سنگ و سپر

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۳۳

صفحه

در اولین دوره‌ی جایزه‌ی هوشنگ گلشیری که سال 1380 برگزار شد، داوران در اقدامی که ارزش آن تنها امروز مشخص می‌شود، تک‌داستان‌های کوتاهی را نیز که به نظرشان در مجموعه‌داستان‌ها درخششی خاص داشت، برگزیدند. این داستان‌ها همان‌وقت در مجموعه‌ی «نقش 79» گنجانده و منتشر شدند. عنوان یکی از این داستان‌ها بود: شب در نخلستان، نوشته‌ی صمد طاهری، از مجموعه‌‌داستانِ «سنگ و سپ

۲۸۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-066353
تعداد صفحه
۲۳۳

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از صمد طاهری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب شکار شبانه

صمد طاهری

افراز

۲۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شکار شبانه

صمد طاهری

نیماژ

۲۸۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از افراز

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب جاده آرامگاه
۸۴٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پریکلس، شاهزاده ی تایر
۳۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگر دوباره شروع می کردیم *
۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گل های میخک و دو نمایشنامه ی دیگر*

ریموند کارور

ترجمه‌ی اسدالله امرایی

افراز

۷۲٬۰۰۰تومان
جلد کتاب چیزها

پیمان چهرازی

افراز

۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رومن گاری، عشق من

لیلا شلابی

ترجمه‌ی ساسان تبسمی

افراز

۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ایمپالای سرخ

بنفشه حجازی

افراز

۱۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درآمدی کوتاه بر فیلم مستند

پاتریشیا افدرهاید

ترجمه‌ی کیهان بهمنی

افراز

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تئاتربودگی

ژوزت فرال

ترجمه‌ی محمد طلوعی , فرزانه دوستی

افراز

۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب صدای اقتدار و داستان های دیگر: داستان های مادران و دختران
۷۲٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مأموریت و دو نمایشنامه ی دیگر*

هاینر مولر

ترجمه‌ی ایرج زهری

افراز

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیلمنامه نویسی برای انیمیشن: درس گفتارهایی مقدماتی
۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هنر و پست مدرنیسم *(درس گفتار)

میرعلیرضا دریابیگی

افراز

۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دو پرده ی فصل

فرشته مولوی

افراز

۵۷٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رمزگان هستی: مجموعه آثار عکس گروهی

میرعلیرضا دریابیگی

افراز

۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بازیگران: گفت وگو با سه نسل سینمای ایران
۱۱۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

در اولین دوره‌ی جایزه‌ی هوشنگ گلشیری که سال 1380 برگزار شد، داوران در اقدامی که ارزش آن تنها امروز مشخص می‌شود، تک‌داستان‌های کوتاهی را نیز که به نظرشان در مجموعه‌داستان‌ها درخششی خاص داشت، برگزیدند. این داستان‌ها همان‌وقت در مجموعه‌ی «نقش 79» گنجانده و منتشر شدند. عنوان یکی از این داستان‌ها بود: شب در نخلستان، نوشته‌ی صمد طاهری، از مجموعه‌‌داستانِ «سنگ و سپر»، انتشارات ماریه. این مجموعه‌داستان یک سال قبل در 1379 منتشر شده بود. همان سال‌ها هم از آن استقبال شده بود و چاپ آن به پایان رسیده بود، اما دیگر تجدید چاپ نشده بود تا این‌که طاهری آن را در سال 96 برای انتشار دوباره به انتشارات افراز سپرد و حالا «سنگ و سپر» فرصت دوباره‌ای پیدا کرده است تا به دست خوانندگانِ داستان معاصر فارسی برسد. «سنگ و سپر» را می‌توان در امتداد سنت داستان‌نویسی جنوب دانست، با همان ویژگی‌هایی که در جهان داستانیِ نویسنده‌های جنوبی به چشم می‌خورد: داستان‌هایی با کاراکترهای متعدد، پر از کنش و گفت‌و‌گو و مبتنی بر کشش روایی، حامل تضادهایی ریشه‌ای میان جان‌سخت‌ترین سنت‌ها و به‌روزترین پدیده‌های اجتماعی که در عین حال با یکدیگر همزیستی دارند، و مهم‌تر از همه، تکیه‌داده به صمیمیتی که خیلی زود خواننده را به یکی از همسایه‌ها و نزدیکان کاراکترها تبدیل می‌کند و راهی جز این پیش پای او نمی‌گذارد که داستان را تا ته بخواند و برگردد و این بار لحظه‌هایی را مرور کند که حتم دارد مدت‌ها در خاطرش نقش خواهد بست. در این میان، در داستان‌های طاهری دو نکته بیش از همه حائز اهمیت می‌نماید. یکی مربوط می‌شود به گشایش‌های داستانی او که در اغلب موارد با یک کنش همراه است و همین به خودیِ خود نشان از داستان‌هایی می‌دهد که کشش روایی در آن‌ها حرف اول را می‌زند. دیگر اینکه طاهری چند داستان خود را با راوی اول‌شخص جمع نوشته است و همین نکته یعنی سروکار ما با نویسنده‌ای است که ابایی از خلق کاراکترهای متعدد ندارد، گو این‌که حتی در داستان‌هایی هم که راوی اول‌شخص جمع ندارند، باز تعداد کاراکترها چشمگیر می‌نماید و همین موضوع در قیاس با داستان‌هایی که در این سال‌ها منتشر شده و معمولاً تنهایی آدم‌های پایتخت را به تصویر می‌کشند، غنیمتی است. با هم پاره‌ای از داستانِ «شب در نخلستان» را از مجموعه‌ی «سنگ و سپر» می‌خوانیم: «پای راستم داشت خواب می‌رفت. بلند شدم و از نهر پریدم و راه افتادم طرف نخلستان. ماه نیمه آمده بود میانه‌ی آسمان لنگر انداخته بود. نسیم بوی دریا را به‌همراه داشت. مد کامل بود و قورباغه‌ها می‌خواندند. از روی سد گلی کوتاه به‌طرفِ شط رفتم. میانه‌ی نخلستان صدای سوت‌زدن کسی را شنیدم. برگشتم. حمید بود که روی سد به‌دنبال من می‌آمد. ایستادم تا رسید. داشت چیزی می‌خورد. گفتم: «ها، رفتی خونه شام خوردی؟» همان‌طور که زنجیر کلیدش را می‌چرخاند، گفت: «نه. همین‌جوری دو تا لقمه کباب ورداشتم آوردم.»

۲۸۰٬۰۰۰تومان