کتاب دیوان اشعار حافظ
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب :
غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب بادۀ لعل تو هوشیارانند
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تطاول زلفت چه سوکوارانند
نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس
که عندلیب تو از هر طرف هزارانند
تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
وگرنه عاشق و معشوق رازدارانند
ز زیر زلف دو تا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه بی قرارانند
برو به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه که آنجا سیاهکارانند
نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناه کارانند
تو دستگیر شو ای پیک پی خجسته که من
پیاده می روم و همرهان سوارانند
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
که بستگان کمند تو رستگارانند











