سال نو با ادمک زنده (پارک وحشت ۱۸)
۱۸۸
صفحه
۱۳۹۷
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
سال نو با آدمک زنده هجدهمین جلد از مجموعه پارک وحشت نوشتهی آر ال استاین ، نویسندهی معروف آمریکایی است. داستانهای ترسناک آر ال استاین در بین نوجوانان ایرانی نیز محبوبیت زیادی دارد. سری کتابهای پارک وحشت، یک زیرمجموعه نوزده جلدی از مجموعهی اصلی ترس و لرز است. در این مجموعه با یک پارک تفریحی وحشتناک روبهرو میشویم که توسط موجوداتی به اسم وحشت اداره میشود
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- کودک و نوجوان
- شناسه کالا
- kj-227592
- تعداد صفحه
- ۱۸۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۷
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از پیدایش
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی شهره نورصالحی
مشاهدهی همهتوضیحات
سال نو با آدمک زنده هجدهمین جلد از مجموعه پارک وحشت نوشتهی آر ال استاین ، نویسندهی معروف آمریکایی است. داستانهای ترسناک آر ال استاین در بین نوجوانان ایرانی نیز محبوبیت زیادی دارد. سری کتابهای پارک وحشت، یک زیرمجموعه نوزده جلدی از مجموعهی اصلی ترس و لرز است. در این مجموعه با یک پارک تفریحی وحشتناک روبهرو میشویم که توسط موجوداتی به اسم وحشت اداره میشود. ال استاین را به عنوان «استفن کینگ کتاب کودک» در دنیای ادبیات میشناسند. او یکی از پرکارترین نویسندگان ژانر طنز و وحشت است و بیش از صدها عنوان کتاب ترسناک و خندهدار نوشته و بیش از ۳۰۰ میلیون نسخه از آثار او در سطح جهان به فروش رفته و به ۳۲ زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در سال نو با آدمک زنده ، رِی گوردون عاشق ترساندن برادر کوچکترش برندون است. البته کار خیلی سختی هم نیست با در نظر گرفتن این که برندون از همه چیز و همه کس میترسد؛ صداهای بلند، ترن هوایی و به خصوص عروسک چوبیای به اسم اسلپی که ری از مغازه سوقاتی فروشی پارک وحشت خرید. برای این که جشن سال نو را جشن بگیرد، والدین ری از او قول گرفتند تا برندون را نترساند. اما اتفاقات عجیب و بدی پشت سرهم بر سر برادر کوچک ری اتفاق میوفتند و به نظر میرسد اسلپی همیشه دور و بر این اتفاقات است وقتی که به وقوع میپیوندند… به پارک وحشت وارد شوید. گزیدهای از کتاب سال نو با آدمک زنده اسم من ری گوردون است و دوازده دارم. برادرم برندون نه سالش است، اما مردم خیال میکنند از من بزرگتر است. چرا؟ چون این بچهغول پانزده سانت از من بلندتر است و شانهها و سینهی پهنی دارد. موهایش سیاه و صاف است و نگاه تیزی دارد که حالت خشنی به قیافهاش میدهد. من لاغر و کوتاهم و موهای بور منگولی، چشمهای آبی و لپهای کک و مکی دارم. سنم از همه بچههای کلاس کمتر است، اما از بندون سه سال بزرگترم. خیلی مسخره است، چون برندون برعکس ظاهرش، پهلوانپنبهی بیعرضهای است که نگو! بنابراین چه عیبی دارد که هرکس مرا نگاه کند، به نظرش کوتولهای بیایم که کنار یک غول ایستاده؟ قلدر خانواده منم، برندون از حشرهها و از مار میترسد، از رفتن تو بیشه و تو آب هم همینطور. و هرچیز دیگری که فکرش را بکنید.


















































