هنرِ اشتباه کردن؛ تئاتر رومئو کاستللوچی
هنرِ اشتباهکردن؛ تئاتر رومئو کاستللوچی نویسنده: ژان لوییپریه مترجم: علی شمس این کتاب، «هنرِ اشتباهکردن؛ تئاتر رومئو کاستللوچی» ، یکی از مهمترین منابع برای درکِ اندیشهی یکی از تأثیرگذارترین کارگردانان تئاتر معاصر جهان است. رومئو کاستللوچی، همبنیانگذار گروه سوچیهتاس رافائلو سانتزیو ، تئاتر را نه به عنوان «ادبیاتِ دراماتیک»، بلکه به عنوان «هنرِ دیداری»
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- هنر
- شناسه کالا
- kj-121199
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی علی شمس
مشاهدهی همهتوضیحات
هنرِ اشتباهکردن؛ تئاتر رومئو کاستللوچی نویسنده: ژان لوییپریه مترجم: علی شمس این کتاب، «هنرِ اشتباهکردن؛ تئاتر رومئو کاستللوچی» ، یکی از مهمترین منابع برای درکِ اندیشهی یکی از تأثیرگذارترین کارگردانان تئاتر معاصر جهان است. رومئو کاستللوچی، همبنیانگذار گروه سوچیهتاس رافائلو سانتزیو ، تئاتر را نه به عنوان «ادبیاتِ دراماتیک»، بلکه به عنوان «هنرِ دیداری» و «تجربهی هستیشناختی» میبیند. مفهوم «اشتباه» در نگاه او، نه به معنای اشتباه، بلکه به معنای گسست از قواعدِ کلیشهای و رسیدن به حقیقتی است که در ناخودآگاهِ هنر پنهان شده است. *** در تئاتر کاستلوچی، همهچیز در لبهی تیغ حرکت میکند. او معتقد است که برای رسیدن به حقیقتی اصیل در هنر، باید «نظم» و «قاعده» را شکست و به سراغ «خطا» رفت؛ یعنی همان جایی که فرمهای استاندارد فرو میپاشند و صدایِ واقعیِ اثر شنیده میشود. این کتابِ خواندنی، مصاحبهها و مقالاتی را گردآوری کرده که کاستلوچی در آنها دربارهی این مفاهیم صحبت میکند: شکستِ زبان: چرا کلمات برای بیان حقیقتِ صحنه کافی نیستند؟ تصویر به مثابهی حقیقت: قدرتِ دیدن در مقابلِ قدرتِ شنیدن. سنت و مدرنیته: چگونه اسطورهها در بدنِ بازیگرِ معاصر بازتولید میشوند. فاجعه و زیبایی: رابطهی غریبِ امر تراژیک با زیباییشناسی. خواندن این کتاب برای دانشجویان هنر، تئاتر، فلسفهی هنر و تمام کسانی که به دنبال تجربهای فراتر از تماشایِ یک نمایشِ معمولی هستند، ضروری است. بخشی از متنِ مصاحبهی ژان لوییپریه و رومئو کاستللوچی ژان لویی: در تئاتر شما نقش بازیگر چطور تعریف میشود؟ رومئو: در کارهای من بازیگر نقشی اساسی دارد. بازیگر موجودی فراتر از من است. از منِ کارگردان. من بازیگرانم را تربیت نمیکنم و به آنها شکل نمیدهم بلکه آنها هستند که به من شکل میبخشند. برای مثال مارک آنتونیو. گفتم که تصمیمم بر این شد که از کسی استفاده کنم که حنجره نداشته باشد یا حنجرهاش را ازدست داده باشد، چراکه تولید صدا از چنین حنجرهای در خود نوعی خلوص و معنای پیامبرانه میسازد. صدای کسی که حنجره ندارد از امعاواحشا بالا میآید. صدایی که از مِری عبور میکند و از ریه و نای نمیآید. صدایی که یک صدای دیگر است. صدایی فیزیکی که پوست کلمات را میکَند و برهنهشان میکند. انگار هر کلمهای که با این صدا تلفظ شود، زخمی و خونآلود به بیرون میرسد. من باید کسی را برای مارک آنتونیو میجستم که صاحب چنین صدایی باشد. در شکسپیر چنین صدایی فراتر از سایرین قرار میگیرد. صدایی که تاریخ رم را دگرگون میکند. رمی که در آن روزگار مرکز جهان بود. برای همین بازیگری با این ویژگیِ صدایی به کار اضافه شد و ما با هم کار کردیم.







































