پرش به محتوای صفحه

بیا این جهنم را زیبا کن

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۸۸

صفحه

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

بیا این جهنم را زیبا کن بیا این جهنم را زیبا کن | علی صالحی بافقی تعداد صفحه 288 نوبت چاپ اول قطع کتاب رقعی نوع جلد شومیز تنها چیزی که می‌ خواستم توی ذهنم باشد، منظرهٔ دریا از توی آشپزخانه و سالن و اتاق‌ های بدون دیوار بود. حس آمیختهٔ ترس و امید جلو‌آمدن یا نیامدن آب را موقع تماشای دریا دوست داشتم. دست‌های سهراب را گرفتم. بعد د ست دیگرم رفت توی جیب کتش و پاک

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-888137
شابک
۹۷۸۳۲۲۳۸۴۳۱۷۴
تعداد صفحه
۲۸۸
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
ویرایش
اول

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از علی صالحی بافقی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب من 1 دوزیستم (مجموعه شعر)،(با شاعران 5)

علی صالحی بافقی

سرزمین اهورایی

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بیا این جهنم را زیبا کن

علی صالحی بافقی

ثالث

۳۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فلامینگوهای بختگان

علی صالحی بافقی

نشر مرکز

۲۰۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از ثالث

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب رویای زمانه

زهرا دهقان پور

ثالث

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مارکسیسم و انقلاب در ایران
۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مگر ایران خانم مادرت نبود؟!
۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تاریخ کوتاه زوال

امیل چوران

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

ثالث

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتللو

ثالث

۲۹۷٬۵۰۰تومان
جلد کتاب رزیدنت

ثالث

۳۲۳٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دن کیشوت
۲٬۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خزان خودکامه
۴۹۳٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قدیس فرودستان
۲۱۲٬۵۰۰تومان
جلد کتاب پاپ و مرتد
۲۷۲٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دعوت به نوشتن
۱۸۷٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جاودانه عبید زاکانی
۳۸۲٬۵۰۰تومان
جلد کتاب کلیات سعدی

عباس اقبال آشتیانی

ثالث

۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فلسفه اپیکوری

کاترین ویلسون

ترجمه‌ی مجتبی پردل

ثالث

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تمرین نوشتن

دوریس دوریه

ترجمه‌ی مهشید میرمعزی

ثالث

۲۷۲٬۰۰۰تومان

توضیحات

بیا این جهنم را زیبا کن بیا این جهنم را زیبا کن  | علی صالحی بافقی تعداد صفحه  288 نوبت چاپ          اول قطع کتاب رقعی نوع جلد شومیز تنها چیزی که می‌ خواستم توی ذهنم باشد، منظرهٔ دریا از توی آشپزخانه و سالن و اتاق‌ های بدون دیوار بود. حس آمیختهٔ ترس و امید جلو‌آمدن یا نیامدن آب را موقع تماشای دریا دوست داشتم. دست‌های سهراب را گرفتم. بعد د ست دیگرم رفت توی جیب کتش و پاکت سیگارش را بیرون کشید. فندکش هم توی پاکت بود. بعد از مدت‌ ها، سیگاری روشن کردم. شیشه را دادم پایین و آرام توی گوش سهراب گفتم: «توی خونه سیگار نمی‌کشیم ها... فقط روی ایوون.» سهراب خیره شد به سیگار لای انگشت‌ هام. می دانست هر وقت زیادی خوشحال یا زیادی غمگینم سیگار می‌ کشم. نگاهم کرد. لابد می‌ خواست بفهمد آن لحظه در چه حالی‌ ام. خودم هم نمی‌ دانستم. در آن لحظه فقط می‌ خواستم زودتر برسم هتل تا دل‌ و‌رودهٔ فیل صورتی را بدوزم و بشویمش. سهراب آرام گفت: «این وینستون‌ ها اذیتت می‌کنه.»  خنده‌ ام گرفت از این‌که گاهی اسمم را فراموش می‌ کند اما یادش نرفته که وینیستون‌ های قرمز کوفتی‌ اش  اذیتم می‌ کند. از داستان کوتاه «آمدیم، نبودید، رفتیم»