پرش به محتوای صفحه

تاس ها و یک نمایشنامه ی دیگر

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

تاس‌ها اثرنستور کابایرو (1951-) نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس ونزوئلایی، متولد کاراکاس. فعالیت هنری‌اش را با هنرهای تجسمی شروع کرده اما در نهایت برای بیان افکار و ایده‌هایش نوشتن را انتخاب کرده است. شعر می‌نویسد، نقاشی می‌کند و در روزنامه‌ای معتبر پیرامون مسائل فرهنگی‌ـ‌هنری ستون ثابت دارد. رمانش با عنوان «پرتقال‌های شیرین» با استقبال چشمگیر مخاطبان مواجه شد. ب

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
نمایشنامه و فیلمنامه
شناسه کالا
kj-323905

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از نیماژ

مشاهده‌ی همه

توضیحات

تاس‌ها اثرنستور کابایرو (1951-)  نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس ونزوئلایی، متولد کاراکاس. فعالیت هنری‌اش را با هنرهای تجسمی شروع کرده اما در نهایت برای بیان افکار و ایده‌هایش نوشتن را انتخاب کرده است. شعر می‌نویسد، نقاشی می‌کند و در روزنامه‌ای معتبر پیرامون مسائل فرهنگی‌ـ‌هنری ستون ثابت دارد. رمانش با عنوان «پرتقال‌های شیرین» با استقبال چشمگیر مخاطبان مواجه شد. برای رادیو، تلویزیون و سینما می‌نویسد و یکی از فیلم‌نامه‌هایش جایزه‌ای ملی برایش به ارمغان آورده است. با تمام پرکاری‌اش در شاخه‌های گوناگون، بیش از هر چیز به‌عنوان نمایشنامه‌نویسی قهار شناخته می‌شود. بیش از سی‌وپنج نمایشنامه نوشته است که در کشورهایی مثل امریکا، اسپانیا، فرانسه، آلمان، آرژانتین، کلمبیا، بولیوی، کوبا، مکزیک، پرو، شیلی و پاناما اجرا شده‌اند و جوایز بسیاری برای او به ارمغان آورده‌اند. تاس‌ها با عنوان اصلی «تاس‌های ژنرال اوردانتا» روایت زندگی ژنرال رافائل اوردانتا است؛ قهرمان آزادی‌خواهی که 23 اکتبر 1788 در ماراکائیبو متولد شد و 23 آگوست 1845 در پاریس درگذشت. کابایرو در این نمایشنامه روزهای پایانی زندگی ژنرال را روایت کرده است. کابایرو در نمایشنامه‌ی الاهگان سراغ دو شخصیت برجسته در تاریخ ادبیات و تاریخ هنر رفته است. فریدا کالو و سیلویا پلات. این نمایشنامه روایتگر مواجهه‌ی خیالی فریدای نقاش با سیلویای شاعر است که با هم از رنج‌ها و نوسان‌های زندگی هنری‌شان پرده برمی‌دارند. ————————————————————— سیلویا: تِد با چشم‌های باز می‌خوابه. فریدا: همه‌ی شاعرها این‌طوری می‌خوابن، به جز آندره برتون. برتون وقت خواب یه چشمش باز بود و اون یکی‌ش بسته. سوررئالیست بود دیگه. [می‌خندد.] سیلویا: و من؟ فریدا: شاعرهای زن نمی‌خوابن.