تله نصیحت
۱۹۲
صفحه
رقعی
قطع
مجید زارع
نوع جلد
نگاهی کلی بر کتاب «کسانی بهتر از همه نصیحت میکنند که… نصیحت نمیکنند!» کتاب «تله نصیحت» نوشته مایکل بانگی استانیر، سفری است به عمق عادتهای ذهنی و رفتاری رهبران، مدیران، معلمان و هرکسی که خود را فردی کمکرسان میداند، اما اغلب به جای کمک واقعی، در دام نصیحت کردن گرفتار میشود! استانیر، یکی از برجستهترین صاحبنظران در حوزه مربیگری و ارتباطات مؤثر، با نگار
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلتِ تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-351299
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۷۰۸۹۳۰۱
- تعداد صفحه
- ۱۹۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- مجید زارع
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از آریانا قلم
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سهند حمز ه ئی
مشاهدهی همهتوضیحات
نگاهی کلی بر کتاب «کسانی بهتر از همه نصیحت میکنند که… نصیحت نمیکنند!» کتاب «تله نصیحت» نوشته مایکل بانگی استانیر، سفری است به عمق عادتهای ذهنی و رفتاری رهبران، مدیران، معلمان و هرکسی که خود را فردی کمکرسان میداند، اما اغلب به جای کمک واقعی، در دام نصیحت کردن گرفتار میشود! استانیر، یکی از برجستهترین صاحبنظران در حوزه مربیگری و ارتباطات مؤثر، با نگارشی روان، انتقادی و در عین حال صمیمی، به ریشههای روانی و اجتماعی تمایل به نصیحت کردن میپردازد و نشان میدهد چرا معمولاً وقتی کسی مشکلی را مطرح میکند، ما با شوق عجیبی سعی میکنیم با نصیحت کردن او، آن موضوع را به شیوه خودمان حل کنیم. استانیر این کتاب را در ادامه کتاب دیگرش با عنوان «راه و رسم مربیگری» منتشر کرده و نکته جالب آن است که او حس کرده برای انتقال بهتر یکی از مفاهیم اساسی آن کتاب، «یعنی کمک مربی به دیگران برای حل مساله توسط خودشان» نیاز است که یک کتاب جدید نوشته شود. چرا؟ چون اغلب مدیران و کارشناسان و رهبران و خودِ ما، احساس میکنیم که «کمک در حل مساله یعنی پاسخ را آنگونه که خود میدانیم، درک میکنیم و تصور میکنیم، به طرف مقابلمان بگوییم»! اینجاست که «مربیگری میشود نصیحتگری» و برای همین کتابی نوشته میشود تا «نصیحتنکردن» را آموزش دهد. مطمئن باشید خواندن این کتاب شما را به فردی دیگر تبدیل میکند. انسانی آرامتر، صبورتر، با قدرتِ درکِ بیشترِ دیگران و بسیار محبوبتر. تاثیر ورود این خصلتها را در زندگی شخصیتان تصور کنید، لذتبخش است! حال فکر کنید اگر این رویکردها را در مدیریت و رهبری و مربیگریتان بکار ببرید چه اتفاقی برای تیم و سازمان شما خواهد افتاد. گفتنی است کتاب اول استانیر یعنی راه و رسم مربیگری هم توسط همین انتشارات به چاپ رسیده و در دسترس است. نگاهی عمیقتر به کتاب تله نصیحت در آغاز کتاب، نویسنده خود و مأموریتش را معرفی میکند: تأکید بر این که مربیگری و کمک مؤثر به دیگران، اغلب به معنای خودداری از نصیحت کردن است. او توضیح میدهد که بیشتر ما، حتی با نیت خیر، وقتی با درددل یا مشکل کسی مواجه میشویم، ذهنمان فوراً فعال میشود و در نتیجه، شروع به ارائه راهحلهای مختلف میکنیم. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این شیوه کمک واقعاً به رشد، حل مسئله و توانمند شدن دیگران منجر میشود؟ نویسنده با صراحت پاسخ میدهد: خیر! بعد در ادامه کتاب، با آوردن مثالهایی از زندگی شخصی، تجربیات مربیگری و مشاورههای سازمانی خودش، این دیدگاه را تأیید میکند. استانیر در بخشی از کتاب، با معرفی مفهوم «هیولای نصیحت» ساختاری جذاب و خلاقانه برای بررسی این عادت پنهان ارائه میدهد. هیولایی که همیشه بیدار و فعال است و با کوچکترین تحریکی فورا به میدان میآید. به قول او: این هیولا سه چهره دارد: «بگو!» که فوراً راهحل ارائه میدهد، «نجات بده!» که همیشه میخواهد دیگران را از درد نجات دهد، و «کنترل کن!» که میخواهد بر موقعیت و نتیجه گفتگو تسلط داشته باشد. او با زبانی ساده اما دقیق نشان میدهد که این هیولا نهتنها در زندگی روزمره و خصوصی ما، بلکه در فرهنگ سازمانی و اجتماعی هم نفوذ کرده است. شاید حتی گاهی رفتارهای این هیولا ارزش تلقی شود، اما به اعتقاد نویسنده، حضورش آسیبهایی اساسی به همراه دارد: فرسودگی فرد نصیحتکننده، کاهش اعتماد یا انگیزه فرد مقابل، سرکوب خلاقیت و یادگیری، و در نهایت، شکلگیری روابطی نابرابر و وابستهمحور. کتاب تأکید میکند که اگر میخواهیم رهبر، مربی یا حتی دوست بهتری باشیم، باید ابتدا هیولای نصیحت درون خود را بشناسیم، محرکهای آن را کشف کنیم و با تمرین، آن را مهار کنیم. به اعتقاد استانیر هیچکس مجبور نیست همیشه راهحل ارائه دهد؛ گاهی کافی است کنجکاو بمانیم، بیشتر گوش کنیم، کمتر صحبت کنیم و با ایجاد فضایی امن، به دیگران فرصت تجربه، اشتباه کردن و رشد اصیل بدهیم. نویسنده توضیح میدهد که اولین گام برای این تغییر، شناخت الگوهای ذهنی و عاطفی و موقعیتهایی است که هیولای نصیحت را بیدار میکنند. او پیشنهاد میکند که افراد با نگاهی صادقانه کارآمدی این عادت را ارزیابی کنند، مزایا و معایب آن را بسنجند و تصویر ذهنی جدیدی از خود بهعنوان یک راهنما و شنونده فعال بسازند. در کل کتاب، خواننده مفهوم «نصیحت» را همراه با مفهوم «کنجکاوی» میبیند و این یکی از جذابیتهای کتاب و به نوعی، از نیروهای محوری برای مهار هیولا است. نویسنده با بهرهگیری از علوم شناختی، روانشناسی و تجربیات سازمانی، «کنجکاوی» را مهمترین مهارتی میداند که باید تمرین شود. کنجکاوی یعنی به جای واکنش سریع، چند دقیقه بیشتر سؤال بپرسیم، واقعاً گوش کنیم و با پرسشهای باز (نه بسته که با بله یا خیر تمام میشوند) مخاطب را به تفکر وا

















