هنر پذیرش خود
هیچکدام از ما بیعیب نیست _ این واقعیتی است از انسانبودن _ با اینهمه، برای رسیدن به هدف حقیقی خود در این سیاره که در راستای نهایت سودمندی برای دیگران است، با هرآنچه در توان داریم و با هر فرصتی که برایمان باقی مانده، صرفنظر از اینکه چقدر این باور تاکنون ما را مجذوب خود کرده و به چنگ گرفته، باید از آن دست بکشیم. «ازخودبیزاری شاید ریشه در گذشتۀ ما دوانده ب
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- هنر
- شناسه کالا
- kj-802439
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از لگا
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سمانه اسمانی
مشاهدهی همهتوضیحات
هیچکدام از ما بیعیب نیست _ این واقعیتی است از انسانبودن _ با اینهمه، برای رسیدن به هدف حقیقی خود در این سیاره که در راستای نهایت سودمندی برای دیگران است، با هرآنچه در توان داریم و با هر فرصتی که برایمان باقی مانده، صرفنظر از اینکه چقدر این باور تاکنون ما را مجذوب خود کرده و به چنگ گرفته، باید از آن دست بکشیم. «ازخودبیزاری شاید ریشه در گذشتۀ ما دوانده باشد؛ اما بنا نیست آیندۀ ما نیز باشد.» در پس بسیاری از مشکلات ما عاملی اغلب نادیده گرفتهشده نهفته است. اینکه ما خودمان را چندان دوست نداریم، به خاطر از خودبیزاریست که معمولاً به وقت کار قابلیتهای خود را دستکم میگیریم و در دام روابطی نهچندان مطلوب و نه چندان خوشایند فرو میلغزیم؛ از اینروست که در زندگیهای اجتماعیمان عزتنفس خود را باخته و به اضطراب و درماندگی گرفتار میشویم. «کمالگرایی» اساساً و ذاتاً از عشق و حُب به کمال مطلوب سرچشمه نمیگیرد. منشأ آن در احساس بسیار تأسفبارتری است، این احساس که ما هرگز آنطور که بایدوشاید خوب نیستیم. این امر ریشه در «ازخودبیزاری» دارد و از خاطراتی نشئت میگیرد که در آن کسانی که باید در کودکی ارزشی صمیمانه برای ما قائل میشدند، دریغ کردند و ما را بدون تصدیق و حمایت نادیده گرفتند. ما از آن حس آغازینی که از نالایقبودن، کسالتآوربودن، ناقصبودن، مایۀ ناامیدی و سرخوردگی و رنجشبودنِ خودمان گرفتیم، تبدیل به یک کمالگرا شدیم. این حسی است بسیار قدرتمند که فشار روانی بسیار هولناکی بههمراه دارد. ما کموبیش آمادهایم تا برای ازبینبردن این فشار دست به هر کاری بزنیم. تمام ساعتْ کارکردن، چاپلوسیکردن، دو برابر بیشتر از نفر بعدی کارکردن _ اینها ابزارهایی هستند که ما بهدنبال آن هستیم تا خودِ ظاهراً نالایقمان را تبرئه کنیم. بخشی از ذهنمان به آن دیگری این وعده را میدهد که با تکمیلکردن چالش بعدی سرانجام به آرامش خواهیم رسید. ما میتوانیم بهخوبی تظاهر کنیم که جاهطلبیهایمان عاقلانه است، اما کار ما جنبهای سیزیفی بههمراه دارد؛ بهمحض اینکه سنگ خود را به بالای تپه غلت میدهیم، دوباره به پایین سقوط میکند. هرگز نقطۀ استراحت یا احساس کاملشدن پایدار وجود نخواهد داشت. در حقیقت ما بیماریم نه پرتلاش. کتاب هنر پذیرش خود از مجموعه کتابهای مدرسۀ زندگی آلن دو باتن ، با عطوفتی سرشار، پدیدۀ ازخودبیزاری را میکاود. میپرسد که این احساس از کجا آمده، ما را به چه کارهایی وا میدارد، و چگونه میتوان با مراقبت از پس آن برآمد. لحن آن همزمان امیدوارانه و واقعگرایانه است. چه بسا زمان بسیاری از زندگی خود را صرف بیزاری از خود و صرف تاختن به تمام آن چیزهایی که انجام دادهایم یا احساس کردهایم، بکنیم، بیآنکه بدانیم بهراستی با چه چیزی طرف هستیم. حال، وقت آن است که بر مازوخیسم خود پیروز شویم و سوی رابطهای مهربانانهتر و آسانگیرتر با خود، که بایستی از همان ابتدا میداشتیم، پیش بگیریم.





















![جلد کتاب انان که می روند و انان که می مانند [سومین کتاب از چهارگانۀ ناپلی]](https://ketabejam.com/uploads/im0001130476.webp)





![جلد کتاب داستان کودک گمشده [چهارمین کتاب از چهارگانۀ ناپلی]](https://ketabejam.com/uploads/im0001130335.webp)











