ان اصل کاری
۱۳۹۹
سال چاپ
شومیز
نوع جلد
کتاب آن اصلکاری نوشتهی گری کلر و جی پاپاسان در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. گَری کِلِر همبنیانگذار و رئیس هیئتمدیرهی بزرگترین شرکت معاملات املاک در ایالات متحده و جِی پاپاسان سردبیر ارشد و معاون نشر شرکت املاک کِلِر ویلیامز است. عنوان کتاب به این موضوع اشاره میکند که هر فرد تشخیص میدهد مهمترین کار زندگیاش در هر لحظه چیست، انجامش میدهد و سپس به سراغ «اصلِک
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-841432
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۶۵۷۳۹۳۱
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۹
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از میلکان
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی علی قاسمی
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب آن اصلکاری نوشتهی گری کلر و جی پاپاسان در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. گَری کِلِر همبنیانگذار و رئیس هیئتمدیرهی بزرگترین شرکت معاملات املاک در ایالات متحده و جِی پاپاسان سردبیر ارشد و معاون نشر شرکت املاک کِلِر ویلیامز است. عنوان کتاب به این موضوع اشاره میکند که هر فرد تشخیص میدهد مهمترین کار زندگیاش در هر لحظه چیست، انجامش میدهد و سپس به سراغ «اصلِکاری» بعدی میرود. همهی افراد زمان و انرژی محدودی دارند؛ بنابراین با تمرکز بر مهمترین کار در هر لحظه، هر فرد میتواند به نتایجی فوقالعاده دست یابد. جملات معروف از کتاب آن اصل کاری هرکه همیشه بیشترین تلاش خود را میکند هیچگاه پشیمان نمیشود. وقتی کار درست را انجام دهید، این امر شما را از نظارت بر همهچیز رهایی میبخشد. مانند تمبر پستی باشید؛ به یک چیز بچسبید تا به مقصد برسید. جاش بیلینگز میچ: «عالیه، اما اون “اصلِکاری” چیه؟» کارلی: «این چیزیه که خودت باید بفهمی.» اگر دو خرگوش را تعقیب کنید، هیچکدام را شکار نخواهید کرد. با هدف زندگی کنید زندگی یافتن خود نیست، ساختن خود است. برابری دروغ است. دانستن این موضوع اساسِ همهٔ تصمیماتِ عالی است. تعهدهای سهگانه: ۱. مسیر دستیابی به تسلط را دنبال کنید؛ ۲. از «ک» به «ه» حرکت کنید؛ ۳. در چرخهٔ مسئولیتپذیری بمانید. ازبینبردن درهمریختگی و بینظمی و تمرکز بر آنچه از همه مهمتر است خود هنر است. این هنر ساده و قابلانتقال است. فقط جرئت میخواهد که رویکردی متفاوت را انتخاب کنید. هرکس یک نفر را دارد که یا بیشترین ارزش را برای او داشته یا اولین کسی بوده که او را تحتتأثیر قرار داده، آموزش داده و مدیریتش کرده است. هیچکس بهتنهایی موفق نمیشود، هیچکس. کار شما مستحق احترامِ کمتری نیست. ممکن است در لحظه اینطور به نظر نرسد، اما ارتباطِ کار و شغلِ همهٔ ما به یکدیگر بهمعنای این است که هرکدام نهتنها کاری داریم که باید انجامش بدهیم، بلکه باید بهدرستی انجامش بدهیم. درحقیقت «تعادل» واژهای توخالی و بیمعنی و رؤیایی تحققناپذیر است. تلاش برای برقراریِ تعادل بین کار و زندگی صرفاً پیشنهادی زیانآور نیست، پیشنهادی دردناک و مخرب است. با باریککردن مسیرمان، احساسِ امنیت میکنیم. ایستادن در جاییکه اکنون هستیم حس محتاطبودن را به وجود میآورد. اما خلاف آن درست است. وقتی باور میکنیم که بزرگ بد است، تفکرات کوچک بر زندگی حکومت میکنند و بزرگها دیگر هرگز مطرح نمیشوند. زمان صرفشده درنهایت به مهارت منجر میشود و هنگامی که مهارت بهبود مییابد، نتایج بهبود مییابند. نتایجِ بهتر بهطور کلی به لذتِ بیشتر منجر میشوند و اشتیاق بیشتر و زمان بیشتری را به همراه دارند. این چرخهای مفید برای رسیدن به نتایج خارقالعاده. آموزههای کتاب آن اصل کاری آن اصلکاری به خواننده کمک میکند مهمترین هدف خود را کشف کند و نیز ابزارهایی برای مدیریت زمان در اختیار وی قرار میدهد تا بتواند تا جای ممکن کارآمد و مؤثر باشد. همچنین، این کتاب تصورات غلط و رایج مربوط به کار، مثل انجام همزمان چند کار باهم را رد میکند و دستورالعملهای جدیدی در اختیار خواننده قرار میدهد تا آنها را دنبال کند. نویسندگان در انتهای هر فصل اطلاعات کلیدی را مرور میکنند و بینشی کاربردی به خواننده میبخشند. وقتی به پایان کتاب نزدیک میشویم، گَری و جِی خواننده را پند میدهند تا بدون اینکه سایر بخشهای زندگی خود را نامتعادل کند، با اولویت، هدف و بهرهوری زندگی کند. ۱. همهی چیزها به یک اندازه اهمیت ندارند «وقتی همهچیز فوری و مهم باشد، همهچیز مساوی به نظر میرسد. فعال و پرکار میشویم؛ اما این وضع واقعاً ما را به موفقیت نزدیک نمیکند. فعالیت غالباً ارتباطی با بهرهوری ندارد و پرکاربودن بهندرت به درد کار میخورد.» آن اصلکاری، صفحهی ۳۱ یکی از اولین چیزهایی که خوانندگان در کتاب میآموزند، این است که تمام کارها به یک اندازه اهمیت ندارند و اینکه تحقق تعداد زیادی از اهداف، لزوماً فرد را موفق نمیکند؛ اگرچه، این دقیقاً همان چیزی است که بیشتر مردم باور دارند. برای مثال، هیچوقت به کسی ترفیع نمیدهند که بیشترین تعداد ایمیلهای ارسالی را دارد. موفقیت از آنِ کسی است که به بهترین نتایج دست مییابد. افراد موفق بر مسائل ضروری تمرکز میکنند. آنها پیش از کار تأمل میکنند تا تشخیص دهند چهچیزی مهم است و بعد وارد عمل میشوند. افراد موفق همیشه بهخوبی کارهایشان را اولویتبندی میکنند، حتی وقتی کارهای جدیدی به لیستشان اضافه میشود. آنها قادرند کارهای خود را مشخص کنند و سپس بر مهمترینشان تمرکز کنند؛ زیرا میدانند آن کار بهترین نتیجه را برایشان رقم خواهد زد. این صرفاً نظریهای انتزاعی نیست، بلکه اصل پارِتو۴ که آ






































