پرش به محتوای صفحه

رادمرد

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۱۵۷

صفحه

۱۳۹۵

سال چاپ

پالتویی

قطع

شومیز

نوع جلد

«… شب، صدايي از سلول طيب آمد. فهميدم دارند مي‌برندش براي اعدام. آمدم جلو، وقتي مي‌رفتند طيب زد به سلول من و گفت: محمد آقا اگه يك روز خميني رو ديدي، سلام منو بهش برسون و بگو خيلي‌ها شما را ديدند و خريدند، ما شما را نديديم… بعد از پيروزي انقلاب، محمدآقا و جمعي از زندانيان 15 خرداد خدمت امام خمینی (ره) رسيدند و با ايشان عكس يادگاري گرفتند. آنجا بود كه محمدآقا پ

۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-012496
تعداد صفحه
۱۵۷
قطع
پالتویی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مشاهده‌ی همه

توضیحات

«… شب، صدايي از سلول طيب آمد. فهميدم دارند مي‌برندش براي اعدام. آمدم جلو، وقتي مي‌رفتند طيب زد به سلول من و گفت: محمد آقا اگه يك روز خميني رو ديدي، سلام منو بهش برسون و بگو خيلي‌ها شما را ديدند و خريدند، ما شما را نديديم… بعد از پيروزي انقلاب، محمدآقا و جمعي از زندانيان 15 خرداد خدمت امام خمینی (ره) رسيدند و با ايشان عكس يادگاري گرفتند. آنجا بود كه محمدآقا پيام طيب را به امام گفت. امام هم فرمودند: «طيب حرّ ديگري بود».

۵۰٬۰۰۰تومان