سنگ لحد مجموعه نقطه سر خط (داستانهای ایرانی)
۱۴۶
صفحه
۱۳۹۹
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
انوش، پسری تنها با عادتها و وسواسهایی خاص تهران ساکن است. او چهارده سال پیش پدرش را از دست داده است و تنها مادرش برای او مانده که ساکن چالوس است. انوش به تلفن همراه اعتقادی ندارد و برای همین هر کسی که با او کاری دارد به تلفن خانهش زنگ میزند و برایش پیام میگذارد. یک روز غروب که مورد نحسیهای روزانهی بسیاری قرار گرفته، مثل سوراخ بودن نوک جوراب پای راستش،
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-809771
- تعداد صفحه
- ۱۴۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۹
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از آوند دانش
مشاهدهی همهتوضیحات
انوش، پسری تنها با عادتها و وسواسهایی خاص تهران ساکن است. او چهارده سال پیش پدرش را از دست داده است و تنها مادرش برای او مانده که ساکن چالوس است. انوش به تلفن همراه اعتقادی ندارد و برای همین هر کسی که با او کاری دارد به تلفن خانهش زنگ میزند و برایش پیام میگذارد. یک روز غروب که مورد نحسیهای روزانهی بسیاری قرار گرفته، مثل سوراخ بودن نوک جوراب پای راستش، از پیامگیر صدای غریبی را میشنود که سولماز، دختری که دوست دارد برایش فرستاده. سولماز میگوید که این صدا کل دیشب از پنجرهی اتاق میآمده. انوش میترسد و شک میکند که این صدا متعلق به گذشتهی اوست. او یک بار چهارده سال پیش این صدا را شنیده و کشته و زیر خاک دفنش کرده، حالا میترسد که جنازه از گور برخاسته باشد و برای انتقام آمده سراغش. برای همین آمادهی رفتن به چالوس میشود تا پای درخت انجیر پشت حیاط خانهی پدریاش را بکند و ببیند جنازه زیر خاک است یا نه. انوش در راه رسیدن به چالوس، داستان مواجههاش با این صدا و نحسیهایی که بر سرش آورده را تعریف میکند. اما آن صدای مرموز متعلق به کیست؟ چرا او را کشت؟ صدا چه نحسی به زندگی انوش زده است؟ آیا جنازه هنوز زیر خاک است یا برای انتقام از گور برخاسته است؟ چرا باید بخریم؟ رمان «سَنگِ لَحَد» روایتی فانتزی را از ذهن وسواسی یک پسر جوان پیشروی شما میگذارد. اگر دنبال یک داستان رمزآلود و پرتعلیق میگردید، همراه «سنگِ لَحَد» به دنبال کشف جنازهای بروید که از گور برخاسته است. اگر گاهی بین خاطرات خود گم میشوید و تمام خاطرات کودکی جلوی چشمهایتان نقش میبندد، این داستان شما را دقیقاً به پنهانترین نقاط گذشته میبرد؛ جایی که عشقِ دورهی نوجوانیتان پیشروی شما نشسته، دوست خیالی کودکیتان با شما حرف میزند و پدر و مادرتان مقابل کنجکاویهای شما ایستادهاند. یکی از ویژگیهای این رمان، نمود زندگی تنها و مجردی یک جوان در تهران است. همچنین اگر به جادهچالوس و شمال علاقه دارید، خواندن این اثر خالی از لطف نیست. «سَنگِ لَحَد» رمانی سرگرمکننده و عمیق است، داستان گذشتهی دردناکی که دوباره بیخ گلوی راوی را گرفته است. آیا میدانید آن سنگِ سختی که روی سر مرده هنگام به خاک سپردن میگذارند، چیست؟ آیا میدانستید سوراخ روی جوراب میتواند چه بلاهایی سر آدم بیاورد؟ اگر دنبال داستانی میگردید که هم اوقات فراغت شما را پر کند و هم شما را به فکر وادارد، بدون شک «سَنگِ لَحَد» یکی از بهترین انتخابهاست.




































