ساعت گرگ و میش
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
دربارهی کتاب ساعت گرگ و میش دو دوست، یکی سرباز دیگری دبیر، یکی جسم را بهکار میگیرد و دیگری روح را، یکی عملکردن را یاد میدهد و دیگری فکرکردن را، یکی خشونت بهخرج دادن را در پیش میگیرد و دیگری عدم خشونت را. اما به کجا میرسند؟کتاب در هر صفحه و هر فصلش چنان از گفتههای جاندار، تکاندهنده، گاه گزنده و گاه نوازشآمیز پر است که آدم بهفکر میافتد آنها را د
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلتِ تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-050725
- شابک
- ۱۷۶۷۰۸۶۷۷۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از مجید (به سخن)
مشاهدهی همهتوضیحات
دربارهی کتاب ساعت گرگ و میش دو دوست، یکی سرباز دیگری دبیر، یکی جسم را بهکار میگیرد و دیگری روح را، یکی عملکردن را یاد میدهد و دیگری فکرکردن را، یکی خشونت بهخرج دادن را در پیش میگیرد و دیگری عدم خشونت را. اما به کجا میرسند؟کتاب در هر صفحه و هر فصلش چنان از گفتههای جاندار، تکاندهنده، گاه گزنده و گاه نوازشآمیز پر است که آدم بهفکر میافتد آنها را در جُنگی گردآوری کند، ولی چه ضرورتی دارد، کتاب خود جُنگ مفصلی است، فرآوردهای از ضدونقیضها، ظلمت و روشنایی، خلاصهای از «بودن» و «شدن» ، از طبیعت، از انسان، از آنچه که ما برایش پا به این دنیا گذاشتهایم و از رسالتی که به عهدۀ یکایک ماست. ساعت گرگ و میش، نگاهی دارد به الجزایر در دوران مستعمره . در واقع نگاهی به مردم و روشنفکران فرانسه در زمانی که الجزایر از مستعمرات آن به شمار می رفت. و تقابل دو دیدگاه متضاد است که رولان، شخصیت اصلی داستان، با افراد دیگر خصوصاً جورج به عنوان فردی با دیدگاه متفاوت دارد . نکته ای که داستان را متفاوت می کند زاویه دید این رمان است که از فرانسه به الجزایر نیست بلکه نگاه به انسان ها است. انسانها در الجزایر و انسانها در فرانسه. این کتاب علاوه بر روشنگری از عنصر هیجان،عشق و دوستی بهره مند است. دغدغه اصلی این داستان انسان و وظیفه انسان در قبال انسان است. بریدهای از کتاب “خدمت سربازی مثل بیماری یرقان است:دکتر به آدم می گوید به زودی خیلی غمگین خواهی شد، ولی آیا می توان از آن پرهیز کرد؟ هر طور می توانم از خودم دفاع می کنم” رولان همقطارانش در پادگان را با این صفات معرفی می کند:”آنچه که در آنها بیشتر نظرم را جلب می کند نا هماهنگیشان است. بدنشان، روحشان، احساسشان با بی نظمی و هر کدام با نواخت خاص خودش رشد می کند. هیچ وقت همقطارانم به اندازه زمان حاضر ورزیده نخواهند شد، ولی از نظر فهم و شعور بچه های شانزده ساله ای بیش نیستند. به طور انفرادی شانزده ساله و به طور دسته جمعی دوازده سال و نیم! تا ده سال دیگر ذهن شان شکل اصلی اش را پیدا خواهد کرد ؛ یعنی موقعی که جسم شان دیگر کمتر از آنها فرمان خواهد برد . و اما احساس ـ جایی که عشق چیزی نیست جز افتضاح به پا کردن، بی ادبی و خودستایی، و دوستی مفهومش چیزی نیست جز همدستی- آیا می توان از احساس حرف زد؟ دربارهی نویسنده ژیلبرت سسبرون، متولد ۱۳ ژانویهی ۱۹۳ در فرانسه و درگذشته در ۱۳ آگوست ۱۹۷۹ میباشد. از آثار وی اقتباس سینمایی نیز شده است.

















