سایه ی تاریک کاج ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

سایه‌‌‌‌ی تاریک کاج ها اثرغلامرضا رضایی معرفی: فضای داستان «سایه‌‌ی تاریک کاج ها» سلاخ خانه است. در کنار وجه انیمالیستی داستان، لایه‌ای از واقعیت اجتماعی مطرح می‌شود. عده‌ای از کارگران سلاخ‌خانه، با پذیرفتن خطر تنبیه و اخراج، عضو خاصی از حیوانات ذبح شده را برای فروش بیرون می‌برند. به این ترتیب جمله‌ی پایانی داستان خواننده را سر یک دوراهی دلپذیر قرار می‌دهد ک

۲۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-879012

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نیماژ

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب ان حیوان

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب توئیت

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب دوست مرحوم من

ترجمه‌ی شهریار وقفی پور

نیماژ

۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داستان پرداز زندگی
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نامه های عاشقانه جویس به همسرش
۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب باواریا

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی ادبیات
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تونل

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دنیا چشم از ما بر نمی دارد
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لاشه شناور
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لب خوانی چشم هایت
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لندن شهر چیزهای قرمز
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ماراتن در بالکن
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مکافات

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نفرین خاکستری
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نویسنده پشت پرده
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نیازمندی ها
۲۰۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

سایه‌‌‌‌ی تاریک کاج ها اثرغلامرضا رضایی معرفی: فضای داستان «سایه‌‌ی تاریک کاج ها» سلاخ خانه است. در کنار وجه انیمالیستی داستان،  لایه‌ای از واقعیت اجتماعی مطرح می‌شود. عده‌ای از کارگران سلاخ‌خانه، با پذیرفتن خطر تنبیه و اخراج،  عضو خاصی از حیوانات ذبح شده را برای فروش بیرون می‌برند. به این ترتیب جمله‌ی پایانی داستان خواننده را سر یک دوراهی دلپذیر قرار می‌دهد که «شبحی که توی تاریکی و مه پای کاجی کز کرده و نشسته‌است» چیزی از قبیل از مابهتران است یا پیرمردی‌است که شبانه برای دزدی اجزای لاشه ها آمده‌است؟!. برشی از کتاب «سایه‌ی تاریک کاج‌ها» دوتا از بچه‌ها دیروز رفته‌بودند ساحل. وقتی آمدند خبر آوردند دریا جسد زنی را پس‌داده. این‌جور که می‌گفتند جسد تازه بود وسالم وآب رانده بودش تا پای یکی‌از صخره‌های مرجانی. «می‌گفتند لاخه‌ی مویی صورتش را پوشانده بود وشاخه‌ی مرجانی گیر کرده‌بود لای موهایش».

۲۰۰٬۰۰۰تومان