صدنامه عاشقانه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

برشی از کتاب صد_نامه_عاشقانه اثر نزار_قبانی اين نامه‌هایی که منتشر مي‌کنم، تنها چيزهایي‌اند که از غبار عشق و معشوقه‌هايم باقي مانده‌اند. فکر نمي‌کنم انتشارشان خيانت يا تعرض به حريم کسي باشد. بالاخره من هم شاعري هستم که مثل همه‌ی مردها ميراثي از عشق برايم مانده است. اينکه خجالت ندارد. البته انکار نمي‌کنم که به‌عنوان آخرين راه‌حل، به سوزاندنشان هم فکر کرده بود

۲۶۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-672616

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نیماژ

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب زیر چتر تو باران می اید
۲۰۰٬۰۰۰تومان

ترجمه‌ی ی سیلویا بجانیان

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دست نوشته ها
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دندانه های سین احسانم
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جمشیدخان عمویم که باد همیشه او را با خود می برد مینیماژ
۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سابینا

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب منجنیق
۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب من قبلا اینجا بوده ام
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بارش کلاه مکزیکی
۴۴۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی انسیه سادات هاشمی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب دلشان با ما و بمبشان بر سر ماست

احلام مستغانمی

ترجمه‌ی انسیه سادات هاشمی

ستاک

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب وسوسه جدایی

احلام مستغانمی

ترجمه‌ی انسیه سادات هاشمی

ستاک

۲۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اندیشه های سیاسی (یادداشت هایی پیرامون کمپ دیوید)

احسان عبدالقدوس

ترجمه‌ی انسیه سادات هاشمی

ستاک

۲۰۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

برشی از کتاب صد_نامه_عاشقانه اثر نزار_قبانی اين نامه‌هایی که منتشر مي‌کنم، تنها چيزهایي‌اند که از غبار عشق و معشوقه‌هايم باقي مانده‌اند. فکر نمي‌کنم انتشارشان خيانت يا تعرض به حريم کسي باشد. بالاخره من هم شاعري هستم که مثل همه‌ی مردها ميراثي از عشق برايم مانده است. اينکه خجالت ندارد. البته انکار نمي‌کنم که به‌عنوان آخرين راه‌حل، به سوزاندنشان هم فکر کرده بودم تا هم خودم از زير بار سنگين اين ميراث و نامه‌ها خلاص شوم، هم معشوقه‌هايم. شعری از کتاب صد_نامه_عاشقانه وقتي خدا زنان را بين مردان تقسيم کرد و تو را به من داد احساس کردم که آشکارا طرف مرا گرفته و بر خلاف تمام کتاب‌هاي آسمانيِ خود رفتار کرده است به من شراب داد، به آن‌ها گندم بر تن من ابريشم پوشاند، بر تن آن‌ها کتان به من گل داد، به آن‌ها شاخه وقتي خدا مرا با تو آشنا کرد و به خانه‌اش رفت فکر کردم برايش روي برگه‌اي آبي نامه‌اي بنويسم و آن را در پاکتي آبي بگذارم و با اشکِ آبي بشويم و آن را با عبارت «دوست من!» آغاز کنم مي‌خواستم از او تشکر کنم که تو را براي من انتخاب کرد چون خدا -آن‌طور که به من گفته‌اند- فقط نامه‌هاي عاشقانه را تحويل مي‌گيرد و فقط آن‌ها را جواب مي‌دهد وقتي جايزه‌ام را گرفتم و تو را مثل گل مگنوليا روي دستم گذاشتم و آمدم دست خدا را بوسيدم ماه و ستاره‌ها را يکي‌يکي بوسيدم کوه‌ها و دره‌ها و پره‌هاي آسياب‌هاي بادي را بوسيدم ابرهاي بزرگ را بوسيدم ابرهاي کوچکي را هم که هنوز به مدرسه مي‌روند بوسيدم جزيره‌هاي روي نقشه‌ها را بوسيدم جزیره‌هایی را بوسیدم که هنوز از یاد نقشه‌ها نرفته‌اند شانه‌هايي که با آن‌ها موهايت را شانه خواهي کرد آينه‌هايي که بر آن‌ها نقش خواهي بست و تمام کبوترهاي سفيدي را بوسيدم که جهازت را روي بالشان خواهي آورد

۲۶۰٬۰۰۰تومان