کولج
آیا شما سرهنگ فلاحی را میشناسید؟ در پاسخ این سؤال با افتخار به او گفتم: «بله! ایشان علاوه بر اینکه هموطن من هستند، در دانشگاه آجودانی استادم بودند و من افتخار شاگردی ایشان را داشتهام. به خاطر همین آشنایی است که برای این مأموریت از طرف ایشان انتخاب شدهام.» کشیش سرش را تکانی داد و گفت: «اما تصور میکنم شما جناب فلاحی را به خوبی من نشناخته باشید!» از تعجب چش
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-053975
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
آیا شما سرهنگ فلاحی را میشناسید؟ در پاسخ این سؤال با افتخار به او گفتم: «بله! ایشان علاوه بر اینکه هموطن من هستند، در دانشگاه آجودانی استادم بودند و من افتخار شاگردی ایشان را داشتهام. به خاطر همین آشنایی است که برای این مأموریت از طرف ایشان انتخاب شدهام.» کشیش سرش را تکانی داد و گفت: «اما تصور میکنم شما جناب فلاحی را به خوبی من نشناخته باشید!» از تعجب چشمانم گرد شد و سراسیمه و متحیر پرسیدم: «چطور؟» کشیش لبخندی زد و بهآرامی گفت: «با آنکه من یک کشیش هستم و هموطنانم در اینجا هر سؤال مذهبی داشته باشند از من میپرسند، اما در مجالس و مباحثاتی که با آقای فلاحی داشتهام، مانند امشب، برایم مشخص شده که اطلاعات ایشان در زمینۀ مسیحیت به مراتب از من جامعتر و کاملتر است. بهطوریکه اگر ایشان مسیحی بود، بیشک من از وی تقلید میکردم.» از شوق و هیجان برافروخته شده بودم و به خود میبالیدم که یک ایرانی هستم و هموطن سرهنگ فلاحی. برای اینکه کم نیاورده باشم گفتم: «جناب کشیش، به یاد کلاسهای سرهنگ در دانشکده افتادم؛ سال ۱۳۴۳. ایشان در لابهلای درس نظامی، با شیوهای جذاب و شیوا در مورد ماهیت ادیان مختلف نیز صحبت میکردند و دلیل برتری دین اسلام را میگفتند.» کشیش به گفتوگو با من ادامه داد، اما من در ذهنم خاطراتم را با سرهنگ فلاحی مرور میکردم که بیاختیار این جملههای او به یادم آمد. روزی میگفت: «درست است که من از پدر و مادری مسلمان زاده شدهام، اما از زمانی که دست چپ و راستم را تشخیص دادم، به مطالعه در ادیان مختلف پرداختم و پس از چند سال تحقیق و تفحص در این رابطه، پی بردم که جامعترین و کاملترین دین، اسلام است. آن وقت بود که دین اسلام را به معنای واقعی و با دل و جان پذیرفتم و خود را مسلمان نامیدم.»



































