کتاب عاشقانه های جنگ و صلح
عاشقانههای جنگ و صلح اثر فرهاد پیربال ترجمهی مریوان حلبچهای کتاب «عاشقانههای جنگ و صلح» با این جملات آغاز میشود: «نویسندگان بسیاری هستند که مثل من احساس میکنند منحصربهفردند، اما متاسفانهی نقطهی اشتراک میان من و آنها تنها در همین احساس است و بس.» «آثار من مثل اتاقی با دیوارهای آینهکاریشده، خواننده را بهخاطر زیبایی سهمناک و حیرتآورش با بیگانگی و
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-070021
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
عاشقانههای جنگ و صلح اثر فرهاد پیربال ترجمهی مریوان حلبچهای کتاب «عاشقانههای جنگ و صلح» با این جملات آغاز میشود: «نویسندگان بسیاری هستند که مثل من احساس میکنند منحصربهفردند، اما متاسفانهی نقطهی اشتراک میان من و آنها تنها در همین احساس است و بس.» «آثار من مثل اتاقی با دیوارهای آینهکاریشده، خواننده را بهخاطر زیبایی سهمناک و حیرتآورش با بیگانگی و ترس و گاهی نیز با خنده مواجه میکند و همین باعث میشود خواننده نتواند فوراً هنر و خلاقیت مرا بپذیرد.» دربارهی شاعر: فرهاد پیربال نویسنده، شاعر، نقاش و فعال سیاسی کرد در سال ۱۹۶۱ در شهر اربیل به دنیا آمد. وی تحصیلاتش را در زمینه ادبیات کردی در دانشگاه صلاحالدین اربیل به پایان رساند و سپس راهی دانشگاه سوربن فرانسه شد و تحصیلاتش را در زمینه ادبیات کردی ادامه داد. وی پس از بازگشت به کردستان عراق در سال ۱۹۹۴ بنیاد فرهنگی شرفخان بدلیسی را بنا نهاد.پيربال بيش از ٨٠ كتاب نوشته است.پس از چند سري ماجرا و مشكلاتي كه برایش پيش آمد،به يوسف كردستان شناخته شد.كسي كه براي استقلال ذهنيت مردم كردستان بسيار در تكاپو و كوشش است. برشی از عاشقانههای جنگ و صلح: سرود غریبههای دستوپا سفید و سر آبی در تبریز نامههای گندم برداشتم: گفتم: «برای گنجشکی گرسنه به اربیلش میبرم.» در راهی میان «یزلو» و «ونیز» درخشش یک ردیف لامپ را دیدم گفتم: «میچینمش و برای کوچههای تاریک سلیمانیه میبرم» در اشتوتگارت تلالو رنگینکمان انتهای شاخههای چنار را دیدم گفتم: «میبرمشان برای خیابانهای غمگین زاخو» از دیگر آثار فرهاد پیربال که توشط نشر نیماژ منتشر شده است، میتوان به رمان « مردی با کلاه مشکی، پالتوی مشکی و کفش آبی » اشاره کرد که این کتاب با ترجمهی آکو حسینپور منتشر شده است.



































