پرش به محتوای صفحه

خاطرات ایت الله عبدالله محمدی

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۲۸۸

صفحه

۱۳۹۲

سال چاپ

وزیری

قطع

به ما خبر دادند كه عراقي‌ها از رودخانه عبور كردند و در ميداني كه مركز شير پاستوريزه بود، مستقر شدند. حضور آنها در اين نقطه در واقع به ضرر آبادان تمام مي‌شد و مقداري از نفس آبادان را مي‌گرفت. روز چهاردهم يا پانزدهم جنگ بود كه از نقطه‌ي شمال كه شلمچه باشد، وارد شهر شدند. از طريق پل نو و غسالخانه وارد فلكه‌ي راه‌آهن و سپس به خيابان سنتاب آمدند تا خودشان را به گ

۹۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
زندگی‌نامه و خاطرات
شناسه کالا
kj-085266
تعداد صفحه
۲۸۸
قطع
وزیری
سال انتشار شمسی
۱۳۹۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از محمدرضا احمدی

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مشاهده‌ی همه

توضیحات

به ما خبر دادند كه عراقي‌ها از رودخانه عبور كردند و در ميداني كه مركز شير پاستوريزه بود، مستقر شدند. حضور آنها در اين نقطه در واقع به ضرر آبادان تمام مي‌شد و مقداري از نفس آبادان را مي‌گرفت. روز چهاردهم يا پانزدهم جنگ بود كه از نقطه‌ي شمال كه شلمچه باشد، وارد شهر شدند. از طريق پل نو و غسالخانه وارد فلكه‌ي راه‌آهن و سپس به خيابان سنتاب آمدند تا خودشان را به گمرك برسانند… من از مسجد جامع مي‌خواستم به خيابان سنتاب بروم كه چندتن از دوستان ما گفتند: كجا مي‌رويد! عراقي‌ها آنجا هستند. اگر بروي يا كشته مي‌شوي و يا به اسارت مي‌روي…

۹۰٬۰۰۰تومان