جستارهایی درباره ی زن
۱۰۴
صفحه
۱۴۰۰
سال چاپ
پالتویی
قطع
جستارهایی دربارهی زن نوشتهی سوزان سانتاگ تر جمهی آذر جوادزاده چهار جستار در بارهی زن به جای طرح راهحلهای پیچیده برای زنان، پرسشهای سادهای مطرح میکند و جهان زنان را در مسیر خیزش برای تغییر و دگرگونی قرار میدهد. مجموعهی استخوانهای روح دفترهاییست در باب فلسفه و نظریهی مدرن. استخوانهای روح سر آن دارد تا بازنمایی تحلیلی و دقیقی از جریانها و جنبشه
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- علم عمومی و ترویج علم
- شناسه کالا
- kj-596097
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۶۷۷۵۳۱
- تعداد صفحه
- ۱۰۴
- قطع
- پالتویی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۰
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی اذر جوادزاده
مشاهدهی همهتوضیحات
جستارهایی دربارهی زن نوشتهی سوزان سانتاگ تر جمهی آذر جوادزاده چهار جستار در بارهی زن به جای طرح راهحلهای پیچیده برای زنان، پرسشهای سادهای مطرح میکند و جهان زنان را در مسیر خیزش برای تغییر و دگرگونی قرار میدهد. مجموعهی استخوانهای روح دفترهاییست در باب فلسفه و نظریهی مدرن. استخوانهای روح سر آن دارد تا بازنمایی تحلیلی و دقیقی از جریانها و جنبشهای فلسفی و نظری معاصر بهدست دهد. آنچه در « جستارهایی دربارهی زن » انتظارتان را میکشد: مقالهی اول، استاندارد دوگانهی پیرشدن، به بررسی قاعدهی استاندارد دوگانهی پیرشدن پرداخته که بهتفصیل، فضای متفاوت و ساختار ذهنی دیدگاههای زنانه و مردانه و نیز کل جامعه را تحلیل کرده وبه نقش زنان در فرایند تغییر دیدگاهها تأکید میکند. مقالهی دوم، جهان سوم زنان، پرسشوپاسخی است که مجلهی پارتیزان برای سوزان سانتاگ و دیگر زنان فمینیست معاصر، همچون سیمون دوبوار ترتیب داده است. در این مصاحبه سانتاگ بهصراحت از وضعیت زنان در جامعه و جایگاه آنها در روند مبارزه برای بهدستآوردن آزادی و پیشرفت صحبت میکند. مقالهی سوم، زیبایی زن، منشأ ذلت یا منبع قدرت، بسیار کوتاه و موجز دربارهی زیبایی زن از منظر دیدگاههای یونانی و مسیحی به تحلیل پرداخته و از زیبایی زن بهعنوان ابزاری برای ارجنهادن یا فروکاست زنان صحبت میکند. مقالهی چهارم، زیبایی چگونه در آینده متحول خواهد شد، نیز از تحولات در امر زیبادیدن، پرداختن به زیبایی و تلاش برای زیباتر دیدهشدن میگوید؛ همچنان که روندها و گرایشها بهسمت تغییر دیدگاهها، تغییر سلیقهها و تعمیم زیبایی زن در جهت دگرگونی، تعدیل و شمولیت جامعه حرکت میکند. چرا باید «جستارهایی دربارهی زن» را خواند: سوزان سانتاگ در چهار جُستار که بهطور جداگانه و مستقل دربارهی موضوع زن نوشته، نقد خود را استادانه از جامعه، تاریخ و جایگاهِ- متأثر از قضاوت محیط پیرامون و گاه خودخواستهی- زن بیان میکند. سانتاگ که با نگارش آثاری چون علیه تفسیر، دربارهی عکاسی، تماشای رنج دیگران، در آمریکا، دوستدار آتشفشان، سفرنامهها از جنگ ویتنام و سارایوو و بسیاری آثار دیگر از جمله مهمترین نویسندگان منتقد آمریکا و چهرهای جهانی و مشهور بهشمار میآید، اینبار در جستارهایش منزلت و نقش زنان را به چالش میکشد و آنها را فارغ از الگوهای مردانه و تقبیح جامعه با خودِ واقعی، ظرفیتهای نهفته و شکوفانشدهی زن مقایسه میکند. آذر جوادزاده؛ مترجم «جستارهایی دربارهی زن » دربارهی این اثر نوشته است: متأسفانه امروز میبینیم که هیچ وفاقی دربارهی مرز فمینیستبودن و الگوی قویبودن مردانه وجود ندارد. فمینیسم به معنای افراط و اغراق در بهدستآوردن حق زن نیست. فمینیسم فراتر از آن، به معنای توجه به ویژگیهای انسانی، دوستی و صلح مرد و زن با یکدیگر و نیز با جهان هستی است. فمینیسم تلاش برای تمرین مدارا، رواداری و احترام متقابل بوده و این از وظایف هر دو جنس مرد و زن است. حتی همدردی مردان برای ظلم به زنان در لایههای زیرین تفکر مردانه، نوعی برتریجویی و تفوق است که خلأ این برتریطلبی با اشارات تأیید زنان پر میشود. این یک تله و رابطهی فریبنده است که خود ما زنان به آن دامن میزنیم و آتش نابرابری را شعلهور نگاه میداریم. اقبال تاریخیزیستی مردان در قیاس با شکوه شکننده و مشروط زنان فقط هجمهی تاریک روزگار ما را نمایان میکند و مسئولیتی برای کشف و تغییر بهسمت روشنا را برای همگان و بهویژه، بهعهدهی زنان میگذارد. رومن رولان در کتاب بیبدیل جان شیفته میگوید: «آنجا که جهش مقاومت نیست، چیزی هم نیست که از دست برود.» آری… بهدرستی آنچه کم است، زندگی است. آنچه کم است، میل به تغییر و لزوم جهشهایی از جنس خودآگاهی و دگرگونی است؛ چنانکه رزا لوکزامبورگ، فعال و مبارز اجتماعی، گفته: «آن که از جای خود نجنبد، زنجیرهایش را حس نمیکند.» امید است آشنایی با این دیدگاهها گشایشی در مسیر میل به خودآگاهی، عدالتطلبی و خوشاحوالی باشد. دربارهی نویسنده: سوزان سانتاگ نویسنده، نظریهپرداز ادبی و فعال سیاسی آمریکایی بود. مقالات و سخنرانیهای او گاهی مورد انتقاد واقع میشدند. مجله نقد کتاب نیویورک او را «یکی از با نفوذترین منقدان نسل خود» نامید. سانتاگ نویسندهای بود دائما معترض و همواره سیاستهای ایالات متحده را به چالش میکشید. او مخالف جنگ ویتنام بود و حتی بنای آمریکا را بر پایه نسلکشی میدانست. سوزان گاهی در سیاست سراپا احساس بود و خشم و مروج ناامیدی و غم. سخنان سیاسیاش گاهی چندان مبنای عقلایی نداشت و تنها به کار تخلیهی یک خشم عصیانگر میآمد. هرچند سانتاگ چپ بود و از انقلابهای مارکسیستی هم دفاع میکرد، اینگونه نبود که همواره مدافع
































