پرش به محتوای صفحه

افسانه های کردان

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

افسانه های کردان افسانه های کردان | اردیشانه سسیل - سسیله سسیل ردیشانه سسیل و سسیله سیل در میان سال های 1952 تا 1982 انبوهی کلان از افسانه های کردهای ارمنستان، گرجستان، آذربایجان شوروی پیشین، ترکیه، سوریه و عراق را گردآوری کردند و در سال 1989 در مسکو چاپ کردند. قسمتی از کتاب: پادشاهی بود وسه پسر داشت. باغی هم داشت که سخت بدان دل بسته بود و به آن می رسید، اما

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-220382
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۸۰۲۸۰۶

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از ثالث

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب رویای زمانه

زهرا دهقان پور

ثالث

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مارکسیسم و انقلاب در ایران
۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مگر ایران خانم مادرت نبود؟!
۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تاریخ کوتاه زوال

امیل چوران

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

ثالث

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتللو

ثالث

۲۹۷٬۵۰۰تومان
جلد کتاب رزیدنت

ثالث

۳۲۳٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دن کیشوت
۲٬۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خزان خودکامه
۴۹۳٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قدیس فرودستان
۲۱۲٬۵۰۰تومان
جلد کتاب پاپ و مرتد
۲۷۲٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دعوت به نوشتن
۱۸۷٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جاودانه عبید زاکانی
۳۸۲٬۵۰۰تومان
جلد کتاب فلسفه اپیکوری

کاترین ویلسون

ترجمه‌ی مجتبی پردل

ثالث

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تمرین نوشتن

دوریس دوریه

ترجمه‌ی مهشید میرمعزی

ثالث

۲۷۲٬۰۰۰تومان
جلد کتاب راهنمای چه

باریو، ایلدا

ترجمه‌ی بیژن اشتری

ثالث

۴۰۸٬۰۰۰تومان

توضیحات

افسانه های کردان افسانه های کردان | اردیشانه سسیل - سسیله سسیل ردیشانه سسیل و سسیله سیل در میان سال های 1952 تا 1982 انبوهی کلان از افسانه های کردهای ارمنستان، گرجستان، آذربایجان شوروی پیشین، ترکیه، سوریه و عراق را گردآوری کردند و در سال 1989 در مسکو چاپ کردند. قسمتی از کتاب: پادشاهی بود وسه پسر داشت. باغی هم داشت که سخت بدان دل بسته بود و به آن می رسید، اما در آن باغ هیچ گلی نمی شکفت و هیچ میوه ای به بار نمی آمد. پادشاه از خردمندان و آخوندها چاره کار را جویا شد و آنان گفتند: دراین باغ باید شرور بلول یک بار بخواند، سپس گل ها خواهد شکفت و میوه ها به بار خواهد آمد». پادشاه با خود اندیشید: «چه کسی می تواند شرور بلول را بیابد و چه کسی می داند او کجاست؟»