کتاب کنار نرگس ها جا ماندی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
من مطمئنم بارها در بدن های مختلف زاده شده و به این جهان پا گذاشته و هردفعه عاشقت بوده ام؛ وگرنه قدمت یک عشق باید چیزی بیشتر از بیست سال عمر باشد تا این چنین در وجود آدم ریشه بدواند. من اطمینان دارم در همه ی زندگی های بیش از اینم، با هر هیبتی که زاده شده ام، تو را عمیقا دوست داشته ام؛ فقط نمی دانم کجای آن زندگی های قبلم تو را رنج داده ام که روی کیفیت زندگی فعلی من تأثیر گذاشته است؟ نکند من عاشق خوبی نبودم و یا شاید تو من را کنار باغچه ی نرگس هایت، با کس دیگری دیده بودی! حتی فکرش هم من را می کشد…











