کتاب قبلش دست ها را بشویید
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
چنانکه حالا به این نتیجه رسیدهام
که برای بچگی
سن مناسبی نیست بچگی،
آخر به چه قِسمی بچه میتوان بود
و در یک مراسم رسمی، در پشت تریبون
بهجای حضار محترم
عنکبوت روی دیوار را مخاطب گرفت؟
با قیافهی جدی، چگونه کتابی نوشت
که در صفحات سراسر سفیدش
دو غولبچه، با سرِ بادمجان
به بازی هی جیغ بکشند، هی بدوند؟
یا چطور میشود اصلن
که در ازای تمام خریدهای یومیه
یک خاطره پرداخت؟
و حالا که فکرش را میکنم
انگار که برای بزرگسالی
مانع بزرگتر، همین گندگی است
که معلوم نیست برای چه حمل میکنیم در خود
تا سلسلةالبول و فتق و لقوهاش را
هی بهپای ما بنویسند.







