رکوئیم برای یک راهبه
۲۵۱
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
شومیز - رقعی
نوع جلد
کتاب رکوئیم برای یک راهبه اثر ویلیام فاکنر ، نویسندهی آمریکایی قرن بیستم است. این کتاب را شاپور بهیان ترجمه کرده است. این کتاب مرجع جملهی معروفی از فاکنر است: «گذشته هرگز نمرده است، حتی نگذشته است.» باراک اوباما در یکی از سخنرانیهایش این جمله را به کار برد و همچنین در فیلم «نیمهشب در پاریس» نیز این جمله نقل میشود. این کتاب در ادامهی رمان «حریم» از همین
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان خارجی
- شناسه کالا
- kj-248068
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۶۶۵۴۳۰۲
- تعداد صفحه
- ۲۵۱
- نوع جلد
- شومیز - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی شاپور بهیان
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب رکوئیم برای یک راهبه اثر ویلیام فاکنر ، نویسندهی آمریکایی قرن بیستم است. این کتاب را شاپور بهیان ترجمه کرده است. این کتاب مرجع جملهی معروفی از فاکنر است: «گذشته هرگز نمرده است، حتی نگذشته است.» باراک اوباما در یکی از سخنرانیهایش این جمله را به کار برد و همچنین در فیلم «نیمهشب در پاریس» نیز این جمله نقل میشود. این کتاب در ادامهی رمان «حریم» از همین نویسنده و درواقع هشتسال پس از حوادث آن شروع میشود. کتاب اولینبار در سال 1951 منتشر شد و داستان آن مانند آثار دیگری از فاکنر در منطقهی ساختگی یوکنا پاتافا و جکسون و رودخانهی میسیسیپی رخ میدهد. این اثر داستانی مانند بعضی دیگر از روایتگریهای تجربی فاکنر هم به صورت رمان نوشته شده و هم بخشهای نمایشی دارد. درواقع سه پیشدرآمد که به اصل و اساس بهوجود آمدن دادگاه، کاپیتول و زندان میپردازد و بعد از آن هفت صحنهی نمایشی که داستان را روایت میکند. داستان رکوئیم برای یک راهبه را در این جملهها از زبان «تمپل»، شخصیت اصلی داستان میتوان فهمید: «چرا خدا به جای رنج چیز دیگری خلق نکرد و چرا انسان نمیتواند با رنج گناهانش را پاک کند؟» تمپل زنی جوان است که در گذشته اتفاقات هولناکی برایش رخ داده و او بر علیه کسی شهادت دروغ داده است، «نانسی» که سابق بر این یک فاحشه بوده و بعدتر خدمتکار تمپل، حالا به جرم قتل نوزاد تمپل در زندان است. تمپل خود را در مرگ کودکش مقصر میداند و آن را کفارهی گناهانش میشمرد و از آن رهایی ندارد. بریدهای از کتاب: «وقتی گاوین و تمپل به دیدار فرماندار میروند، هدف گاوین اصلا نجات جان نانسی نیست، او میخواهد تمپل را مجبور کند از گذشتهاش حرف بزند و آن را به صورت متفاوتی درک کند، و شجاعت زندگی به عنوان خانم گوان استیونس را پیدا کند.»

















