فصل های دوزخی انتهای اتوبان ۶۱
۲۶۲
صفحه
۱۳۹۵
سال چاپ
رقعی
قطع
فصلهای دوزخی انتهای اتوبان 61 اثر شهریار وقفیپور «فصلهای دوزخی انتهای اتوبان 61» داستانی است که با روایتی از زندگی روزمره انسانها نگاشته شدهاست. نویسنده داستان را با شخصیتپردازی مناسب و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات فضای داشتان نوشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهای داستان با خود همراه سازد. دربارهی رمان: بهزعم من
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان ایرانی
- شناسه کالا
- kj-495134
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۶۷۱۸۴۳
- تعداد صفحه
- ۲۶۲
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۵
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
فصلهای دوزخی انتهای اتوبان 61 اثر شهریار وقفیپور «فصلهای دوزخی انتهای اتوبان 61» داستانی است که با روایتی از زندگی روزمره انسانها نگاشته شدهاست. نویسنده داستان را با شخصیتپردازی مناسب و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات فضای داشتان نوشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهای داستان با خود همراه سازد. دربارهی رمان: بهزعم منتقدان «فصلهای دوزخی انتهای اتوبان 61»، یک رمان واقعی و مدرن است. در این کتاب داستان مردی را میخوانیم که به همه چیز و همهی اتفاقات اطرافش شک دارد. درواقع در این داستان با یک راوی بیمار پارانوئید روبرو هستیم که هر کاری میتواند از او سر بزند. یک راوی با تراوشات ذهنی بیمارگونه و دید روانشناسی در تحلیل های درونی خود که نویسنده آنها را با لحن جدید و بازی با کلمات بیان کرده است. عناصر سورئال در بعضی از توصیفات کتاب دیده میشود که خوش ریتم شدن رمان را همراه دارد. کتاب «فصل های دوزخ» به ایران میپردازد، اینکه چقدر این جامعه به سمت بیهویتی میرود. در پیشدرآمد رمان نیز نویسنده به این موضوع اشاره میکند که نگاه کلی روایت درمورد جامعهی ایران است. برشی از کتاب «فصل های دوزخی انتهای اتوبان ۶۱» زن پلنگی را توی تهران دیده بودم.توی خیابان بود و من توی کافه نادری،قهوهی فرانسه میخوردم.نگاهمان که شاخ به شاخ شد،آمدم از روی صندلی بپرم و مطمئنا میگرفتمش. اما صندلی تبهکار،دام انداخته بود و یکسوم حافظهام را بهخود گرفت چند روزی توی خیابانها پرسه میزدم تا اسمم یادم بیاید.این جان آخر دنیاست و زن پلنگی هم میداند چندان هم پیش نیست. شیطانکهای ماسکول و بختک با تجربهاش را انداخته بودم تو زیر زمین،کنار مرد زیر زمینی و ژانوس،خدای دو چهره که علامت ماهم بودند و تو این طور مواقع،حامیانه رفتار میکردند. از دیگر آثار شهیار وقفیپور که توسط نشر نیماژ منتشر شده است. میتوان به ترجمهی رمانهای « کفن جیب ندارد » نوشتهی هوراس مککوی ، « دوست مرحوم من » نوشتهی آندرهی کورکوف و « بلید رانر » نوشتهی فیلیپ کی.دیک . ترجمهی مجموعهداستانهای « سرزمین اکتبر » نوشتهی ری برادبری و « غم » نوشتهی دونالد بارتلمی . مجموعهی ترانهی « از هر ملوانی خواستی بپرس » که شامل آثاری از لو رید، باب دیلن، دیوید بوئی، تام ویتس، نیک کیو، رابرت پلنت، اور ماسا و … میشود. تالیف رمان « دست بد » و مجموعهداستانهای «آگراندیسمان» و « سبکهای حسادت » و دو کتاب تالیفی در حوزهی فلسفه به نامهای « محبوس در هزارتو یا مذاب در آسمان » و « وزارت فکر و دانش سیاست » که کتاب آخر را بههمراه محرم محمدی نوشته است، اشاره کرد.

















