در اجتماع که لازمۀ رشد مناسب است، کاهش یافته است. اعضای نسل Z بهنوعی به سوژههایی برای آزمودن روشهای تربیتی جدید تبدیل شدند و در شرایطی به دور از تعاملات واقعی و اجتماعی که در طول تاریخ تکامل بشر در جوامع کوچک وجود داشت، رشد کردند. میتوان این پدیده را سیمکشی مجدد عظیم دوران کودکی نامید؛ گویی این نسل نخستین گروهی هستند که در محیطی کاملاً متفاوت مانند مریخ رشد کردهاند. کتاب نسل مضطرب ( The Anxious Generation ) نشان میدهد که چطور تلفنهای هوشمند، شبکههای اجتماعی و والدین نگرانی که بیشازحد مراقب کودکان خود هستند باعث آسیب به سلامت روان جوانان شدهاند و چطور میتوان با استفاده از راهحلهایی عملی برای تبدیل شدن به بزرگسالانی بالغ تبدیل شد و فرزندان بالغی نیز تربیت کرد. بین سالهای 2010 تا 2020، نرخ خودکشی نوجوانان 10 تا 14 ساله در ایالات متحده بهطور متوسط 121 درصد افزایش یافته است. این آمار ترسناک سوالی را در ذهن ما ایجاد میکند؛ چرا؟ چرا افرادی با سنین کم دست به پایان دادن زندگی خود میزنند؟ چه عواملی آنها را مجبور این کار کرده است. جاناتان هایت روانشناس و نوسیندۀ آمریکایی در آخرین کتاب خود به نام نسل مضطرب از دلایل و راه حلهایی برای چیزی که از آن «همهگیری بیماری روانی» یاد میکند، میگوید. او معتقد است که والدین در دنیای واقعی حواسشان بیش از حد مراقب کودکان خود هستند درحالیکه در دنیای آنلاین اینطور نیست و محافظتی از آنها صورت نمیگیرد. هایت معتقد است کودکان برای رشد با بازی در دنیای واقعی نیاز دارند اما دو عامل مانع کودکان برای این کار است: تلفنهای هوشمند و والدین نگران. در ادامه خلاصه کتاب نسل مضطرب را خواهید خواند دو رویکرد اصلی کتاب نسل مضطرب سیمکشی مجدد عظیم ذهن کودکان صرفاً به تغییرات در فناوریهایی محدود نمیشود که روزهای کودکان را پر کرده و ذهن آنان را شکل میدهند. این داستان روی دیگری هم دارد: گرایش بزرگسالان به محافظتِ مفرط از کودکان که البته نیتی خیرخواهانه دارد، اما عواقبی فاجعهبار در پی خواهد داشت. کودکان برای رشد باید بتوانند آزادانه بازیهای خود را برگزینند. چنین امری ضروری است و در تمامی گونههای پستانداران ماهیتی مشهود دارد. چالشها و شکستهای کوچکی که حین این بازیها رخ میدهند، همچون نوعی واکسن، کودکان را مهیا میکنند تا بعد از این بتوانند با چالشهای بسیار بزرگتری روبهرو شوند. اما بنا به دلایل مختلف تاریخی و جامعهشناختی، فراوانی بازیهای آزادانه از دهۀ ۱۹۸۰ رو به افول نهاد و در دهۀ ۱۹۹۰، این افول سرعت گرفت. بزرگسالان آمریکایی، بریتانیایی و کانادایی هر روز بیش از قبل تصور کردند که اگر به کودکشان اجازه دهند بدون نظارت در بیرون از خانه بازی کنند، به دام آدمربایان و مجرمان جنسی خواهند افتاد. همزمان با متداولتر شدن و جذابتر شدن رایانههای شخصی بهعنوان ابزاری برای گذراندن اوقات فراغت، بازیهای عاری از نظارت در فضای بیرون منزل نیز کمتر شدند که جاناتان هایت این دوران را دوران آغاز گذار از “کودکیِ مبتنی بر بازی” به “کودکیِ مبتنی بر تلفن” تلقی میکند. بسیاری از کودکان، طی فرایند گذار از کودکیِ مبتنی بر بازی به کودکیِ مبتنی بر تلفن، از ماندن در خانه و مشغول شدن به بازیهای آنلاین کاملا خشنود بودند، ولی همین وضع سبب شد آنان کمتر در معرض انواع تجارب چالشبرانگیز فیزیکی و اجتماعی قرار بگیرند. بهعلاوه، کودکانی که اوقات بازی و زندگی اجتماعیشان به فضای آنلاین منتقل شد خود را، بهنحوی فزاینده و غالباً زیانبار، در فضاهای مر



































