خاموش خانه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

«خاموش‌خانه» نوشته‌ی « ساناز زمانی» ماجرای مهندس جوانی را روایت می‌کند که در زمستان سال 1375 در بازگشت از یک مأموریت کاری در آلمان، سوغات غریبی با خود به همراه می‌آورد. یک دستگاه شنود که او را به سارق صداهای دیگران مبدل می‌کند. داستان این رمان در مسیر رازآلودی رخ می‌دهد که این مرد جوان در لایه‌ی پنهانی از زندگی خود و آدم‌های اطرافش می‌پیماید. خواننده در پایا

۲۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-018211

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نیماژ

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب سایه ی تاریک کاج ها
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ان حیوان

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب توئیت

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب دوست مرحوم من

ترجمه‌ی شهریار وقفی پور

نیماژ

۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داستان پرداز زندگی
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نامه های عاشقانه جویس به همسرش
۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب باواریا

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی ادبیات
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تونل

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دنیا چشم از ما بر نمی دارد
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لاشه شناور
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لب خوانی چشم هایت
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لندن شهر چیزهای قرمز
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ماراتن در بالکن
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مکافات

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نفرین خاکستری
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نویسنده پشت پرده
۲۰۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

«خاموش‌خانه» نوشته‌ی « ساناز زمانی»  ماجرای مهندس جوانی را روایت می‌کند که در زمستان سال 1375 در بازگشت از یک مأموریت کاری در آلمان، سوغات غریبی با خود به همراه می‌آورد. یک دستگاه شنود که او را به سارق صداهای دیگران مبدل می‌کند. داستان این رمان در مسیر رازآلودی رخ می‌دهد که این مرد جوان در لایه‌ی پنهانی از زندگی خود و آدم‌های اطرافش می‌پیماید. خواننده در پایان با این سؤال مواجه می‌شود که آیا دانستن‌ ـ‌بیش از آن‌چه قرار است بدانی‌ـ‌ قدرت است یا محنت؟ —————————————————————————————————- برشی از کتاب: می‌خواستم رازهای دیگران را در خلوت‌شان و هرجا که قرار نبوده آن‌جا باشم بدزدم. ولی نمی‌دانستم می‌خواهم با این کالاهای ناملموس چه بکنم و از چه کسی دزدی کنم. پاکت کوچکی را که ترانزیستور داخلش بود همراه یک چایی داغ برداشتم. لیوان را جلویم گذاشتم و به بخار محوی که از دهانه‌اش بلند می‌شد خیره شدم. آن لحظاتِ خیرگی‌ام، مثل نت‌های اول پیش‌درآمد ملایمی بود بر آهنگی حماسی با سازهای کوبه‌ای و بادی. مثل حرکت شن‌ریزه‌های ناچیزی از زیرِ کفش یک کوهنورد پرمدعا که به سقوطش از دامنه‌ی یک تپه‌ی شنی منتهی می‌شود. ناگهان احساس کردم حتی نمی‌توانم تا سرد شدن چایی صبر کنم. اولین سناریویی را که برای امتحان کردن خودکار به ذهنم رسید اجرا کردم.

۲۰۰٬۰۰۰تومان