مارگریت دوراس یکی از جسورترین و متفاوتترین نویسندگان فرانسوی قرن بیستم است؛ زنی که رمان نوشت، نمایشنامه نوشت، فیلمنامه نوشت، خودش فیلم ساخت و در همهی این قالبها صدایی داشت که با هیچ کس اشتباه گرفته نمیشود. جملههای کوتاه و بریده، سکوتهای طولانی، تکرارهای وسواسگونه و عشقی که همیشه با فقدان و حافظه گره خورده، نشانههای قلم اوست. خوانندهی فارسیزبان او را بیش از همه با رمان «عاشق» میشناسد، اما کارنامهاش بسیار گستردهتر از یک کتاب است.
در این راهنما سراغ زندگی پرماجرای او از هندوچین تا پاریس میرویم، سبک نوشتنش را میشناسیم، آثار مهمش را مرور میکنیم و میگوییم برای شروع کدام کتاب را بردارید. در پایان هم دربارهی ترجمههای فارسی و انتخاب نسخهی چاپی مناسب حرف میزنیم.
مارگریت دوراس کیست؟
مارگریت دوراس در سال ۱۹۱۴ در هندوچین فرانسه، در حوالی سایگون که امروز بخشی از ویتنام است، به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو معلم بودند و برای کار به مستعمرهی فرانسه آمده بودند. پدرش وقتی او هنوز کودک بود درگذشت و مادر با سه فرزند تنها ماند. این مادر، که بعدها در چند اثر دخترش به شخصیتی فراموشنشدنی تبدیل شد، پسانداز خانواده را صرف خرید زمینی کشاورزی کرد که هر سال آب دریا آن را میگرفت و محصول را نابود میکرد.
کودکی و نوجوانی در هندوچین، فقر خانواده، رابطهی پیچیده با مادر و برادرها، گرما و رودخانه و رنگهای آن سرزمین، مایهی اصلی بسیاری از نوشتههای او شد. نویسنده سالها بعد، بارها و بارها به همین خاطرات برگشت و هر بار از زاویهای تازه آنها را روایت کرد.
او در نوجوانی برای ادامهی تحصیل به فرانسه رفت و در پاریس حقوق خواند. در سالهای جنگ جهانی دوم در جنبش مقاومت فرانسه فعالیت کرد. نام دوراس نام واقعیاش نبود؛ نام خانوادگی اصلیاش دونادیو بود و دوراس را از نام منطقهای در فرانسه که پدرش به آن تعلق داشت، برگزید. او در سال ۱۹۹۶ در پاریس درگذشت.
زندگینامه مارگریت دوراس؛ از هندوچین تا پاریس
زندگی این نویسنده را میشود به چند دوره تقسیم کرد. دورهی اول، کودکی و نوجوانی در هندوچین است که سرچشمهی خاطرات و تصاویر او شد. دورهی دوم، سالهای جوانی در پاریس، جنگ و مقاومت است. در همین سالها نخستین رمانهایش منتشر شد، از جمله زندگی آرام که در فارسی با عنوان زندگی آسان هم منتشر شده است.
دورهی سوم، شهرت ادبی است. در دههی پنجاه میلادی، رمان سدی در برابر اقیانوس آرام که روایتی از تلاش مادرش برای نجات زمین کشاورزی بود، او را به نویسندهای شناختهشده تبدیل کرد. پس از آن رمانهایی مثل ملوان جبلالطارق، اسبهای کوچک تارکینیا و مدراتو کانتابیله آمدند که هر کدام قدمی به سمت سبک شخصیتر و فشردهتر او بودند.
دورهی چهارم، سالهای سینما و تئاتر است. نوشتن فیلمنامهی هیروشیما عشق من برای آلن رنه در اواخر دههی پنجاه، او را وارد دنیای سینما کرد. بعدها خودش کارگردانی کرد و فیلمهایی ساخت که مثل نوشتههایش تجربی و متفاوت بودند. ایندیا سانگ مشهورترین فیلم اوست.
دورهی پنجم، شهرت جهانی در سالهای پایانی عمر است. در سال ۱۹۸۴ رمان کوتاه عاشق منتشر شد، جایزهی گنکور را برد و به یکی از پرفروشترین کتابهای ادبی فرانسه تبدیل شد. این رمان دوباره به هندوچین و نوجوانی نویسنده برمیگشت و ماجرای رابطهی دختری پانزدهساله و نیم با مردی ثروتمند و چینیتبار را روایت میکرد.
سبک نوشتن مارگریت دوراس
اولین چیزی که خواننده در کتابهای این نویسنده متوجه میشود، ایجاز است. جملهها کوتاهاند، گاهی فقط یک یا دو کلمه. فضای سفید صفحه، سکوت میان جملهها و آنچه گفته نمیشود، به اندازهی خود کلمهها اهمیت دارد. خواندن این متنها کمی شبیه گوش دادن به موسیقی است: ریتم، تکرار و مکث، معنا را میسازند.
ویژگی دوم، بازگشت مداوم به چند موضوع ثابت است: عشق و میل، فقدان، مرگ، حافظه، مادر، دریا و هندوچین. نویسنده یک خاطره را چندین بار، در کتابهای مختلف و با شکلهای مختلف روایت میکند. گویی هر بار میخواهد به حقیقتی نزدیکتر شود که هیچوقت کاملا به دست نمیآید.
ویژگی سوم، مرز کمرنگ میان ژانرهاست. بعضی از کتابهایش را نمیشود دقیقا رمان یا نمایشنامه یا فیلمنامه نامید. او متنی مینوشت که هم قابل خواندن بود، هم قابل اجرا روی صحنه و هم قابل تبدیل به فیلم. ایندیا سانگ مثلا عنوانش را «متن، تئاتر، فیلم» گذاشته بود.
منتقدان گاهی او را به جریان رمان نو فرانسه نزدیک میدانند، اما خودش مسیر شخصیاش را رفت. خواندن او برای کسی که به داستانهای پرحادثه و خطی عادت دارد، شاید اول کمی سخت باشد. اما وقتی با ریتمش همراه شوید، تجربهای منحصربهفرد است.
کتابهای مارگریت دوراس را از کجا شروع کنیم؟
این نویسنده آثار زیادی دارد و همهی آنها به یک اندازه برای شروع مناسب نیستند. پیشنهاد ما این ترتیب است:
- عاشق: کوتاه، شاعرانه و مشهور. بهترین دروازه برای ورود به دنیای او.
- مدراتو کانتابیله: رمانی کوتاه و فشرده دربارهی زنی که شاهد یک جنایت عاشقانه است. نمونهی کامل سبک ایجازی او.
- سدی در برابر اقیانوس آرام: اگر داستان خطیتر و کلاسیکتر میخواهید، این رمان را بخوانید. دربارهی مادر و زمینهایی است که دریا میبلعد.
- زندگی آسان: برای دیدن شروع کار نویسنده، پیش از آنکه سبک خاصش شکل بگیرد.
- هیروشیما عشق من: برای علاقهمندان سینما، فیلمنامهای که به یک اثر کلاسیک تبدیل شد.
- نوشتن: جستاری کوتاه دربارهی تجربهی نوشتن و تنهایی نویسنده.
بعد از این کتابها، اگر شیفتهی قلمش شدید، میتوانید سراغ آثار تجربیتر و نمایشنامههایش بروید.
عاشق؛ رمانی که مارگریت دوراس را جهانی کرد
عاشق رمانی است کوتاه که در آن یک زن سالخورده، نوجوانی خودش را در هندوچین به یاد میآورد. تصویر آغازین کتاب، دختری با کلاه مردانه و کفشهای زرین روی عرشهی کشتیای که از رودخانهی مکونگ میگذرد، از مشهورترین تصاویر ادبیات فرانسه است. در همین سفر، مردی چینیتبار و ثروتمند او را میبیند و رابطهای آغاز میشود که هم عاشقانه است و هم پر از تنشهای طبقاتی، نژادی و خانوادگی.
اما عاشق فقط داستان یک رابطه نیست. کتاب دربارهی مادر، برادر بزرگتر خشن، برادر کوچکتر محبوب، فقر، شرم و میل به نوشتن است. روایت پارهپاره است، زمانها در هم میروند و راوی گاهی «من» است و گاهی «او». همین ساختار، کتاب را به تجربهای فراتر از یک داستان عاشقانه تبدیل کرده است.
این رمان جایزهی گنکور سال ۱۹۸۴ را برد و بعدها ژان ژاک آنو فیلمی بر اساس آن ساخت. نویسنده از فیلم راضی نبود و چند سال بعد روایت دیگری از همین ماجرا با عنوان عاشق چینی شمال نوشت.
عاشق در فارسی بارها ترجمه و چاپ شده است. ترجمهی قاسم روبین از شناختهشدهترین آنهاست.
نمایشنامهها و فیلمنامههای مارگریت دوراس
بخش مهمی از کارنامهی این نویسنده متنهایی برای صحنه و پرده است. در کتابجم چند نمونه از این آثار را میبینید:
- باغ گذر: گفتوگوی یک مرد دستفروش و یک دختر جوان پرستار بچه روی نیمکتی در یک باغ عمومی. این اثر ابتدا رمانی گفتوگومحور بود و بعد روی صحنه رفت.
- سینما ادن: نمایشنامهای برگرفته از دنیای سدی در برابر اقیانوس آرام، دربارهی مادر و فرزندانش در هندوچین.
- لاموزیکا: دیدار زن و مردی که در حال جدا شدناند، در شبی که گذشتهشان را مرور میکنند.
این متنها برای کسانی که به تئاتر علاقه دارند، خواندنیاند. گفتوگوها کوتاه و پرتنشاند و بیشتر آنچه مهم است، زیر سطح کلمات جریان دارد. اگر به خواندن نمایشنامه علاقه دارید، فهرست نمایشنامه و فیلمنامه را هم ببینید.
هیروشیما عشق من و مارگریت دوراس سینماگر
فیلم هیروشیما عشق من به کارگردانی آلن رنه یکی از نقاط عطف سینمای مدرن است و فیلمنامهاش را همین نویسنده نوشت. داستان دیدار کوتاه یک بازیگر زن فرانسوی و یک مرد ژاپنی در هیروشیمای پس از جنگ است. زن در این دیدار، عشق ممنوع دوران جوانیاش را در شهری فرانسوی به یاد میآورد. فیلم دربارهی حافظه، فراموشی و ناممکن بودن فهم کامل رنج دیگری است.
این فیلمنامه نامزد جایزهی اسکار شد و مسیر نویسنده را به سمت سینما باز کرد. بعدها او خودش فیلمهایی کارگردانی کرد که در آنها تصویر و صدا اغلب از هم جدا بودند و صدای راوی روی تصاویر ساکن یا آرام شنیده میشد. این فیلمها برای همهی تماشاگران آسان نیستند، اما برای علاقهمندان سینمای تجربی اهمیت زیادی دارند.
گفتا که خراب و آثار تجربی مارگریت دوراس
در اواخر دههی شصت میلادی، نویسنده به سمت متنهایی رفت که تجربیتر و رادیکالتر بودند. گفتا که خراب که در کتابجم با همین عنوان موجود است، نمونهای از این دوره است: متنی کوتاه که در هتلی نزدیک یک جنگل میگذرد و شخصیتهایش بیشتر حضورهایی مبهماند تا آدمهایی با گذشته و آیندهی روشن. او این اثر را به فیلم هم تبدیل کرد.
کتابهایی مثل ربوده شدن لول و اشتاین و معاون کنسول هم به همین جهان تعلق دارند؛ جهانی که در آن آدمها با عشقهای گمشده، جنون آرام و ملالی بیپایان دستوپنجه نرم میکنند. این آثار برای خوانندهای که با سبک او آشناست، لذت عمیقی دارند، اما برای شروع شاید بهتر باشد اول سراغ عاشق یا مدراتو کانتابیله بروید.
تابستان ۸۰ و نوشتههای روزنگارانه
نویسنده در سالهای پایانی عمر، نوشتههای کوتاه و روزنگارانهای هم منتشر کرد. تابستان ۸۰ مجموعهای از یادداشتهایی است که در تابستان سال ۱۹۸۰ میلادی برای یک روزنامه نوشت. او در این یادداشتها از دریا، باران، کودکی که در ساحل میبیند و اخبار جهان مینویسد و همه را با زبان شاعرانهی خودش به هم پیوند میدهد.
این کتاب نشان میدهد که مرز میان روزنامهنگاری، جستار و داستان برای او چقدر کمرنگ بود. اگر به جستارهای ادبی علاقه دارید، این کتاب و همچنین نوشتن را از دست ندهید. فهرست جستار و ناداستان ادبی کتابهای دیگری از این دست را هم معرفی میکند.
مکانهای مارگریت دوراس؛ گفتوگو با نویسنده
کتاب مکانهای مارگریت دوراس حاصل گفتوگوهایی است که میشل پورت با نویسنده انجام داد. در این گفتوگوها، او دربارهی مکانهایی حرف میزند که برایش مهم بودند: خانهای در نوفل لو شاتو، ساحل نرماندی، هتلی در تروویل و البته هندوچین کودکی. این مکانها در بسیاری از کتابها و فیلمهایش حضور دارند.
خواندن این کتاب برای کسی که چند اثر از نویسنده را خوانده، مثل گرفتن کلید یک خانهی قدیمی است. میفهمید چرا دریا و خانه و پنجره اینقدر در نوشتههایش تکرار میشوند و چطور فضا برایش به اندازهی شخصیت اهمیت دارد.
آه ارنستو؛ کتابی برای کودکان
شاید باورش سخت باشد، اما این نویسنده کتابی برای کودکان هم نوشته است. آه! ارنستو ماجرای پسری است که روز اول مدرسه اعلام میکند دیگر به مدرسه نمیآید، چون در مدرسه چیزهایی یاد میدهند که او نمیداند. این جملهی عجیب و خندهدار، شروع داستانی بازیگوش دربارهی دانستن و ندانستن است.
این کتاب نشان میدهد که حتی در قالب کتاب کودک هم، او از پرسشهای فلسفی و طنز تلخ خودش دست نمیکشید. برای بزرگسالانی که با آثارش آشنا هستند، خواندن این کتاب تجربهای شیرین و غیرمنتظره است.
ترجمههای فارسی آثار مارگریت دوراس
آثار این نویسنده از چند دهه پیش به فارسی ترجمه شدهاند و ناشرانی مثل نیلوفر، نشر نی و اختران چاپهایی از آنها منتشر کردهاند. ترجمهی متنهای او کار سادهای نیست، چون نثرش بر ریتم، تکرار و سکوت تکیه دارد و برگرداندن این ویژگیها به زبانی دیگر دقت زیادی میخواهد.
هنگام انتخاب ترجمه، به این نکتهها توجه کنید:
- مترجم: بعضی آثار چند ترجمه دارند. اگر برایتان مهم است، چند صفحهی اول ترجمههای مختلف را مقایسه کنید.
- مقدمه و یادداشتها: ترجمههایی که مقدمهی مترجم دارند، برای آشنایی با زمینهی اثر کمککنندهاند.
- ناشر: کیفیت ویرایش و چاپ میان ناشران متفاوت است.
برای دیدن رمانهای دیگر نویسندگان غیرایرانی، فهرست رمان خارجی را مرور کنید.
مارگریت دوراس و زن در ادبیات
بسیاری از منتقدان، این نویسنده را یکی از مهمترین صداهای زنانه در ادبیات قرن بیستم میدانند. زنهای کتابهای او اغلب در موقعیتهایی قرار دارند که میل، ترس، تنهایی و حافظه در آنها به هم گره خورده است. آنها به تصویرهای کلیشهای زن قهرمان یا زن قربانی محدود نمیشوند و پیچیدگیشان خواننده را به فکر وامیدارد.
در عین حال، او خودش را در قالب هیچ جنبش یا ایدئولوژی خاصی محدود نکرد. در طول عمر مواضع سیاسیاش تغییر کرد و همیشه نویسندهای مستقل و گاه جنجالی باقی ماند. خواندن آثارش به ما یادآوری میکند که ادبیات میتواند دربارهی تجربهی زنانه حرف بزند بدون اینکه به شعار تبدیل شود.
مضمونهای تکرارشونده در آثار مارگریت دوراس
اگر چند کتاب از این نویسنده را پشت سر هم بخوانید، متوجه میشوید که بعضی تصویرها و مضمونها مدام برمیگردند. شناختن این مضمونها خواندن را لذتبخشتر میکند:
- مادر: زنی سختکوش و ناکام که با بیعدالتی مستعمره و طبیعت میجنگد.
- دریا و رودخانه: آب در کتابهایش هم زندگی است و هم ویرانی.
- عشق ناممکن: عشقی که همیشه با جدایی، مرگ یا ممنوعیت همراه است.
- حافظه و فراموشی: آدمها در تلاشاند چیزی را به یاد بیاورند یا فراموش کنند.
- نوشتن: خود عمل نوشتن، بارها موضوع نوشته میشود.
این تکرارها نشانهی محدودیت نیست، بلکه نشان میدهد نویسنده با چند پرسش اصلی زندگی کرد و تا پایان عمر از آنها دست برنداشت.
چگونه کتابهای این نویسنده را بخوانیم؟
چند پیشنهاد ساده برای لذت بیشتر از خواندن این آثار:
- آهسته بخوانید: این کتابها کوتاهاند، اما برای تند خواندن ساخته نشدهاند. به جملهها فرصت بدهید.
- دنبال گرهگشایی نباشید: بسیاری از پرسشها بیپاسخ میمانند و این بخشی از تجربه است.
- بعضی جملهها را بلند بخوانید: ریتم نثر وقتی شنیده میشود، بهتر حس میشود.
- کتابها را به هم وصل کنید: شخصیتها و مکانها از کتابی به کتاب دیگر سفر میکنند.
- فیلمها را هم ببینید: اگر دسترسی دارید، دیدن هیروشیما عشق من تجربهی خواندن را کاملتر میکند.
خرید کتاب مارگریت دوراس؛ نکتههای کاربردی
در کتابجم دهها عنوان از آثار این نویسنده و کتابهایی دربارهی او را میبینید که بیشترشان موجودند. برای انتخاب نسخهی مناسب:
- اگر تازهکارید، از عاشق یا یک رمان کوتاه شروع کنید و بعد سراغ نمایشنامهها بروید.
- اگر به تئاتر علاقه دارید، باغ گذر، لاموزیکا و سینما ادن را کنار هم بخوانید.
- اگر جستار دوست دارید، تابستان ۸۰ و مکانهای مارگریت دوراس انتخاب خوبیاند.
- قیمت روز و موجودی هر کتاب در صفحهی آن بهروز است و نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش دهید.
برای گشتن در میان داستانها و رمانهای دیگر، فهرست ادبیات و داستان را هم ببینید.
مدراتو کانتابیله؛ رمانی کوتاه با ضرباهنگ موسیقی
عنوان این رمان از یک اصطلاح موسیقی گرفته شده که معنایش تقریبا «میانه و آوازگونه» است. داستان در شهری ساحلی میگذرد. زنی به نام آن دبارد، همسر مردی ثروتمند، پسر کوچکش را به کلاس پیانو میبرد. در یکی از همین جلسهها صدای جیغی از کافهی پایین خیابان بلند میشود: مردی زنی را که دوستش داشته کشته است. آن از آن روز هر عصر به همان کافه میرود و با مردی به نام شوون دربارهی آن جنایت حرف میزند، و کمکم این گفتوگوها به چیزی بیش از کنجکاوی تبدیل میشود.
کتاب تقریبا هیچ حادثهی بیرونی دیگری ندارد. همهچیز در گفتوگوها، لیوانهای شراب، صدای دریا و تمرین پیانوی کودک میگذرد. اما زیر این سطح آرام، طوفانی از میل و بیقراری جریان دارد. منتقدان این رمان را یکی از کاملترین نمونههای سبک ایجازی نویسنده میدانند و خیلی از خوانندگان بعد از عاشق، سراغ همین کتاب میروند. خواندنش یک عصر طول میکشد، اما تا مدتها در ذهن میماند.
سدی در برابر اقیانوس آرام؛ قصهی مادر
این رمان به نسبت آثار بعدی نویسنده خطیتر و کلاسیکتر است و برای کسی که داستان با شروع و میانه و پایان روشن را دوست دارد، انتخاب خوبی است. مادری بیوه در هندوچین، با پسر و دخترش، روی زمینی زندگی میکند که از ادارهی مستعمره خریده است. اما زمین هر سال زیر آب شور دریا میرود. مادر تصمیم میگیرد سدی بسازد تا جلوی دریا را بگیرد و همهی امیدش را به این سد میبندد.
کتاب در عین حال قصهی فرزندانی است که میخواهند از این زندگی بسته فرار کنند. دختر خانواده با مردی ثروتمند آشنا میشود و خانواده امید دارد از این آشنایی پولی به دست آید. بسیاری از عناصری که بعدها در عاشق آمدند، اینجا به شکلی دیگر دیده میشوند. خواندن این دو کتاب کنار هم نشان میدهد که یک نویسنده چطور یک خاطره را در دو دورهی زندگیاش با دو نگاه متفاوت روایت میکند. نمایشنامهی سینما ادن هم از دل همین جهان بیرون آمده است.
درد و سالهای جنگ
یکی از تکاندهندهترین کتابهای نویسنده، روایتی است از روزهای پایانی جنگ جهانی دوم. در آن روزها همسرش، روبر آنتلم، که به خاطر فعالیت در مقاومت بازداشت شده بود، در اردوگاههای آلمان بود و او در پاریس، بیخبر، منتظر بازگشتش بود. کتاب درد شرح همین انتظار است: روزهایی که با هر زنگ تلفن و هر خبر تازه میگذرد و ترسی که لحظهای رها نمیکند.
این متن را خود نویسنده سالها بعد از جنگ منتشر کرد و گفت آن را در دفترهای قدیمیاش پیدا کرده است. نثرش برهنه و بیپیرایه است و همین سادگی، رنج را ملموستر میکند. اگر میخواهید چهرهی دیگری از او را ببینید، چهرهای که کمتر شاعرانه و بیشتر شاهد تاریخ است، این کتاب را بخوانید.
برای چه کسانی این کتابها را پیشنهاد میکنیم؟
آثار این نویسنده برای هر خوانندهای نیست و این را صادقانه میگوییم. اگر دنبال داستانی پرکشش با گرههای پلیسی و پایان روشن هستید، شاید بهتر باشد سراغ کتاب دیگری بروید. اما اگر از خواندن شعر لذت میبرید، اگر فیلمهای آرام و تأملبرانگیز را دوست دارید، یا اگر خودتان مینویسید و میخواهید ببینید با کمترین کلمه چه میشود ساخت، این کتابها برای شما هستند.
دانشجویان ادبیات و تئاتر هم از خواندن این آثار سود زیادی میبرند. نمایشنامههای کوتاهش برای تمرین بازیگری و کارگردانی مناسباند و رمانهایش در بحث دربارهی ادبیات مدرن فرانسه همیشه حضور دارند. داشتن چند عنوان از او در کتابخانهی شخصی، دریچهای به یکی از مهمترین تجربههای نوشتن در قرن گذشته است.
پرسشهای پرتکرار دربارهی مارگریت دوراس
مارگریت دوراس اهل کجا بود؟
او نویسندهای فرانسوی بود که در هندوچین فرانسه، در نزدیکی سایگون، به دنیا آمد و بیشتر عمرش را در فرانسه گذراند.
مشهورترین کتاب او کدام است؟
رمان عاشق که در سال ۱۹۸۴ جایزهی گنکور را برد، مشهورترین کتاب اوست.
برای شروع کدام کتاب را بخوانم؟
عاشق یا مدراتو کانتابیله؛ هر دو کوتاهاند و سبک او را به خوبی نشان میدهند.
آیا او فیلم هم ساخته است؟
بله، او فیلمنامهی هیروشیما عشق من را نوشت و خودش چند فیلم، از جمله ایندیا سانگ، کارگردانی کرد.
خواندن آثار او سخت است؟
بعضی آثار تجربیاش برای شروع دشوارند، اما رمانهای کوتاهش با کمی حوصله لذتبخش و قابل فهماند.
کدام آثارش نمایشنامه است؟
در کتابجم باغ گذر، لاموزیکا و سینما ادن از نمونههای آثار نمایشی او هستند.
جمعبندی: ورود به جهان مارگریت دوراس
خواندن این نویسنده شبیه قدم زدن کنار دریاست در غروبی که مه آرام پایین میآید. همهچیز واضح نیست، اما همهچیز حس میشود. او از عشق، فقدان و حافظه با صدایی نوشت که بعد از دههها هنوز تازه است و خواننده را رها نمیکند.
اگر هنوز کتابی از او نخواندهاید، با عاشق شروع کنید. اگر خواندهاید، شاید وقت آن رسیده که سراغ نمایشنامهها، جستارها یا گفتوگوهایش بروید. در کتابجم مجموعهای از آثار او با قیمت روز و موجودی بهروز در دسترس است؛ کتاب دلخواهتان را انتخاب کنید و نسخهی چاپی آن را آنلاین سفارش دهید.