پنیر پرنده (خانواده باحال ۲)
۱۶۸
صفحه
۱۳۹۸
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
پنیر پرنده عنوان دومین جلد از مجموعهی پرطرفدار خانوادهی باحال است. این مجموعه نوشتهی ژانفیلیپ ارو وینییو، نویسندهی فرانسوی است. نشر پیدایش ۷ جلد از خانوادهی باحال را برای گروه سنی کودک منتشر کرده است. این مجموعه داستان پدری است که شش فرزند دارد و برای اینکه حفظ کردن شش تا اسم برایش سخت است، همه آنها را ژان صدا میزند، البته با یک پسوند مثل: آ، ب، اُ…
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-364275
- تعداد صفحه
- ۱۶۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۸
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از پیدایش
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی پرستو شجری
مشاهدهی همهتوضیحات
پنیر پرنده عنوان دومین جلد از مجموعهی پرطرفدار خانوادهی باحال است. این مجموعه نوشتهی ژانفیلیپ ارو وینییو، نویسندهی فرانسوی است. نشر پیدایش ۷ جلد از خانوادهی باحال را برای گروه سنی کودک منتشر کرده است. این مجموعه داستان پدری است که شش فرزند دارد و برای اینکه حفظ کردن شش تا اسم برایش سخت است، همه آنها را ژان صدا میزند، البته با یک پسوند مثل: آ، ب، اُ… اما این تنها اتفاق بامزه خانواده باحال نیست. شش پسر شیطان و دردسرساز، یک مادر فوقالعاده منظم و جدی و یک پدر ماهر فراموشکار چه قصههای خندهداری را که نمیسازند. وقتی ما شش تا برادر به نامهای ژان – آ، ژآن – ب، ژان – س، ژان – د، ژان – او، ژان – ف هستیم، غیرممکن است که حتی برای یک لحظه حوصلهمان سر برود. منوی این تابستان عبارت از: یک اسبابکشی، یک تعطیلات خانهی پاپی ژان، یک ماهی به نام چلغوز، مقدار قابل توجهی پسرعمو با گوشهای برآمده… با یک پنیر پرندهی رمزآلود و یک پدر و مادر. خب از قرار معلوم اوضاع در خانهی ژانها درهم و برهم است. گزیدهای از کتاب خانوادهی باحال ۲: پنیر پرنده آن روز صبح با مادر از مدرسه به خانه برمیگشتیم که پستچی جدید را جلو در ساختمان دیدیم. با یک دست دوچرخهاش را گرفته بود و با دست دیگرش یک پاکت نامهی بزرگ پر از تمبر و مهر را نگه داشته بود. تا ما را دید کلاهش را درآورد و گفت: «میتونیم بهم کمک کنید؟ نامهای برای ژان – ایکس که تو طبقهی یازدهم زندگی میکنه دارم.» ژان – آ گفت:«خودمم.» گفتم: «من هستم.» ژان – س و ژان – د هم گفتند: «ما هستیم.» پستچی که از این وضعیت خندهاش گرفته بود گفت:« با همدیگر به توافق برسید، بچهها. بین شما کی اسمش ژان – ایکسه؟» اما وقتی دست کوچکی به شلوارش چنگ انداخت، کمی جا خورد و لبخندش ناپدید شد.














































