تا به اخر با هیتلر؛ خاطرات پیشکار هیتلر
۲۳۲
صفحه
۱۳۸۸
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
جملات برتر کتاب تا به آخر با هیتلر از نگاه مخاطبان من معنای کلمهٔ تسلیم را نمیفهمم و هرگز نفهمیدهام! هیتلر در کتاب نبرد من و در سخنرانیهای عمومی، خود را یک «کارگر ساده» میخواند. گورینگ در دادگاههای نورمبرگ گفت هرکس از پیروی از هیتلر سر باز زده، الان زیر خاک است. ریاست و صرفاً شخصیت هیتلر، تنها دلیل وفاداریام به او بود، نه دیدگاه و اندیشههای سیاسیاش.
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- زندگینامه و خاطرات
- شناسه کالا
- kj-670343
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۲۵۴۰۷۷۷
- تعداد صفحه
- ۲۳۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۸۸
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از میلکان
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی حمید هاشمی
مشاهدهی همهتوضیحات
جملات برتر کتاب تا به آخر با هیتلر از نگاه مخاطبان من معنای کلمهٔ تسلیم را نمیفهمم و هرگز نفهمیدهام! هیتلر در کتاب نبرد من و در سخنرانیهای عمومی، خود را یک «کارگر ساده» میخواند. گورینگ در دادگاههای نورمبرگ گفت هرکس از پیروی از هیتلر سر باز زده، الان زیر خاک است. ریاست و صرفاً شخصیت هیتلر، تنها دلیل وفاداریام به او بود، نه دیدگاه و اندیشههای سیاسیاش. وقتی پای یکی از منشیها به جایی میخورد، هیتلر پدرانه نگرانش میشد، ولی بهراحتی حکم اعدام هزاران نفر انسان را صادر میکرد. پس از مدتی متوجه شدم که هیتلر دیگر از پیروزی صحبت نمیکند و بهجای آن از مرگ صحبت میکند. هروقت تنها میشدیم میگفت: «ما مجبوریم این مبارزه رو تا مرگ ادامه بدیم.» حتی وقتی در شوروی در زندان بودم طوری رفتار کردم که انگار تا آخرین لحظه مطمئن بودم که نبوغ هیتلر همهٔ مشکلات را حل میکند. «انسان همیشه به مراد دلش میرسد، ولی به مقیاس بسیار کم و آن هم روزی که دیگر خیلی دیر است.» هیتلر میگفت: «مسائل خصوصی مردم تا وقتی به دولت و رهبری ربطی نداشته باشه، به من ارتباطی پیدا نمیکنه.» و به این حرف واقعاً پایبند بود. توی تاریخ هیچ وضعیتی کاملاً ناامیدکننده نیست و ما اگه سعی کنیم سر پا بمونیم و استقلالمون رو حفظ کنیم، همیشه ممکنه چیزی پیش بیاد که بتونیم با اون پیروز بشیم. هیتلر در میان خرابههای انفجار ایستاد و به موسولینی گفت: «همه جز من بهشدت زخمی شدهن. حتی چند نفر جونشون رو از دست دادن. من به طرز معجزهآسایی از مرگ جَستم و این نشون میده که هیچ اتفاقی برام نمیفته و سرنوشت و مشیت الهی من رو برای تحقق هدف مشترکمون انتخاب کرده.» متن پشت جلد کتاب هاینتس لینگه ده سال به آدولف هیتلر خدمت کرد، از ۱۹۳۵ تا هنگام مرگ پیشوا در می ۱۹۴۵، در پناهگاه زیرزمینی برلین. او یکی از آخرین افرادی بود که پناهگاه را ترک کرد و هنگام خودکشی هیتلر نگهبانی از در را به عهده داشت. لینگه در سالهای خدمت خود مسئول رسیدگی به همهی کارهای شخصی هیتلر بود و دائماً در کنارش حضور داشت. او ادعا میکند که در طی آن سالها فقط اوا براون از او به هیتلر نزدیکتر بود. لینگه با حکایتها و اظهارنظرهای زیادی جریان روزمرهی خانهی هیتلر را به تصویر میکشد، از جمله عادتهایش در غذاخوردن، نقطهضعفهای کوچکش، علائقش، حس شوخطبعیاش و زندگی خصوصیاش با براون. لینگه باور داشت که سگ هیتلر نزدیکترین همدمش بود. بعد از جنگ در مصاحبهای گفت: «امضاکردن حکم اعدام یکی از افسران حاضر در خط مقدم برایش آسانتر بود از اینکه خبر بدی دربارهی سلامتی سگش بشنود.» لینگه در تا به آخر با هیتلر در چند مورد (از جمله سوءقصد اشتوفنبرگ در جولای ۱۹۴۴) گزارش عینی ممتازی از وقایع به دست میدهد. همچنین دربارهی اعضای برجستهی حلقهی نزدیکانِ هیتلر (مانند هس، بورمن و ریبنتروپ) شرححال مختصر و مفیدی ارائه کرده است. «ترسآور و در عین حال مسحورکننده … خوراک کسانی که دوست دارند زندگی روزمرهی یکی از هیولاهای تاریخ را از نمایی نزدیک ببیننند.» ـ ـ لایبرری جورنال







































