پرش به محتوای صفحه

راز گل سرخ

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۳۷

صفحه

۱۳۹۱

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

در آغاز کتاب راز گل سرخ می خوانیم : مرگ رنگ 1ـ در قير شب 2ـ دود مى‌خيزد 3ـ روشن شب 4ـ سراب 5ـ خراب 6ـ دلسرد 7ـ دنگ 8ـ ديوار 9ـ دريا و مرد 10ـ سرگذشت 11ـ سرود زهر در قير شب ديرگاهى است در اين تنهايىرنگ خاموشى در طرح لب است. بانگى از دور مرا مى‌خواند، ليك پاهايم در قير شب است. رخنه‌اى نيست در اين تاريكى : در و ديوار بهم پيوسته سايه‌اى لغزد اگر روى زمين نقش وهم

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-385591
شابک
۹۷۸۹۶۴۶۷۳۶۳۴۴
تعداد صفحه
۲۳۷
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۱

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از سهراب سپهری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب اطاق آبی (سروش)

سهراب سپهری

سروش

۲۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هشت کتاب (مرسل)

سهراب سپهری

مرسل

۵۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هشت کتاب

سهراب سپهری

گسترش فرهنگ و مطالعات،ذهن آویز

۱٬۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هشت کتاب طرح 1

سهراب سپهری

گسترش فرهنگ و مطالعات،ذهن آویز

۹۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هشت کتاب طرح 2

سهراب سپهری

گسترش فرهنگ و مطالعات،ذهن آویز

۹۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هشت کتاب طرح 3

سهراب سپهری

گسترش فرهنگ و مطالعات،ذهن آویز

۹۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هشت کتاب

سهراب سپهری

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سهراب سپهری (شعر زمان ما 3)
۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اطاق آبی (به همراه دو نوشته دیگر)
۲۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هشت کتاب

سهراب سپهری

گسترش فرهنگ و مطالعات

۱٬۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تا شقایق هست:تاکوو میلاقه هه یه (گزیده شعرهای سهراب سپهری)،(2زبانه)

سهراب سپهری

ترجمه‌ی فرامرز آقابیگی

سرزمین اهورایی

۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سهراب،همراه با سی دی

سهراب سپهری

دارینوش

۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب صدای پای آب (همراه با سی دی)

سهراب سپهری

دارینوش

۲۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن

یغما گلرویی

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى

پروین اعتصامی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

در آغاز کتاب راز گل سرخ می خوانیم : مرگ رنگ 1ـ در قير شب 2ـ دود مى‌خيزد 3ـ روشن شب 4ـ سراب 5ـ خراب 6ـ دلسرد 7ـ دنگ 8ـ ديوار 9ـ دريا و مرد 10ـ سرگذشت 11ـ سرود زهر در قير شب ديرگاهى است در اين تنهايىرنگ خاموشى در طرح لب است. بانگى از دور مرا  مى‌خواند، ليك پاهايم در قير شب است. رخنه‌اى نيست در اين تاريكى : در و ديوار بهم پيوسته سايه‌اى لغزد اگر روى زمين نقش وهمى است ز بندى رسته. نفس آدم‌ها سر بسر افسرده است. روزگارى است در اين گوشه پژمرده هوا هر نشاطى مرده است. دست جادويى شب در به روى من و غم مى‌بندد. مى‌كنم هرچه تلاش، او به من مى‌خندد. نقش‌هايى كه كشيدم در روز، شب ز راه آمد و با دود اندود. طرح‌هايى كه فكندم در شب، روز پيدا شد و با پنبه زدود. ديرگاهى است كه چون من همه را رنگ خاموشى در طرح لب است. جنبشى نيست در اين خاموشى : دست‌ها، پاها در قير شب است. دود مى‌خيزد دود مى‌خيزد ز خلوتگاه من. كس خبر كى يابد از ويرانه‌ام؟ با درون سوخته دارم سخن. كى به پايان مى‌رسد افسانه‌ام؟ دست از دامان شب برداشتم تا بياويزم به گيسوى سحر. خويش را از ساحل افكندم در آب، ليك از ژرفاى دريا بى‌خبر. بر تن ديوارها طرح شكست. كس دگر رنگى در اين سامان نديد. چشم مى‌دوزد خيال روز و شب از درون دل به تصوير اميد. تا بدين منزل نهادم پاى را از دراى كاروان بگسسته‌ام. گرچه مى‌سوزم از اين آتش به جان، ليك بر اين سوختن دل بسته‌ام. تيرگى پا مى‌كشد از بام‌ها : صبح مى‌خندد به راه شهر من. دود مى‌خيزد هنوز از خلوتم. با درون سوخته دارم سخن. روشن شب روشن است آتش درون شبوز پس دودش طرحى از ويرانه‌هاى دور. گر به گوش آيد صدايى خشك : استخوان مرده مى‌لغزد درون گور. ديرگاهى ماند اجاقم سرد و چراغم بى‌نصيب از نور. خواب دربان را به راهى برد. بى‌صدا آمد كسى از در، در سياهى آتشى افروخت. بى‌خبر اما كه نگاهى در تماشا سوخت. گرچه مى‌دانم كه چشمى راه دارد با فسون شب، ليك مى‌بينم ز روزن‌هاى خوابى خوش : آتشى روشن درون شب. سراب آفتاب است و، بيابان چه فراخ!نيست در آن نه گياه و نه درخت. غير آواى غرابان، ديگر بسته هر بانگى از اين وادى رخت. در پس پرده‌اى از گرد و غبار نقطه‌اى لرزد از دور سياه : چشم اگر پيش رود، مى‌بيند آدمى هست كه مى‌پويد راه. تنش از خستگى افتاده ز كار. بر سر و رويش بنشسته غبار. شده از تشنگى‌اش خشك گلو. پاى عريانش مجروح ز خار. هر قدم پيش رود، پاى افق چشم او بيند دريايى آب. اندكى راه چو مى‌پيمايد مى‌كند فكر كه مى‌بيند خواب. خراب فرسود پاى خود را چشمم به راه دور تا حرف من پذيرد آخر كه: زندگى رنگ خيال بر رخ تصوير خواب بود. دل را به رنج هجر سپردم، ولى چه سود، پايان شام شكوه‌ام صبح عتاب بود. چشمم نخورد آب از اين عمر پرشكست : اين خانه را تمامى پى روى آب بود. پايم خليده خار بيابان. جز با گلوى خشك نكوبيده‌ام به راه. ليكن كسى، ز راه مددكارى، دستم اگر گرفت، فريب سراب بود. خوب زمانه رنگ دوامى به خود نديد : كندى نهفته داشت شب رنج من به دل، اما به كار روز نشاطم شتاب بود. آبادى‌ام ملول شد از صحبت زوال. بانگ سرور در دلم افسرد، كز نخست تصوير جغد زيب تن اين خراب بود. دلسرد قصه‌ام ديگر زنگار گرفت : با نفس‌هاى شبم پيوندى است. پرتوى لغزد اگر بر لب او، گويدم دل: هوس لبخندى است. خيره چشمانش با من گويد : كو چراغى كه فروزد دل ما؟ هر كه افسرده به جان، با من گفت : آتشى كو كه بسوزد دل ما؟ خشت مى‌افتد از اين ديوار. رنج بيهوده نگهبانش برد. دست بايد نرود سوى كلنگ، سيل اگر آمد آسانش برد. باد نمناك زمان مى‌گذرد، رنگ مى‌ريزد از پيكر ما. خانه را نقش فساد است به سقف، سرنگون خواهد شد بر سر ما. گاه مى‌لرزد با روى سكوت : غول‌ها سر به زمين مى‌سايند. پاى در پيش مبادا بنهيد، چشم‌ها در ره شب مى‌پايند! تكيه‌گاهم اگر امشب لرزيد، بايدم دست به ديوار گرفت. با نفس‌هاى شبم پيوندى است : قصه‌ام ديگر زنگار گرفت.