پرش به محتوای صفحه

وقت بودن

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۸۷

صفحه

۱۳۹۵

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

این رمان به یکی از معضلات فرهنگی موجود در میان خانواده های ساکن در سیستان و بلوچستان اشاره دارد. سامان در مقدمه خود بر رمانش درباره این اتفاق می نویسد: این رمان بر اساس فیلمی سینمایی نوشته شده است؛ فیلمی به همین نام که توسط نویسنده، کارگردانی شده است؛ ایده نگارش رمان از زمانی به ذهنم رسید که خود را در تنگنای محدودیت های تهیه و پخش فیلم «وقت بودن» دیدم. گذشته

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-565611
تعداد صفحه
۲۸۷
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از کتابستان معرفت

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب المقامات العلیه فی موجبات السعاده الابدیه – مجموعه اخلاق

مسعود انصاری، شیخ عباس قمی

کتابستان معرفت

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب باروت خیس

زهرا اسعد بلند دوست

کتابستان معرفت

۶۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شازده کوچولو

آنتوان دوسنت اگزوپری

ترجمه‌ی معصومه صفایی راد

کتابستان معرفت

۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شب اتش

اریک امانوئل اشمیت

ترجمه‌ی وحیده نعیم ابادی

کتابستان معرفت

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بدون مرز

هاشم نصیری

کتابستان معرفت

۶۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لی لی

سید میثم موسویان

کتابستان معرفت

۳۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رویای نیمه شب

مظفر سالاری

کتابستان معرفت

۷۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دختر جمعه ها

جمعی از نویسندگان، مهدی شریفی

کتابستان معرفت

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ایهام

سید حسام الدین رایگانی

کتابستان معرفت

۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همزاد تنهایی

کریم فیضی هرزنق

کتابستان معرفت

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برکت

ابراهیم اکبری دیزگاه

کتابستان معرفت

۳۰۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب روانشناسی بیماری های همه گیر(کرونا)

استیون تیلور

ترجمه‌ی نرگس شفاف

کتابستان معرفت

۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مه شکن

محمد قنبری

کتابستان معرفت

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دوران کوران

سید حسام الدین رایگانی

کتابستان معرفت

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب 10 غلط مشهور درباره اسرائیل

ایلان پاپه

ترجمه‌ی وحید خضاب

کتابستان معرفت

۷۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ان دختر یهودی

خوله حمدی

ترجمه‌ی اسماء خواجه زاده

کتابستان معرفت

۸۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لاجورد

اکرم صادقی

کتابستان معرفت

۳۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زایو

مصطفی رضایی کلورزی

کتابستان معرفت

۶۰۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

این رمان به یکی از معضلات فرهنگی موجود در میان خانواده های ساکن در سیستان و بلوچستان اشاره دارد. سامان در مقدمه خود بر رمانش درباره این اتفاق می نویسد: این رمان بر اساس فیلمی سینمایی نوشته شده است؛ فیلمی به همین نام که توسط نویسنده، کارگردانی شده است؛ ایده نگارش رمان از زمانی به ذهنم رسید که خود را در تنگنای محدودیت های تهیه و پخش فیلم «وقت بودن» دیدم. گذشته از آنکه باید ملاحظات رسانه ای را هم رعایت می کردم؛ اینکه نباید به جایی بر می خورد و کلی باید و نبایدهای دیگر. فیلم سینمایی «وقت بودن» در سال ۸۷ ساخته شد و توانست در چندین جشنواره معتبر جوایزی را به خود اختصاص دهد از جمله بهترین فیلم نامه جشن خانه سینما، سیمرغ زرین بهترین فیلم نامه اول جشنواره فیلم فجر و همچنین دیپلم افتخار بهترین فیلم نامه و بهترین بازیگر نقش اول جشنواره فجر. سامان در ادامه مقدمه خود بر رمانش آورده است: بعد از این موفقیت ها، فیلم سینمایی وقت بودن به دلایلی که هنوز برای من هم مشخص نیست چندین سال است که در آرشیو صداوسیما بلاتکلیف ماند و امکان اکران عمومی و حضور در جشنواره های بین المللی را نیز نیافت. نگارش رمان هم یکسال بعد از تولید فیلم به پایان رسید. در بخشی از فصل نخست رمان می خوانیم: گرد و غبار خوابید و سایه مردی دیده شد که با کلتی رو به آسمان ایستاده و تیری هوایی شلیک کرده بود. صدای مرد در باد پیچید که آمرانه فریاد زد: «من مامور دولتم. یالا برگردین سوار شین» با وجود قیافه جدی و سگرمه های در هم، در درون ناراضی بود و شکست خورده. او حتی یک روز هم نتوانسته بود عهدی را که با خود بسته بود نگه دارد. شلیک کرده بود! شاگرد راننده که بازویش دور گردن بلوچ حلقه شده بود و پایش اسیر دست های حریف بود، با تردید جوان را رها کرد. بلوچ هم سرش را بالا آورده بود و چشم های متعجبش روی کاظمی قفل شده بود با کمی مکث پای شاگرد راننده را رها کرد و با حالتی حق به جانب، گردو خاک لباسش را تکاند. مسافرها با غرغر و قیافه ناراضی به داخل اتوبوس برگشتند؛ انگار کسی وسط فیلم از صندلی سینما بلندشان کرده بود. کاظمی آخر همه وارد اتوبوس شد و زیرچشمی، مسافران کنجکاو را که به او خیره شده بودند، پایید. این درست همان چیزی بود که همیشه از آن فرار می کرد. اما هر چه بود، از این دخالت پشیمان نبود. شاید با این کار جلوی فاجعه ای را گرفته بود…