حیات خانوم

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۲۸

صفحه

۱۴۰۵

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

کتاب “حیات خانوم” نوشتۀ احمد آلتان ترجمۀ ایلناز حقوقی گزیده ای از متن کتاب: مقدمۀ مترجم کتاب پیش رو آخرین رمان احمد خسرو آلتان است که در سال 2021 به چاپ رسیده. احمد آلتان نویسنده، روزنامه‎نگار و شاعر مشهور ترکیه است که به سبب فعالیت‌های سیاسی و به اتهام دست داشتن در کودتای 2016 ترکیه دستگیر و زندانی شده بود. سپس دادگاه به جرم تلاش برای سرنگونی دولت او را به

۵۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-080022
شابک
۱۴۰۱۰۶۱۰۰۱
تعداد صفحه
۲۲۸
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از احمد التان

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب تاریخ خاص تنهایی

احمد التان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

فرهنگ نشر نو

۶۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مردن اسان تر از دوست داشتن است

احمد التان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

فرهنگ نشر نو

۱٬۳۰۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب خوشه (یادنامه نخستین هفته شعر)
۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیگر کسی صدایم نزد

امیرحسن چهل تن

نگاه

۱۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مهدی اخوان ثالث (شعر زمان ما 2)

مهدی اخوان ثالث

نگاه

۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بانو با سگ ملوس (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ48)

آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی عبدالحسین نوشین

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کات منطقه ممنوعه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گرسنه

کنوت هامسون

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۳۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی و هنر وان گوگ

پیر کابان

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۴۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب 24 ساعت از زندگی یک زن (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ84)

اشتفن تسوایک

ترجمه‌ی رضا سیدحسینی، عبدالله توکل

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ساندویچ ژامبون

چارلز بوکوفسکی

ترجمه‌ی علی امیر ریاحی

نگاه

۷۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جولیوس قیصر

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لالایی (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ67)

لیلا سلیمانی

ترجمه‌ی ابوالفضل الله دادی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زوال فرشته

یوکیو میشیما

ترجمه‌ی غلامحسین سالمی

نگاه

۴۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه بهترین داستان های کوتاه (4جلدی،باقاب)

دیگران، آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۲٬۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عاشق آتشفشان (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ72)

سوزان سانتاگ

ترجمه‌ی فرزانه قوجلو

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هزار پیشه

چارلز بوکوفسکی

ترجمه‌ی علی امیر ریاحی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فریدون توللی (شعر زمان ما18)
۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرمایه در سده بیست و یکم

توماس پیکتی

ترجمه‌ی ناصر زرافشان

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی ایلناز حقوقی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب بر پشت ببر

زولفو لیوانی

ترجمه‌ی ایلناز حقوقی

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ادم ، گربه ، مرگ

زولفو لیوانی

ترجمه‌ی ایلناز حقوقی

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شب های طاعون

اورهان پاموک

ترجمه‌ی ایلناز حقوقی

نگاه

۶۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حیات خانم (ادبیات ترک 5)

احمد آلتان

ترجمه‌ی ایلناز حقوقی

نگاه

۳۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بر پشت ببر

زولفو لیوانلی

ترجمه‌ی ایلناز حقوقی

نگاه

۳۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آخرین جزیره (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ124)

زولفو لیوانلی

ترجمه‌ی ایلناز حقوقی

نگاه

۱۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آدم،گربه،مرگ (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ139)

زولفو لیوانلی

ترجمه‌ی ایلناز حقوقی

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب “حیات خانوم” نوشتۀ احمد آلتان ترجمۀ ایلناز حقوقی گزیده ای از متن کتاب: مقدمۀ مترجم کتاب پیش رو آخرین رمان احمد خسرو آلتان است که در سال 2021 به چاپ رسیده. احمد آلتان نویسنده، روزنامه‎نگار و شاعر مشهور ترکیه است که به سبب فعالیت‌های سیاسی و به اتهام دست داشتن در کودتای 2016 ترکیه دستگیر و زندانی شده بود.  سپس دادگاه به جرم تلاش برای سرنگونی دولت او را به حبس ابد محکوم کرد. پس از تشکیل دادگاه عالی حکم قبلی لغو، و به جرم «انتشار پیام‌های مخفیانه به مردم» و  «حمایت آگاهانه از یک سازمان تروریستی» به ده سال و شش ماه حبس محکوم شد. اما پس از چهار سال و شش ماه حبس با پیگیری وکلای دادگاه حقوق بشر اروپا از زندان آزاد شد. حیات‌خانم که احمد آلتان آن را «زن محبوبم» می‎نامد، در زندان نوشته شد. حیات نام یکی از کاراکترهای زن این رمان است؛ کاراکتر بی‎نظیری که در میان کاراکترهای جذاب و تاثیرگذار رمان‌های بزرگ جایش را پیدا کرده است. این رمان توانسته جایزۀ بهترین رمان سال اروپا در سال 2021 را ازآن خود کند. در هنگام ترجمۀ این رمان از هنر نویسنده در ایجاز و غنای جملات متحیر شدم. درهم‌تنیدگی عشق، سیاست، منطق، اندوه، شادی و احساسات انسانی که در زندگی روزمرۀ ما  جاری هستند و بیان استادانۀ آنها از حیات‌خانم شاهکاری بی‏نظیر ساخته است. همچنین زبان بی‎پروا و عزم راسخ احمد آلتان در بیان حقیقت و آگاه‏سازی مردم بر عظمت این رمان افزوده است. خواندن چندین‎بارۀ این رمان غنی و سرخ در سراسر ایران بزرگ آرزوی من است. ایلناز حقوقی 1 زندگی مردم در یک شب دگرگون می‏شد. همه‏چیز آن‏قدر دست‏خوش فرسودگی شده بود که هیچ‏کس نمی‏توانست زندگی‏اش را بر ریشه‏های گذشته‏اش استوار نگه دارد. همه مانند عروسک‏های خیمه‏شب‏‏بازیِ شهربازی‏ها بودند و با این احتمال که شاید با ضربه‏ای ناگهانی ناپدید و از میدان به در شوند زندگی می‏کردند. زندگی من هم در یک شب دگرگون شد. راستش زندگی پدرم دگرگون شد. در پی برخی پیشامدها در کشوری بزرگ که از آنها سر در نیاوردم، و با گفتن جملۀ «واردات گوجه‏فرنگی را متوقف کردیم»، ده‏ها هزار هکتار زمین زراعی به زباله‏دانی سرخ تبدیل شد. انسان‌هایی که شغلشان را دوست ندارند به‌ندرت بی‏پروا رفتار می‏کنند. پدرم که با همان بی‏پروایی تمام ثروتش را تنها در یک فرآورده سرمایه‏گذاری کرده بود، تنها با شنیدن آن چند کلمه خانه‏خراب و ورشکسته شد. همه‏چیزمان از دست رفت. صبح روزِ بعد از شبی پرآشوب، پدرم خون‌ریزی مغزی کرد. با چنان ضربۀ غیرمنتظره‏ای سقوط کرده بودیم که حتی فرصت نکردیم برای مرگ پدرم سوگواری کنیم. گویی سرگیجه‏ای بزرگ گریبانمان را گرفته بود. همه‏چیز را می‏دیدیم، اما هیچ‏چیز، حتی مرگ پدرم را نمی‌توانستیم درک کنیم. زندگی‎ای که گمان می‌کردیم هرگز دگرگون نخواهد شد، با آسانی وحشت‎زایی از هم گسیخته بود. در خلئی ناشناخته سقوط می‏کردیم، اما نمی‏دانستیم رو به کجا در حال فرو‏ افتادنیم. قرار بود بعداً به آن پی ببرم. چهار هکتار گلخانه برایمان باقی ماند که پدرم برای «دلخوشی» مادرم برایش خریده بود و نیز مقداری پول که مادرم در بانک پس‏انداز کرده بود. مادرم گفت «هر طور شده شرایط تحصیل تو را فراهم می‏کنم، اما تجملات گذشته را فراموش کن.» راستش ادبیات خواندن در آن دانشگاه درخشان میان باغچه‏های وسیع، خودش تجملاتی بود، اما مادرم حتی بحث دربارۀ ترک‌تحصیل را رد کرد. پدر بخت‏برگشته‏ام دلش می‏خواست مهندس کشاورزی شوم، اما من مُصر بودم ادبیات بخوانم. به گمانم در این تصمیم، وابستگی‏ام به تنهایی پرهیاهویی که در قلعۀ ساخته شده از رمان‌ها داشتم همان‌قدر تأثیرگذار بود که ایمانم به آیندۀ تضمین شده‏ام؛ معتقد بودم هیچ ترجیحی بر آن تأثیری نخواهد داشت. یک هفته پس از تشییع جنازۀ پدرم با اتوبوس شب به شهر دانشگاهی‏ام بازگشتم. صبح روز بعد برای دریافت بورسیه به دانشگاه رفتم. دانشجوی خوبی بودم. درخواست بورسیه‏ام پذیرفته شد. دیگر نمی‏توانستم کرایۀ خانه‏ای را بپردازم که سه اتاق و یک سالن بزرگ داشت و با یکی از دوستانم در آن هم‏خانه بودم. در کوچۀ میخانه‏هایی که گاهی با هم‏کلاسی‏هایم به آنجا می‏رفتیم، در یکی از ساختمان‌های قدیمی اتاقی اجاره‏ای پیدا کردم؛ ساختمانی شش‌طبقه و به‌جامانده از قرن نوزدهم که پیچک‏های بنفش بر نمای اصلی‏اش تنیده بود و بالکن‏های کوچکش با فرفورژه‏های سیاه آراسته شده بود. داخل یک قفس توری فلزی آسانسوری چوبی بود، اما کار نمی‏کرد. ساختمان به احتمال زیاد با کاربری خان [1] ساخته شده بود و حالا اتاق‌به‌اتاق اجاره داده می‏شد. پس از سوا کردن چند تکه لباس، همۀ لباس‏هایم، کتاب‌هایم، موبایلم و کامپیوترم را با حرصی بی‏معنا، گویی بخواهم از آنچه به سرم آمده انتقام بگیرم، با قیمتی بسیار ناچیز به سمساری‏ها فروختم

۵۵۰٬۰۰۰تومان