کتاب دیگرستان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
فردای روزی که نیز تاکسی را پیدا میکند. راننده را هم زیر نظر میگیرد. آمادو بونامی مردی قدبلند و سیه چرده است با موهای مجعد مشکی به کلاسهای شبانه دانشگاه بوستون میرود همسرش باردار است. همیشه موقع بردن مسافران به فرودگاه کمکشان میکند تا چمدان هایشان را ببرند. آماده زیاد تند نمیراند نیز بیشتر که دقت می کند میبیند انگار آمادو به قوانین رانندگی هم مفید است از همان جایی نان می خرد که مادر لیز می خرد. پسرش به همان مدرسه ای می رود که برادر لیز میرود. لیز دوربین را کنار می زند دوست ندارد این همه از آماد و بونامی بداند. آمادو قاتل است. با خود فکر میکند اون قاتل منه باید تاوان بده مثل مادرش که گفته بود. درست نیست آدم با یک تاکسی کهنه کثیف بزند به مردم و بعد توی خیابان ولشان کند تا بمیرند. باید راهی پیدا کند تا قضیه آمادو بونامی را به پدر و مادرش بگوید. بلند میشود و در حالی که بیش از هر زمان دیگری احساس زنده بودن میکند. از سکوی بازدید خارج میشود.














