کتاب مجموعه ی کامل جبران خلیل جبران متون خارج از مجموعه عربی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
به یاد دارم وقتی که بیستساله بودم، یک بار مادرم به من گفت: «اگر وارد دیر میشدم هم برای خودم بهتر بود و هم برای مردم.» گفتم: «اگر تو وارد دیر میشدی، من به دنیا نمیآمدم.» جواب داد: «تو مقدّر بودی پسرم.» گفتم: «امّا خیلی پیش از آنکه به دنیا بیایم، تو را بهعنوان مادر انتخاب کرده بودم.» گفت: «اگر نمیآمدی، اینک فرشتهای در آسمان بودی.» گفتم: «مگر همچنان فرشته نیستم؟» لبخندی زد و گفت: «بالهایت کو؟» دستهایش را بر روی شانههایم نهادم و گفتم: «اینها.» گفت: «شکسته!»
نُه ماه پس از این گفتگو، مادرم به آن سوی شفق نیلگون شتافت؛ امّا کلمهاش (شکسته) در روحم کار خود را کرد و من از این کلمه، داستانِ «بالهای شکسته» را ساختم و پرداختم…
از نامههای جبران به می زیاده












