ادبیات و داستانموجود
افسانه فلوت بداغ
۱۲۰
صفحه
… هانوسیا گفت: «بابا، ان لکه های روی ماه چیست؟» واسل جواب داد: «اوه… می گویند برادری برادر خود را کشت و او را با سه شاخه ای به هوا بلند کرد. این دو برادر اسم شان هابیل و قابیل بود. خدا ان ها را در اسمان قرار داد تا مردم گناه برادرکشی را از یاد نبرند. اما دخترم، حالا دیر شده است، برو بخوا
۳۶۰٬۰۰۰تومان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-406712
- شابک
- ۹۶۴۳۱۲۸۲۸۸
- تعداد صفحه
- ۱۲۰
دیدگاههای کاربران
۴٫۵ از ۵ · ۰ دیدگاه
کتابهای بیشتر از نی
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی معرفی کتاب
مشاهدهی همهتوضیحات
… هانوسیا گفت: «بابا، ان لکه های روی ماه چیست؟» واسل جواب داد: «اوه… می گویند برادری برادر خود را کشت و او را با سه شاخه ای به هوا بلند کرد. این دو برادر اسم شان هابیل و قابیل بود. خدا ان ها را در اسمان قرار داد تا مردم گناه برادرکشی را از یاد نبرند. اما دخترم، حالا دیر شده است، برو بخوا




























































