تاریخ رالیسم
۲۴۰
صفحه
رقعی
قطع
بوریس ساچکوف در کتاب تاریخ رآلیسم خود گزارشی جامع و روشنگر از تکامل رآلیسم در مقام یک جنبش ادبی و هنری از اوایل قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم ارائه میکند. او با بررسی مبانی فلسفی و عناصر سبکی و اثرات فرهنگی و اجتماعی گستردهی رآلیسم نشان میدهد که چگونه این مکتب به شرایط اجتماعی و سیاسی و فرهنگی زمان خود پاسخ داده و خود در آن بستر شکل گرفته است. ادعای ساچکو
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ هنر
- شناسه کالا
- kj-383131
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۰۱۷۰۳۴
- تعداد صفحه
- ۲۴۰
- قطع
- رقعی
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از لاهیتا
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی محمدتقی فرامرزی
مشاهدهی همهتوضیحات
بوریس ساچکوف در کتاب تاریخ رآلیسم خود گزارشی جامع و روشنگر از تکامل رآلیسم در مقام یک جنبش ادبی و هنری از اوایل قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم ارائه میکند. او با بررسی مبانی فلسفی و عناصر سبکی و اثرات فرهنگی و اجتماعی گستردهی رآلیسم نشان میدهد که چگونه این مکتب به شرایط اجتماعی و سیاسی و فرهنگی زمان خود پاسخ داده و خود در آن بستر شکل گرفته است. ادعای ساچکوف در کتاب این است که رآلیسم، فراتر از یک سبک یا تکنیک، نمایانگر چرخشی اساسی در نحوهی مواجههی ادبیات و هنر با واقعیت، بهویژه در زمانهی صنعتیشدن سریع و شهرنشینی و ناآرامیهای اجتماعی است و نویسندگانی مانند بالزاک و فلوبر و دیکنز، با رد رمانتیسیسم و ذهنگرایی، استادانه سعی در بهتصویرکشیدن زندگی روزمره و مبارزات و کشمکشهای مردم عادی در چنین دورانی داشتهاند. به باور ساچکوف، ادبیات رئالیستی همواره شکلی از نقد اجتماعی بوده که بیعدالتیها و نابرابریها و تناقضات ذاتی جامعهی سرمایهداری را آشکار میکند و نویسندگان رئالیست هم صرفاً توصیفگر یا ناظر منفعل جامعه نبودند، بلکه فعالانه در ایدههای تحولخواهانه مشارکت داشتند و به دنبال افزایش آگاهی دربارهی مسائل اجتماعی و تقویت حس همدلی و همبستگی در میان خوانندگان خود بودند و تلاش میکردند با چنین رویکردی، شکاف میان هنر و زندگی را پر کنند. این رویکرد با جنبشها و نظریههای دیگری مانند ناتورالیسم و داروینیسم و مارکسیسم تقویت شد تا به چارچوب جدیدی برای درک پیچیدگیهای تجربهی انسانی و تغییرات اجتماعی دست یابد. افزون بر این، ساچکوف به ابعاد فلسفی رآلیسم هم توجه نشان میدهد و بهویژه به رابطهی آن با ماتریالیسم و انسانگرایی میپردازد و باور دارد که ریشههای رآلیسم را باید در جهانبینی ماتریالیستی جست که انسان را محصول شرایط اجتماعی و تاریخی خود میبیند. از سوی دیگر، رآلیسم منعکسکنندهی دغدغههای انسانگرایانهی مرتبط با شأن و عاملیت و قابلیتهای انسانی است و از همین روست که قدرت و جذابیت منحصربهفرد خود را مییابد. ساچکوف به نقش رآلیسم در قرن بیستم و چارچوب سنتهای ادبی شوروی نیز بیاعتنا نیست. او مدعی است توسعهی رآلیسم سوسیالیستی اگرچه بر میراث رآلیسم قرن نوزدهم شکل گرفت، اما به شکل رسمی و بر اساس نیازهای ایدئولوژیک و سیاسی خاص دولت شوروی بنا نهاده شد که هدفش آموزش و بسیج تودهها در حمایت از سوسیالیسم بود. چنین خاستگاهی محدودیتها و چالشهایی را برای این نوع خاص رآلیسم در آن دوران پدید آورد و آن را به سمت تولید آثار قالبی و تبلیغاتی سوق داد که در آنها نوآوریهای هنری فدای سویههای ایدئولوژیک میشد. با این همه، ساچکوف یادآور میشود که رآلیسم سنتی یکپارچه یا ایستا نیست، بلکه پویا و در حال تکامل است و تعهدش به توصیف پیچیدگیهای زندگی روزمره و تمرکز بر عدالت اجتماعی و توانایی آن در پرورش همدلی و آگاهی انتقادی آن را به یک سنت ادبی حیاتی و پایدار بدل ساخته است.

















