پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف

آدم های عادی پرواز نمی کنند

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۱۴۴

صفحه

۱۳۹۷

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

۴۹۵٬۰۰۰۲۰٪۳۹۶٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

آدم های عادی پرواز نمی کنند، ماجرای مردی چهل ساله است. مردی تنها، مردی منطقی، مردی موفق در موسیقی. او آهنگ می سازد. پس روحیه ای لطیف دارد؟ نه. آنتوان خشک و جدی است. اگر چیزی خارج از چارچوب ذهنی اش باشد، گمان می کند دیوانه شده یا دنیا به هم ریخته است. حالا سر راه او که از همسرش جدا شده و حیوان درنده تنهایی آزارش می دهد، دختری قرار گرفته است. دختری که گذشته پر مشقتی داشته و با ناپدریش زندگی کرده است. دکترها تشخیص داده اند دراوتیا بیمار است. یکی از علائم این بیماری توانایی خواندن ذهن مردم است. یکی دیگر از استعدادهای فوق بشری او پرواز کردن است. او می خواهد آنتونی را مجاب کند تا پرواز را تجربه کند. در بخشی از رمان آدم های عادی پرواز نمی کنند می خوانیم: تنهایی؛ حسی که پیش از این برایم بیگانه و نامفهوم بود، شب ها مرا در خود می فشارد. این حس معمولاً نیمه شبها سراغم می آید، هنگامی که گویا هر آنچه زنده اند، می میرند و سروصداها خاموش می شوند. در چنین لحظه هایی، از بس صدای نفسهای نزدیک کسی را میشنوم، حس می کنم، میان آرواره های حیوان درنده ای گیرافتاده ام برمی خیزم و عصبانی در سالن بزرگی قدم می زنم که از آن جای دفتر استفاده می کنم. راه گریزی نیست. تنهایی، حسی غلیظ و چسبناک نیست، تیز و برنده است، درست مثل خنجر. ناگهان گریبانم را می گیرد و تلاش می کند مرا به دیوار کنار گلدان سبزی بفشارد که به هیچ دردی نمی خورد یا به گلدان کائوچو که خدمتکارم کنج سالن گذاشته، است. نیروی گریز از چنگال نیرومند تنهایی را به دشواری در خود می یابم و در را به تندی می گشایم، بدون اینکه چراغها را خاموش کنم، بیرون می روم. دیوانه وار سوار آسانسور می شوم و از طبقه پانزدهم تا طبقه اول، نفسم را در سینه حبس می کنم. می دانم اگر شب در این صندوق آهنی گیر کنم، شانس اینکه بمیرم به مراتب بیشتر از آن است که کسی آدمهای عادی پرواز نمی کنند نجاتم بدهد. سوار ماشینم می شوم و باعجله سوییچ را می چرخانم. صدای روش نشدن موتور ماشین، بسا خوشایندتر از شرشر آب کوهسار است که اینهمه درباره اش شعر سروده اند. صدای ماشین آرامم می کند. به بلاهت خود می خندم و به آرامی راه می افتم. با اینهمه نمی توانم از به هم خوردن دندانهایم جلوگیری کنم؛ انگار از یخچال بیرون آمده باشم. خود را چون خارپشتی جمع می کنم و شیشه را پایین می آورم تا باد نفسهای بویناک حیوان درنده ای را که تا ماشین دنبالم کرده بود، با خود ببرد. چه شده است؟

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
داستان کوتاه، داستان و ادبیات
شناسه کالا
kj-668956
تعداد صفحه
۱۴۴
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۷

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از کتاب پارسه

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۴۹۵٬۰۰۰
۳۹۶٬۰۰۰تومان