عرشه تا عرش نیروی دریایی ارتش در دفاع مقدس
۲۹۶
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
موتور لنج کار نميکرد. بچهها با قنداق تفنگ و دست شروع کردند به پاروزدن. آنقدر افراد در داخل لنج سوار شده بودند که بدنهي آن تا نيمه داخل آب رفته بود. کمکم همانطور كه از ساحل خرمشهر دور ميشديم غم سنگيني بر روحيه و جسم و جان افراد نشسته بود و همه بهمانند پدري بوديم كه نظارهگر از دست رفتن فرزندش است. صداي گريهي همه افراد در داخل لنج شنيده مي
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-438632
- تعداد صفحه
- ۲۹۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از مرکز اسناد انقلاب اسلامی
مشاهدهی همهتوضیحات
موتور لنج کار نميکرد. بچهها با قنداق تفنگ و دست شروع کردند به پاروزدن. آنقدر افراد در داخل لنج سوار شده بودند که بدنهي آن تا نيمه داخل آب رفته بود. کمکم همانطور كه از ساحل خرمشهر دور ميشديم غم سنگيني بر روحيه و جسم و جان افراد نشسته بود و همه بهمانند پدري بوديم كه نظارهگر از دست رفتن فرزندش است. صداي گريهي همه افراد در داخل لنج شنيده ميشد. آب از طرف دريا بهطرف پل «مد» ميشد. براي لحظاتي احساس کردم جريان آب لنج را بهسمت عراقيها ميكشاند و بهطرفي هدايت ميشويم که زير آتش عراقيها بوديم، به بچههاي تكاور دستور دادم بهسرعت به داخل آب بپريد و هدايت لنج را بهدست بگيريد. چندنفري بلافاصله پريدند داخل رودخانه، طناب جلويي لنج را گرفتند و شروع کردند به کشيدن لنج، بقيهي افراد هم با هرچه دستشان بود، پارو ميزدند. با چنين وضعي به ضلع شرقي رودخانهي کارون رسيديم. (مصاحبه با درياداردوم هوشنگ صمدي)
















