جولیوس قیصر
۲۴۷
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شمیز
نوع جلد
گزیدهای از کتاب جولیوس قیصر: بروتوس: ماه مارس را به یاد آورید، میانهی ماه مارس را آیا خون قیصر کبیر از بهر عدالت ریخته نشد؟ کدام فرومایه او را گرفت و جز برای عدالت به شمشیر کشت؟ مگر نه آن که یکایک ما بر دل نامدارترین مرد جهان به این علت شمشیر زدیم که پشتیبان فاسدان بود؟ باید آیا اکنون ما نیز انگشتان خویش به رشوه بیالاییم؟ و مقامها را که شرف بیکران دارن
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-223674
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۷۶۱۹۰۲
- تعداد صفحه
- ۲۴۷
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شمیز
- وزن
- ۲۴۸ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی ابوالحسن تهامی
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیدهای از کتاب جولیوس قیصر: بروتوس: ماه مارس را به یاد آورید، میانهی ماه مارس را آیا خون قیصر کبیر از بهر عدالت ریخته نشد؟ کدام فرومایه او را گرفت و جز برای عدالت به شمشیر کشت؟ مگر نه آن که یکایک ما بر دل نامدارترین مرد جهان به این علت شمشیر زدیم که پشتیبان فاسدان بود؟ باید آیا اکنون ما نیز انگشتان خویش به رشوه بیالاییم؟ و مقامها را که شرف بیکران دارند به زبالههایی بفروشیم که این سان میگیرندشان؟ من بهتر آن میدانم سگی باشم و عوعو کنم به ماه تا یکی از چنان رومیان باشم. در آغاز کتاب جولیوس قیصر، میخوانیم: سخن مترجم بر خوانندگان ترجمهی آثار شکسپیر پوشیده نیست که زبان این شاعر و درام نویس توانای سدههای شانزدهم و هفدهم میلادی با انگلیسی این روزگار تفاوت نمایان دارد؛ وامروزه حتا بسیاری از آنان که زبان مادریشان انگلیسیست در دریافت درست جملهها و عبارات او دشواری دارند. چندیست در کشورهای انگلیسی زبان، آثار شکسپیر را همراه با بخشی که ویژهی روشنگریهای متن است منتشر میکنند تا دریافت سطر به سطر متن برای هر خوانندهیی آسان شود؛ زیرا بسیاری از واژههای رایجِ زمان شکسپیر اکنون از سکه افتاده و جایی در انگلیسی نوین ندارند و برخی واژهها که هنوز در انگلیسی کنونی بر سر زبانهایاند، در زمان شکسپیر معنای دیگری داشتهاند؛ برای نمونه: واژهی ecstasyکه در انگلیسی امروز اوج لذت و سرمستی معنا میدهد، شکسپیر آن را به مفهوم جنون به کاربرده است. شماری از ویراستهای نوین نوشتههای شکسپیر واژه نامهیی هم ویژهی واژههای کهن معنای متن دارند. با این مقدمه خود آشکار می شود که شایسته نیست نوشتههای شکسپیر را با نثر روزنامهیی امروزی ترجمه کرد. تاکنون بیشتر گزارندگان آثار این درام نویس برای ترجمهشان نثری فاخر را برگزیدهاند، و این ترجمه نیز به دور از آن آیین نیست؛ با این همه در گزینش واژهها به گوشآشنا بودن آنها اهمیتی بیش دادهام زیرا که این بازی نخست برای تماشا نوشته شده و فرض برآن بوده که تماشاگر معنای بیشینهی واژهها، اگر نه همهی آنها را، با یکبار شنیدن دریابد. شکسپیر بازیهای خود را نه به نثر که بیشتر به شعر بیقافیه یا آزاد [1] نوشته و این شعر را در خدمت گفتوشنود پادشاهان و سالاران و شاهزادگان و ادب آموختگان گذاشته است؛ نثر را، کمتر به کار میگیرد و معمولا برای صحنههایی میگذارد که زبان فخیم شعر با آن سازگار نیست، مانند صحنههایی که خدمتکاران، مردم عادی و دلقکها در آن حضور دارند. اشعار مقفا نیز در بازیهای شکسپیر به چشم میآیند؛ برای نمونه: هر صحنهی بیشتر بازیهای او با دو مصرع مقفا به پایان میرسد ــ رسمی که در عاشقانههایش [2] نیز به چشم میآیدــ اما او، همهی صحنهی طولانی “نمایش در نمایش” تراژدی هملت را به شعر مقفا نوشته است تا فضای آن از فضای نمایش اصلی یکسره جدا باشد. شکسپیر این شعر آزاد را در بحر پنج گامی نوشته است [3] . بحر پنج گامی دارای ده هجاست (شاید از آنجا که که هر گام با دو ضرب به انجام میرسد: گذاشتن یک پا، و برداشتن دیگری. ) این ده هجا سازندهی یک مصرعاند و شکسپیر این مصرعها را به تمام جواهرات صنایع لفظی آراسته است. گاه به راه ایجاز رفته، و در واژههای اندک، معانی بسیار گنجانده و از این رهگذر به برخی از مصرعهای خود چندین لایهی معنایی نیز داده است. این شعر شکسپیر به رغم نداشتن قافیه دارای وزن است و وجود وزن به یاد سپردن آن را برای بازیگران آسان میکند. بیگمان این ویژگیها، و ویژگیهای دیگر شعری مانند: وزن شعر، بحر شعر، جناسها، ایهامها، و برخی دیگر آرایههای کلامی، قابل ترجمه به زبان دیگر نیستند و آنچه به زبان دیگر راه مییابد بیشتر لایهی بالایی شعر است که از گذر گفتوگو، داستان را به پیش میبرد و روح شخصیتهای داستان را بازمیتاباند. با این همه در همین انتقال هم دنیایی احساس وشگفتی جای میگیرد و جای آن میماند که خوانندگان ترجمه هم شکسپیر را از نوابغ دنیای ادب و نمایش بشناسند. تا آنجا که میدانم هر یک از بازیهای بزرگ شکسپیر را تاکنون چندین مترجم به پارسی برگرداندهاند. این رَوَند، گواه محبوبیت این بازی نویس بزرگ در ایران و علاقهی ایرانیان به خواندن بازیهای اوست؛ و از آنجا که نهال برومند زبان همراه با زمستان و بهار زندگی نسل به نسل گویندگانش برگریزانها و شکوفهبستنهای بسیار تجربه میکند، شاید توجیه پذیر باشد که هرچندی به چند ترجمهیی نو از این بازیها که همسوتر با پسند ادبی زمانه است در دسترس دوستاران قرار گیرد. پس از ترجمههای هملت و هنری پنجم، برگردان جولیوس قیصر سومین ترجمهی من از بازیهای شکسپیر است، و این ترجمهها وامدار ترغیب علیرضا رئیس دانا مدی































































