امیلی اِل
۱۱۷
صفحه
۱۴۰۱
سال چاپ
شومیز - رقعی
نوع جلد
امیلی ال، «… نوشتن یک کتاب، مثل بچه به دنیا اوردن است، چیزی است که از وجود شما زاده می شود. در ارزوی بچه دار شدن، که بعضی اوقات می تواند زنی را به مرز جنون برساند، نیازی مبرم به فراتر رفتن از زندگی وجود دارد؛ نیاز به داشتن بچه ای از خود و از مردی که دوست می داریم. ولی در نوشتن یک کتاب تنها هستیم، تنهای تنها. سرنوشت کتاب هم با سرنوشت یک کودک متفاوت است. من در
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-795158
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۴۸۵۸۶۲
- تعداد صفحه
- ۱۱۷
- نوع جلد
- شومیز - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۱
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهتوضیحات
امیلی ال، «… نوشتن یک کتاب، مثل بچه به دنیا اوردن است، چیزی است که از وجود شما زاده می شود. در ارزوی بچه دار شدن، که بعضی اوقات می تواند زنی را به مرز جنون برساند، نیازی مبرم به فراتر رفتن از زندگی وجود دارد؛ نیاز به داشتن بچه ای از خود و از مردی که دوست می داریم. ولی در نوشتن یک کتاب تنها هستیم، تنهای تنها. سرنوشت کتاب هم با سرنوشت یک کودک متفاوت است. من در زمان جنگ نوزادی را از دست دادم، دکتر به علت نبودن بنزین نتوانست خودش را به من برساند. خاطرۀ وحشتناکی است. حتی به دنیا امدن فرزند بعدی ام هم نتوانست خاطرۀ ان درد و رنجی را که ماه ها به درازا کشید، از بین ببرد. چنین بلایی بر سر یکی از کتاب هایم هم امد، بر سر امیلی ال. به محض انتشار، بعضی از منتقدین به شدت به ان حمله کردند، ان را کشتند! امیلی ال بی شک یکی از کتاب هایی است که من ان را در نهایت هیجان و اضطراب نوشته ام، و در شوقی که مرا می ترسانید، از این که موفق می شدم ان چیزها را دربارۀ امیلی ال بنویسیم. در ان دوران، خیلی بد می خوابیدم، تقریباً غذا نمی خوردم. فقط یکی از دوستان هر روز به من سر می زد و دست نوشت ها را می گرفت و روز بعد تایپ شده تحویلم می داد. در ان تابستان، گویی من و ان دوست، و کتابی که در حال شکل گرفتن بود، در این دنیا تنها بودیم.»










































