کتاب عشق ورژن 2015
معرفی کوتاه
در غروب قاب گرفتهی خورشید و در زیر آخرین بارقهی روشنایی روز، مانا در حال تجربهی همان احساسی بود که وقت بچگی تجربه کرده بود، زمانی که مادرش هنوز از پدرش طلاق نگرفته بود و زندگیشان زیر خط رنج نبود. آن وقتها هم درست مثل امروز، پاچهی شلوار لی ضخیمش را به زحمت بالا میزد و با پاهای برهنه، لب ساحل وداخل آب می دوید… آن وقت آب، از برخورد پای او با امواج دریا به سر و رویش میپاچید و همهی وجودش را خیس میکرد. چه لذتی داشت آن غفلتِ بی خبری و کودکی؛ و چه رهایی بود در آن شجاعت و نترسی.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از مهرنوش صفایی
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر نشر علی
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجمدیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.
دیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم






دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.