کتاب قاصدک
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
در کودکی بیش از هر چیز دوست داشتم گل های قاصدکی را که در زمین بایر رو به روی خانه مان می رویید بکَنَم، تا جایی که می توانم هوا را درون ریه ام بکشم و با تمام قدرت دانه های قاصدک را فوت کنم.
پخش شدن دانه ها به هر طرف و بالارفتن و شناورشدن شان در آسمان را نگاه می کردم و دوست داشتم بدانم تا کجا می روند و آن جا چه زندگی ای خواهند داشت. وقتی غمگین بودم، خیال میکردم مثل دانههای قاصدک،
عدنان چوبوکهای زیادی هستند و همان طور که من این جا زندگی می کنم، عدنان چوبوک های دیگر هم در جاهای دیگر دنیا مثل من زندگی می کنند…
خدا هم، همان طور که من با قاصدک ها رفتار می کردم، ماها را فوت کرده و هر کدام مان را به جاهای دیگر، به زندگیهای دیگر پراکنده بود. در جاهای مختلفی که افتاده بودیم، به عدنان چوبوک های دیگری تبدیل شده بودیم.
نمی دانستم بقیه به کجا رسیده بودند، چه زندگی ای داشتند، خوشبخت بودند یا نه. فقط یک چیز را می دانستم؛ این که سفر خودم، در زمینِ بایرِ رو به روی خانهٔ کودکی که برای رهایی از تیره روزی اش، رؤیای آدم های شبیه
خودش را می بافت، پایان یافته بود…
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از نشر نشر ثالث
مشاهده همهکتابهای ترجمه شده توسط رضا اهرابیان
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.