گور به گور
۳۰۴
صفحه
۱۴۰۵
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب حاضر، داستان خانواده روستایی است که در جریان انتقال جنازۀ مادرشان به شهری دیگر روایت میشود. مادر خانواده وصیت کرده است که شهر خودش و در کنار خویشاوندانش به خاک سپرده شود. راوی کتاب در هر فصل عوض میشود و داستان هربار از زبان یکی از شخصیتها بیان میشود. همین موضوع باعث میشود داستان دیرتر در ذهن خواننده شکل گیرد. این خانواده ساده و روستایی شامل زن و ش
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-621405
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۱۹۳۳
- تعداد صفحه
- ۳۰۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۵
- موضوع
- رمان غیرفارسی
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نشر چشمه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی نجف دریابندری
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب حاضر، داستان خانواده روستایی است که در جریان انتقال جنازۀ مادرشان به شهری دیگر روایت میشود. مادر خانواده وصیت کرده است که شهر خودش و در کنار خویشاوندانش به خاک سپرده شود. راوی کتاب در هر فصل عوض میشود و داستان هربار از زبان یکی از شخصیتها بیان میشود. همین موضوع باعث میشود داستان دیرتر در ذهن خواننده شکل گیرد. این خانواده ساده و روستایی شامل زن و شوهر و چهار فرزندشان است. داستان زمانی شروع میشود که زن روستایی در انتظار مرگ است و همه به طریقی خودشان را برای مردن او آماده کردهاند. در این میان بزرگترین فرزند مادر خانواده که نجار است برای او تابوت درست میکند. مادر که هنوز زنده است با هر نواخت اره زمان مرگش را نزدیکتر میبیند. بعد از مرگ مادر سفر آنها و جریان اصلی رمان شروع میشود. همه، آنها را از این سفر طولانی که با گاری انجام میشود بازمیدارند و میگویند که درست نیست مرده را این همه جابهجا کرد ولی به خرج پدر خانواده نمیرود. در هر قدم این سفر با مشکلاتی روبهرو میشوند و در هرجا پدر خانواده این مشکلات را خواست خدا دانسته و حماقتهایشان را گردن بدشانسی میاندازد و یا به حساب قولی که به همسرش داده میگذارد و… ذهنیت چهار فرزند خانواده بیشتر به دیوانهها شبیه است. ذهنیت مادر خانواده نیز بسیار عمیق است. او تنها شخصیت کتاب است که بیاعتقاد و بسیار بیتفاوت است به شکلی که از زندگی از اول بیحس شده و حتی معنای کلمات برای او بیگانه میشود و از قبلترها نیز انتظار مرگش را میکشید. پدر خانواده شخصی با تفکرات محدود و بسیار ساده و در عین حال کلهشق و مغرور است و فرزند ارشد خانواده نیز کل زندگیاش را در نجاری میبیند. برای من صحنه انتقال تابوت به طریقی شاید کفاره کشیدن بود که پر از رنج برای دیگران شد مخصوصا صحنه رد شدن از رودخانهای که پل آن خراب شده بود بسیار تأثیرگذار بود. کتابفروشی اینترنتی آبان


































































