سال لال
۱۶۰
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
جیبی
قطع
سال لال اثر پدرو مایرال تر جمهی اسدالله امرایی دربارهی داستان: داستان سال لال روایت سادهی یک نقاش لال بهنام خوان سالواتیرا است که با هوشمندی زندگی خود را بهصورت جریان رودخانهای از مرز مشترک اروگوئه و آرژانتین روایت میکند. روایتی که نهفقط با کلمه، بلکه از طریق نقاشی ثبت میشود و مثل خاطرات روزانه در پایان سال بایگانی میشود. خوآن سالواتیهرا فرزند رمه
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-838640
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۶۷۸۷۷۴
- تعداد صفحه
- ۱۶۰
- قطع
- جیبی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی اسدالله امرایی
مشاهدهی همهتوضیحات
سال لال اثر پدرو مایرال تر جمهی اسدالله امرایی دربارهی داستان: داستان سال لال روایت سادهی یک نقاش لال بهنام خوان سالواتیرا است که با هوشمندی زندگی خود را بهصورت جریان رودخانهای از مرز مشترک اروگوئه و آرژانتین روایت میکند. روایتی که نهفقط با کلمه، بلکه از طریق نقاشی ثبت میشود و مثل خاطرات روزانه در پایان سال بایگانی میشود. خوآن سالواتیهرا فرزند رمهداری است که در نُهسالگی از اسب میافتد و بر اثر ضربهی مغزی لال میشود. بعد از مرگ سالواتیهرا، پسرانش از بوئنوسآیرس به دهکده برگشته و میراث وی را پیدا میکنند و موزهداران اروپایی که دنبال نقاشی عجیبوغریب آمدهاند، قصد خرید آن را به قیمت گزاف دارند اما متوجه میشوند که حلقهی اصلی، روایت یک سال این وسط گم شده است. جستجویی درمیگیرد که پیوندهای بین هنر و زندگی را روشن میکند، اما فتنهای از رازهای خانوادگی مدفون در گذشته سایههای خود را بر زمان حال میافکند.. دربارهی نویسنده: يدرو مايرال متولد ۱۹۷۰ در بوئنوس آیرس است. تحصیلات دانشگاهی را در رشته ی پزشکی شروع کرد، اما همان سال اول فهمید آدم ادامه دادنش نیست. با داشتن پدری وکیل و سخت گیر ترک چنین رشته ای راحت نبود. خودش درباره ی این دوران گفته که هر روز صبح به دانشگاه می رفته تا با حضورش در آنجا عذاب وجدان کمتری داشته باشد و به جای شرکت در کلاسها به کتابخانه میرفته و بی وقفه مطالعه میکرده. بعد از آن رفت سراغ تحصیل در رشته ی ادبیات. برشهایی از کتاب: صفحهی کاغذ تنها جای خالی است که در این جهان پدرم برای من نانوشته گذاشته است. ما جاهایی را که والدینمان خالی میگذارند پر میکنیم.

















































