چراغ سبزها
۳۲۰
صفحه
۱۳۹۹
سال چاپ
رقعی
قطع
جلدسخت
نوع جلد
جملات برتر از کتاب چراغ سبزها «تغییر کنی بهتره تا اینکه متأسف باشی.» سفر و انسانیت بزرگترین معلمهای من بودهاند. یک بار که فهمیدی سیاه است، دیگر مثل قبل تاریک نخواهد بود! سرنوشت همان نظم الهیست، و نظم الهی همان خداست. گاهی در رسیدن به چراغسبزها سرنوشت مهمترین نقش را ایفا میکند. گاهی باید چیزهایی را که میدانیم رها کنیم تا بفهمیم چه میدانیم. «موضوع بُ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-969880
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۲۵۴۰۴۸۷
- تعداد صفحه
- ۳۲۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- جلدسخت
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۹
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از میلکان
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سمانه پرهیزکاری
مشاهدهی همهتوضیحات
جملات برتر از کتاب چراغ سبزها «تغییر کنی بهتره تا اینکه متأسف باشی.» سفر و انسانیت بزرگترین معلمهای من بودهاند. یک بار که فهمیدی سیاه است، دیگر مثل قبل تاریک نخواهد بود! سرنوشت همان نظم الهیست، و نظم الهی همان خداست. گاهی در رسیدن به چراغسبزها سرنوشت مهمترین نقش را ایفا میکند. گاهی باید چیزهایی را که میدانیم رها کنیم تا بفهمیم چه میدانیم. «موضوع بُردوباخت نیست، موضوع اینه که مبارزه رو میپذیری یا نه.» اگر هر آنچه میخواهم انجام دهم، نشستن و حرفزدن با تو باشد… گوش میکنی؟ امیدِ برآوردهشده بیش از انتظارِ برآوردهشده ما را خوشحال میکند. چیزی را که نیازم بود، میخواستم. و به چیزیکه میخواستم، نیاز داشتم. همهمان باید اول بتوانیم به خودمان ایمان داشته باشیم و بعد راه بیفتیم دنبال ایمان به دیگران. گاهی به نصیحت نیازی نداریم. گاهی فقط نیاز داریم بشنویم که در تحملِ رنجِ زندگی تنها نیستیم. زندگی داستانِ ماست؛ داستانی که خودمان تعریفاش میکنیم، و با انتخابهامان فصلهایش را میسازیم. اگر در ترکیبِ ثابت نیستید و فکر میکنید لیاقتِ حضور در آنرا دارید، حق انتخاب را از مربیها بگیرید؛ آنقدر خوب بازی کنید که انکارناپذیر شوید. بدون سایهها نمیتوانیم ارزشِ نور را بفهمیم. باید تعادلمان بههم بخورد تا بتوانیم جاپامان را پیدا کنیم. بهتر است آدم بپرد تا اینکه بیفتد. من بینقص نیستم؛ نه، همیشهٔ خدا پا توی لجن میگذارم و تازه وقتی به کثافت کشیده شدم میفهمم! اما یک چیزی را خوب یاد گرفتهام، و آن این است که چطور کفشهایم را پاک کنم و به راهم ادامه بدهم. متن پشت جلد کتاب «چراغسبزها» نوشتهی متیو مککانهی، بازیگر مشهور و برندهی جایزهی اسکار، کتابیست پر از داستانهای جالب، جملههای حکیمانه و درسهایی از زندگی که از دلِ سختیها به وجود آمدهاند و همگی از راز زندگی همراه با رضایت و شادی قلبی میگویند. چراغسبزها یکی از بهترین کتابهای ۲۰۲۰ به انتخاب گاردین، آمازون، نیویورکتایمز و… بوده است. ✔️ «کتابی صادقانه و برآمده از دل که متیو مککانهی در آن از ما دعوت میکند با او همراه شویم و درسهایی را که از زندگی گرفته سبکسنگین کنیم تا بفهمیم هدف از زندگی بههیچوجه برندهشدن نیست، بلکه درککردنِ آن است.» ـ ـ مارک منسن؛ نویسندهی «هنر ظریف رهایی از دغدغهها» و «اوضاع خیلی خراب است» 📖 در اين كتاب میخوانیم: پنجاه سال است که در این زندگیام، چهلودو سال است که سعی میکنم معمای آنرا حل کنم، و سیوپنج سال است که از سرنخهایی که برای حل آن پیدا میکنم یادداشت برمیدارم؛ یادداشتهایی دربارهی موفقیتها و شکستها، شادیها و غمها، چیزهایی که باعث شگفتیام شدهاند و چیزهایی که به خندهام انداختهاند. سیوپنج سال فهمیدن، بهخاطرسپردن، تشخیصدادن، جمعکردن، و نوشتنِ چیزهایی که برایم تکاندهنده یا جذاب بوده است. اینکه چطور عادل باشم… چطور استرس کمتری داشته باشم… چطور خوش بگذرانم… چطور کمتر به آدمها آسیب بزنم… چطور آدم خوبی باشم… چطور چیزی را که میخواهم به دست بیاورم… چطور در زندگی به معنا برسم… چطور خودِ واقعیام باشم. همیشه مینوشتم تا بتوانم فراموش کنم. فکرکردن به بازنگری در زندگی و افکارم آزاردهنده بود. گمان نمیکردم از حملِ این زندگی و افکار لذت ببرم. اخیراً جرأت پیدا کردهام به نوشتههایم در این سیوپنج سال ــ دربارهی کسیکه پنجاه سال بودهام ــ نگاهی بیندازم. و میدانید چه شد؟ بیشتر از چیزیکه فکر میکردم از بودن در کنار خودم لذت بردم. خندیدم… گریه کردم… فهمیدم بیشتر از حد انتظارم لحظهها را به خاطر دارم… و کمتر فراموش کردهام. این یک نامهی عاشقانه است: برای زندگی.










































