عزرائیل ۱ : کهنه سرباز
۲۹۴
صفحه
۱۴۰۰
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
تریلر زیرمجموعهای از ژانر جنایی است. تمرکز اصلی آن بر خلق هیجان، طرحهای پر از تعلیق و پیچش، اطلاعات دقیق و نوعی واقعگرایی سخت توام با خشونت است. رمانی که دغدغهاش عریان کردن لایههای عمیق جنگ و سیاست و امنیت است. رمانی که قصدش میخکوب کردن خواننده و نشان دادن فضایی تازه که تاکنون کمتر کسی آن را تجربه کرده است. کتابستان معرفت با چاپ اولین جلد از مجموعه عزرا
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-027359
- تعداد صفحه
- ۲۹۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۰
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از کتابستان معرفت
مشاهدهی همهتوضیحات
تریلر زیرمجموعهای از ژانر جنایی است. تمرکز اصلی آن بر خلق هیجان، طرحهای پر از تعلیق و پیچش، اطلاعات دقیق و نوعی واقعگرایی سخت توام با خشونت است. رمانی که دغدغهاش عریان کردن لایههای عمیق جنگ و سیاست و امنیت است. رمانی که قصدش میخکوب کردن خواننده و نشان دادن فضایی تازه که تاکنون کمتر کسی آن را تجربه کرده است. کتابستان معرفت با چاپ اولین جلد از مجموعه عزرائیل به وادی چاپ و نشر آثار تریلر در فضای داستانی ایران وارد شده است. عزرائیل روایت مبارزه دورادور حمیدرضا هدایتی- سرگرد حفاجا- و علی علیزاده-قاتل مرموز- است. جغرافیای این مبارزه از شرق در تهران تا نیکوزیای قبرس در غرب است. داستان از ماجرای چند قتل در تهران و دوحه شروع میشود و ادامه پیدا میکند. رمان نیما اکبرخانی تنها محدود به اتفاقات هیجانانگیز نمیشود. او به سراغ پشت پرده اتفاقات مهمی میرود و حواشیای را بیان میکند که قدمت برخیشان چهل ساله است! بیشتر بخوانید: دنیای موازی خیر و شر در یک داستان امنیتی بریده ای از کتاب عزرائیل: همیشه همین طور بود. آدمهایی که در شرایط سخت قرار میگرفتند، مقاومت میکردند. غافل از اینکه همه روزی خواهند شکست. مسئله فقط زمان بود. حدش فرق داشت، بستگی به خود آدمها. بعضی توان تحملشان بیشتر بود و بعضی کمتر. مهم بعد از شکستن بود. تمام تصوراتشان از دنیا مثل تصویری نقشبسته بر آینهای که میشکست، فرومیریخت. بیصدا و دردناک نابود میشد. نقطهٔ عطفی شکل میگرفت. آن موقع، اغلب آدمها صحت عقلشان را از دست میدهند. اغلب برای کوتاهمدت، اما خیلیها هم بودند که برای همیشه ساکن تیمارستان میشدند. گروه دوم اقلیتی بودند که بهقول دوندگان ماراتن، نسیم دوم را احساس میکردند. فروریختن آینه برای آنها نعمتی بود که بتوانند پشتش را ببینند و عذابی بود که تا آخر عمر با آن زندگی میکردند. عملگرا، افسرده و کمحرف میشدند. بیشتر از باقی آدمها، منطقی میشدند. تا حد زیادی احساساتشان میمرد و تا آخر عمر رنج میکشیدند.




































