شیمی از آن درسهایی است که یا عاشقش میشوید یا از ترمودینامیک و مول و تعادل فرار میکنید. ولی راستش را بخواهید، بیشتر اشکال کار از منبعی است که با آن شروع میکنیم. کتاب مناسب میتواند مفهومی را که ماهها گیجتان کرده بود در یک عصر روشن کند، و کتاب نامناسب همان مفهوم را برای همیشه ترسناک نگه میدارد. این صفحه برای این نوشته شده که در دستهی کتابهای شیمی راحتتر راه خودتان را پیدا کنید: از کتابهای فرمولنویسی برای نوجوانهای علاقهمند تا مرجعهای دانشگاهی تجزیهی دستگاهی و ترمودینامیک.
اگر دانشجوی شیمی یا مهندسی شیمی و پلیمر هستید، اگر برای المپیاد آماده میشوید، اگر معلمید یا فقط میخواهید بدانید ماده چطور رفتار میکند، ادامهی این متن را بخوانید تا بدانید هر نوع کتاب چه کاری برای شما میکند.
این دسته چه کتابهایی دارد؟
دستهی شیمی کتابفروشی ما بیشتر به کتابهای دانشگاهی و آموزشی میپردازد تا کتابهای عمومی. اگر انتظار دارید فقط کتاب علمی ترویجی سبک ببینید، بدانید که بیشتر کتابهای اینجا جدیترند و برای یادگیری منظم درس نوشته شدهاند. البته هم کتاب پایه هست و هم کتاب تخصصی.
بهطور کلی این کتابها را میشود در چند گروه دید:
- کتابهای پایه و مقدماتی برای شروع، از جمله کتابهای فرمولنویسی و نامگذاری.
- مرجعهای دانشگاهی شیمی تجزیه و تجزیهی دستگاهی.
- کتابهای ترمودینامیک و شیمی فیزیک.
- کتابهای ساختار مواد، مثل بلورشناسی و ترکیبهای کانی.
- کتابهای مهندسی پلیمر و حل مسئلهی آن.
- کتابهای موضوعی و تخصصی، مثل پیوندهای هیدروژنی، نانوفناوری یا مواد پرانرژی.
- کتابهای زیستشیمی و مهندسی پروتئین که مرز شیمی و زیست را پر میکنند.
این تنوع نشان میدهد که شیمی یک درس یکپارچه نیست؛ چند شاخهی جدا دارد که هر کدام کتاب و زبان خودشان را دارند. اولین قدم برای انتخاب درست، دانستن این است که کدام شاخه مال شماست.
شاخههای اصلی شیمی و کتابهایشان
شیمی تجزیه
شیمی تجزیه علم اندازهگیری است: چه موادی در یک نمونه هست و به چه مقدار. این شاخه پایهی آزمایشگاههای کنترل کیفیت، محیط زیست، غذا و دارو است. در فهرست این دسته، کتابهایی مثل «مبانی شیمی تجزیه (جلد دوم)(ویراست ششم)» و «اصول تجزیه دستگاهی (جلد دوم)(ویراست پنجم)» را میبینید. از نامشان پیداست که هر دو دو جلدیاند و ویراست مشخصی دارند؛ پس اگر درسی را با یک ویراست خاص میخوانید، شماره را با دقت نگاه کنید. «نانوفناوری در شیمی تجزیه» هم عنوانی است که نشان میدهد این شاخه با فناوریهای تازه پیوند خورده است.
ترمودینامیک و شیمی فیزیک
اینجا پرسش این است که چرا واکنشها انجام میشوند و تا کجا پیش میروند. «ترمودینامیک شیمیایی مواد» با نام یک استاد در عنوانش، از کتابهای دانشگاهی این حوزه است. ترمودینامیک برای بسیاری از دانشجوها پرچالشترین درس است و کتاب مناسب، با مثال حلشده و زبان روشن، اهمیت دوچندان دارد.
ساختار مواد و بلورشناسی
کتاب «بلورشناسی» با زیرعنوانهایی مانند نظم درونی، ساختار، ترکیب شیمیایی کانیها و مشخصات نوری، به ساختار بلورها و شناخت مواد جامد میپردازد. این موضوع هم در شیمی و هم در زمینشناسی و مهندسی مواد اهمیت دارد.
پلیمر و مهندسی
«حل مسائل مبانی مهندسی پلیمریزاسیون» که در سه جلد است، نمونهی کتابهای حل مسئله است. دانشجویی که با مهندسی پلیمر سروکار دارد، پس از خواندن متن اصلی، برای تمرین به چنین کتابی نیاز پیدا میکند.
موضوعهای تخصصی
کتابهایی مانند «پیوندهای دیهیدروژنی، اصول، آزمایشها و کاربردها» یا «شیمی مواد منفجره» به یک موضوع ریزتر میپردازند. این نوع کتابها معمولا برای پژوهشگرها و دانشجوهای تحصیلات تکمیلی مناسبترند و معمولا از خواننده دانش پایه انتظار دارند. یادآوری میکنیم که خواندن کتاب دربارهی موضوعهایی مثل مواد پرانرژی جنبهی علمی و آموزشی دارد و ماندن در چارچوب قانون و ایمنی آزمایشگاه برای هر کسی الزامی است.
اگر تازه شروع میکنید، از کجا شروع کنیم؟
شیمی مثل هر علم دیگر پلهپله ساخته شده و اگر پلهای را جا بیندازید، بالاتر میلغزید. برای شروع دو مسیر ساده دارید.
مسیر نوجوان یا دانشآموز
پایهی اول شیمی، زبان آن است: نماد عنصرها، فرمول ترکیبها، نامگذاری و موازنهی واکنشها. کسی که این زبان را خوب بلد نباشد، در فصلهای بعد دائم گیر میکند. کتابی مانند «روش فرمولنویسی در شیمی دانشپژوهان جوان» از نامش پیداست که همین پایه را برای دانشآموز علاقهمند نشانه رفته است. فرمولنویسی خشکترین بخش شیمی به نظر میآید، ولی با تمرین منظم، مثل یاد گرفتن الفبا یک بار برای همیشه حل میشود.
مسیر دانشجوی سال اول
دانشجویی که وارد دانشگاه میشود معمولا شیمی عمومی میخواند: ساختار اتم، پیوند، حالتهای ماده، سینتیک، تعادل و اسید و باز. برای این کار به یک کتاب مرجع کامل نیاز دارد که مثال حلشده و تمرین پایان فصل داشته باشد. پیش از خرید، سرفصل درستان را با فهرست مطالب کتاب بسنجید.
در هر دو مسیر، یک اصل مشترک است: کتاب را فقط نخوانید، مسئله حل کنید. شیمی را با مداد و برگه یاد میگیرند، نه با زیر خط کشیدن.
چطور کتاب شیمی مناسب را انتخاب کنیم؟
هدفتان را روشن کنید
آیا میخواهید امتحان درس را قبول شوید؟ برای المپیاد آماده میشوید؟ پروژهی پایاننامه دارید؟ یا فقط کنجکاوید؟ هر هدف کتاب خودش را دارد. کتاب درسی و مرجع برای امتحان، کتاب مسئله برای المپیاد، و کتاب تخصصی برای پژوهش.
ویراست و جلد را با دقت ببینید
در بین کتابهای دانشگاهی، تفاوت ویراستها گاهی زیاد است. ترتیب فصلها، مثالها و حتی شمارهی مسئلهها ممکن است عوض شود. اگر استاد شما ویراست مشخصی را معرفی کرده، همان را انتخاب کنید. همچنین دقت کنید که کتاب چند جلدی است و اگر جلد دوم را میخرید، جلد اول را هم دارید یا نه.
ترجمه یا تألیف
بسیاری از مرجعهای شیمی ترجمهاند و متن اصلی در دنیا شناختهشده است. ترجمهی خوب اصطلاحها را درست و یکدست میآورد. اگر توانایی زبان دارید و میخواهید اصطلاحهای اصلی را هم یاد بگیرید، نگاهی به فهرست واژهنامهی پایان کتاب بیندازید. به هر حال ما در این متن نامهای انگلیسی را نمیآوریم، ولی شما در صفحهی هر کتاب مشخصات کامل را میبینید.
مسئلهی حلشده و پاسخ
در شیمی یادگیری بدون تمرین ناقص است. کتابی که مثال حلشده و پاسخ مسئلهها را داشته باشد، برای خودآموزی خیلی ارزشمندتر است. اگر کتاب اصلی پاسخ ندارد، دنبال یک کتاب حل مسئلهی جداگانه بگردید، همانطور که برای پلیمریزاسیون هست.
سطح ریاضی کتاب
ترمودینامیک، سینتیک و شیمی فیزیک از ریاضی زیاد استفاده میکنند. اگر حساب دیفرانسیلتان ضعیف است، پیش از خرید کتاب سطح بالا، کمی ریاضی را مرور کنید. برای این کار میتوانید به دستهی ریاضیات هم سر بزنید.
چند نکته برای فهمیدن شیمی، نه حفظ کردن آن
شیمی به حافظه نیاز دارد، ولی فقط حافظه کافی نیست. سه عادت میتواند کار را سادهتر کند.
- هر مفهوم را با یک مثال روزمره وصل کنید. تعادل را با یک ظرف آب و نمک، انحلال را با قند در چای و انرژی را با گرم شدن دستها.
- همهی واحدها را همراه عدد بنویسید. بسیاری از اشتباههای مسئله از یک واحد جا افتاده میآیند.
- هر فصل را با یک نقشهی مفهومی خلاصه کنید: چه چیزهایی به هم وصلاند و چرا.
- مسئلهها را اول خودتان حل کنید و بعد پاسخ را ببینید. نگاه کردن به پاسخ پیش از فکر، توهم یادگیری میسازد.
- اگر جایی گیر کردید، به مطلب پایهتر برگردید. معمولا ریشهی مشکل در فصلهای قبلی است.
کتاب بهتر کمک میکند، ولی این عادتها تعیین میکنند شما چقدر از آن یاد میگیرید.
شیمی و آزمایشگاه: کتاب چه جایی را پر میکند؟
شیمی علمی تجربی است و کتاب فقط بخشی از آن است. بخش دیگر در آزمایشگاه اتفاق میافتد. ولی کتاب پیش از آزمایشگاه و بعد از آن نقش مهمی دارد. پیش از آزمایش، کتاب به شما میگوید چه انتظاری از نتیجه داشته باشید. بعد از آن، کمک میکند خطا و عدد به دستآمده را تفسیر کنید.
در شیمی تجزیه، مثلا، کتابی مثل «مبانی شیمی تجزیه» به شما نشان میدهد خطای اندازهگیری چه معنایی دارد و چگونه گزارش میشود. در تجزیهی دستگاهی هم کتاب توضیح میدهد دستگاه چطور کار میکند و چه چیزی را واقعا اندازه میگیرد. کسی که بدون این پایه سراغ دستگاه برود، فقط دکمه فشار میدهد؛ ولی کسی که کتاب را خوانده، میفهمد عدد نتیجهی چه فرایندی است.
یادآوری ایمنی هم ضروری است. هیچ کتابی جای آموزش رسمی ایمنی آزمایشگاه را نمیگیرد. به دستورالعملهای محل کارتان و راهنمایی مربی و استاد تکیه کنید و آزمایش خطرناک را بدون نظارت انجام ندهید.
ترکیب کتاب شیمی با علوم دیگر
شیمی در مرز چند علم قرار دارد و بسیاری از مسیرهای حرفهای از آن میگذرد. اگر به زیست علاقه دارید، کتابهایی مثل «مهندسی پروتئین» نشان میدهند شیمی و زیست چطور به هم میرسند؛ در این صورت دستهی زیستشناسی را هم ببینید. اگر میخواهید نگاهتان به مفاهیم بنیادی ماده عمیقتر شود، فیزیک رفیق همیشگی شیمی است، بهخصوص در ترمودینامیک و ساختار اتم.
اگر دوست دارید شیمی را از دریچهی داستانش ببینید، مثلا اینکه چطور از کیمیاگری به علم امروز رسیدیم، تاریخ علم جای خوبی است. و برای کسانی که فقط میخواهند کلیت را با زبان ساده بدانند، علم عمومی و ترویج علم پیشنهاد میشود.
در دستهی کلیتر علم و فناوری هم میتوانید همهی این مسیرها را ببینید.
خوانندهی این دسته کیست؟ چند تصویر واقعی
دانشجوی شیمی سال دوم
او درس شیمی تجزیه دارد و استاد یک کتاب را معرفی کرده است. برای او کتاب مرجع، ویراست درست و کتاب حل مسئله مهم است. او باید از همان اول تمرین کند و کتاب را فقط برای شب امتحان کنار نگذارد.
دانشجوی مهندسی پلیمر
این خواننده به متن اصلی و به کتاب حل مسئله هر دو نیاز دارد. وقتی مسئلههای پلیمریزاسیون را حل میکند، فرمولها و روشها در ذهنش مینشینند.
دانشآموز علاقهمند به المپیاد
او هنوز به مباحث دانشگاهی نرسیده، اما برای ورود به رقابت باید پایهی خوبی داشته باشد. کتابهای آموزش فرمول و مسئلههای ترکیبی برای او مناسبترند. اگر برنامهی جدیتری دارد، دستهی رقابتی دیگری هم میتواند به کارش بیاید.
معلم شیمی
معلم به دنبال مثال، تمرین و شیوهی توضیح ساده است. او میتواند از کتابهای دانشگاهی ایده بگیرد و آنها را به زبان دانشآموز ترجمه کند.
پژوهشگر و شاغل در صنعت
کسی که در صنعت کار میکند و به موضوعی خاص نیاز دارد، کتاب تخصصی میخواهد؛ مثل کتابهای پیوند هیدروژنی، بلورشناسی یا نانوفناوری در شیمی تجزیه. این کتابها ریزبینانهاند و معمولا با پایهی مناسب خوانده میشوند.
اشتباههایی که در خرید کتاب شیمی زیاد دیده میشود
چند خطای رایج را بشناسید تا هزینه و وقتتان هدر نرود.
- خرید کتاب سطح بالا برای شروع. اگر پایهی شما هنوز محکم نیست، کتاب پیشرفته فقط ناامیدتان میکند.
- بیتوجهی به ویراست. یک عدد ویراست میتواند کل ترتیب فصلها را عوض کند.
- خرید فقط یک جلد از مجموعهی چندجلدی و فراموش کردن اینکه به جلد دیگر هم نیاز دارید.
- تنها خواندن کتاب و حل نکردن مسئله.
- تکیه به کتاب کمکدرسی به جای کتاب اصلی. خلاصهی سریع خوب است ولی جای متن کامل را نمیگیرد.
- تصور اینکه یک کتاب همهی شاخهها را پوشش میدهد. شیمی وسیع است و هر شاخه کتاب خودش را میخواهد.
برنامهی مطالعهی پیشنهادی با یک کتاب شیمی
خواندن کتاب علمی با برنامه راحتتر است. یک الگوی ساده برای هر فصل این است.
- روز اول: فصل را یک بار بدون تعصب و سریع بخوانید تا نقشهی کلی را ببینید.
- روز دوم: دوباره و این بار با دقت بخوانید و هر جا سؤال دارید علامت بزنید.
- روز سوم: مثالهای حلشده را ببندید و خودتان دوباره حل کنید.
- روز چهارم: مسئلههای پایان فصل را حل کنید.
- روز پنجم: فصل را در یک صفحه خلاصه کنید و به کسی توضیح بدهید. اگر توضیحش سخت بود، جایی هست که هنوز کامل نفهمیدهاید.
این الگو را میشود با توجه به وقتتان کوتاه یا بلند کرد. آنچه مهم است، تکرار و فاصله دادن است، نه ساعتهای طولانی پشت سر هم.
واژههای کلیدی که در هر کتاب میبینید
خیلی وقتها مشکل خواننده مفهوم نیست، اصطلاح است. اگر معنی چند واژهی پایه روشن باشد، خواندن هر کتاب دانشگاهی این حوزه راحتتر میشود. در ادامه مهمترینها را ساده میگوییم.
مول
مول راهی است برای شمردن ذرههای بسیار ریز. همانطور که از «دو جین» برای دوازدهتا حرف میزنیم، در این علم از مول برای تعداد بسیار زیادی اتم یا مولکول استفاده میشود. تا مول را خوب نفهمید، مسئلههای مقدار و غلظت برایتان گنگ میماند. پس روی آن وقت بگذارید.
تعادل
خیلی از واکنشها یکطرفه نیستند؛ رفت و برگشت دارند. تعادل حالتی است که سرعت رفت و برگشت برابر شده و ظاهرا چیزی تغییر نمیکند، ولی در واقع ذرهها دائم در حال تبدیلاند. اسید و باز، انحلال و بسیاری از فرایندهای صنعتی بر پایهی همین مفهوم فهمیده میشوند.
سرعت واکنش
هر واکنشی با سرعت خاصی پیش میرود. دما، غلظت و کاتالیزور از عوامل اصلیاند. کتابهای درسی این را در فصل سینتیک بررسی میکنند. این بخش برای کسی که کارش با فرایندهای تولیدی است اهمیت عملی دارد.
انرژی و آنتالپی
واکنشها یا گرما میدهند یا میگیرند. بحث انرژی و مفاهیمی مثل آنتالپی و آنتروپی در ترمودینامیک میآید و جواب میدهد که آیا واکنشی خودبهخود انجام میشود یا نه. اینها را اگر با مثال روزمره یاد بگیرید، بسیار سادهتر میشوند: مثلا چرا یخ در هوای گرم آب میشود ولی آب در هوای گرم خودبهخود یخ نمیزند.
اسید و باز
مفهومی که از دبیرستان با ما میآید و در دانشگاه عمیقتر میشود. مقیاس اسیدی بودن یک محلول، رفتار بافرها و تیتراسیون از بحثهای پرتکرارند. تیتراسیون در تجزیه هم کاربرد اصلی دارد و به همین دلیل در کتابهای آن حوزه جایگاه ویژهای پیدا میکند.
طیفسنجی و کروماتوگرافی
اگر کتاب تجزیهی دستگاهی را باز کنید، به این دو اسم زیاد برمیخورید. طیفسنجی یعنی بررسی اینکه ماده با نور چطور برخورد میکند و کروماتوگرافی یعنی جدا کردن اجزای یک مخلوط. هر دو در آزمایشگاههای کنترل کیفیت کاربرد فراوان دارند. لازم نیست همهی جزئیات را از ابتدا بدانید، ولی فهم کلی اصل کار، راه را هموار میکند.
چرا بعضی از دانشجوها از ترمودینامیک میترسند؟
ترمودینامیک با اینکه فقط چند اصل اساسی دارد، برای بسیاری از دانشجوها سخت است. دلیلش این است که با مفاهیم انتزاعی سروکار دارد: چیزی که نه میبینید و نه لمس میکنید، مثل آنتروپی. علاوه بر آن، ریاضی نسبتا سنگینی دارد و اگر یک تعریف را اشتباه بفهمید، تمام مسئله اشتباه پیش میرود.
راه عبور از این ترس چند چیز است. اول، از تعریفها شروع کنید و هر واژه را دقیق بفهمید: سامانه چیست، پیرامون چیست، تابع حالت یعنی چه. دوم، هر فرمول را با معنای فیزیکیاش بخوانید، نه فقط بهعنوان یک رابطهی ریاضی. سوم، مسئلههای ساده و پشتسرهم حل کنید تا دستتان راه بیفتد. چهارم، اگر کتابتان خشک است، یک کتاب دیگر با توضیح سادهتر را کنارش بگذارید. دیدن یک مفهوم از دو نگاه، آن را محکم میکند.
کتابهایی که استادها و دانشجوها معمولا انتخاب میکنند، مثل کتاب ترمودینامیک با نام یک استاد ایرانی در فهرست ما، این مزیت را دارند که اصطلاحها و مثالها به فضای درس دانشگاههای ما نزدیک است. باز هم میگوییم: برای اطلاع از سرفصلها به صفحهی خود کتاب نگاه کنید.
خواندن نمودار و جدول در کتاب علمی
بخش بزرگی از یادگیری در این رشته از نمودار و جدول میآید. خیلیها اینها را رد میکنند و فقط متن را میخوانند، ولی معمولا نکتهی اصلی همانجاست. چند عادت ساده کمک میکند.
- اول محور افقی و عمودی را بخوانید و واحدشان را ببینید.
- بپرسید نمودار میخواهد چه چیزی را نشان بدهد. عنوان و توضیح زیر آن را بخوانید.
- روند کلی را با یک جمله بگویید: بالا میرود؟ ثابت میماند؟ ناگهان میافتد؟
- سپس متن کتاب را بخوانید و ببینید آیا با برداشت شما جور است.
- اگر جدول داده است، یک یا دو سطر را دستی بررسی کنید تا مطمئن شوید منظور جدول را فهمیدهاید.
این روش سرعت مطالعهتان را کم نمیکند، بلکه در امتحان و پژوهش به شما دقت میدهد.
ذهنیت درست برای حل مسئله
کسانی که مسئلهی این علم را خوب حل میکنند معمولا یک الگوی فکری ثابت دارند، و این الگو آموختنی است. اول صورت مسئله را با کلمات خودشان بازنویسی میکنند. بعد معلوم و مجهول را جدا میکنند و واحدها را مینویسند. بعد میپرسند کدام اصل یا رابطه این دو را به هم وصل میکند. در آخر جواب را بررسی میکنند: آیا عدد از نظر مرتبهی بزرگی منطقی است؟ اگر برای مقدار یک ماده جواب چندین برابر جرم کل نمونه درآمده، یک جای کار خراب است.
از خودتان بپرسید: «اگر این جواب درست باشد، چه چیز دیگری باید درست باشد؟» این سؤال ساده، خیلی اشتباهها را پیش از آنکه به برگهی امتحان برسند میگیرد. کتابهای حل مسئله، مثل مجموعهی پلیمریزاسیون در این دسته، فقط جواب نمیدهند؛ راه فکر کردن نویسنده را نشان میدهند. از آنها همین را یاد بگیرید، نه صرفا عدد نهایی را.
هنگام حل مسئلهی المپیادی هم صبر مهمترین ابزار است. مسئلههای ترکیبی معمولا چند مفهوم را باهم میآورند و اگر در همان نگاه اول جواب پیدا نشد، نگران نشوید. کمی کنار بگذارید و بعد برگردید؛ ذهن در فاصلهها هم کار میکند.
پرسشهای پرتکرار دربارهی کتاب شیمی
برای شروع شیمی دانشگاهی کدام کتاب مناسب است؟
کتاب شیمی عمومی مرجع که از ساختار اتم شروع میکند و مثال حلشده دارد. بهتر است سرفصل درس خودتان را با فهرست کتاب مقایسه کنید و اگر استاد کتابی معرفی کرده، همان را بردارید.
فرق شیمی تجزیه و تجزیهی دستگاهی چیست؟
شیمی تجزیه شامل اصول کلی اندازهگیری و روشهای کلاسیک است. تجزیهی دستگاهی به روشهایی میپردازد که با دستگاه انجام میشوند. معمولا اول اولی را میخوانند و بعد سراغ دومی میروند، و هر دو در این دسته هستند.
ویراست چه اهمیتی دارد؟
ویراستهای مختلف ممکن است در مثالها، ترتیب فصلها و شمارهی مسئلهها فرق داشته باشند. اگر با کلاس و استاد کار میکنید، همان ویراستی را بخرید که استاد گفته است.
آیا برای خودآموزی هم مناسب است؟
بله، به شرط انتخاب کتابی که مثال حلشده و پاسخ داشته باشد و سطحش با شما جور باشد. با کتاب فرمولنویسی و مقدماتی شروع کنید و کمکم بالاتر بروید.
برای المپیاد شیمی چه کتابی بخوانم؟
بیشتر کتابهای مسئله و مبانی، همراه با تمرین منظم. کتابهای این دسته را در صفحهی خودشان بررسی کنید و اگر شک داشتید از معلم خودتان بپرسید. ما نمیتوانیم جای مشاور آموزشی را بگیریم.
آیا کتاب حل مسئله لازم است؟
اگر کتاب اصلی پاسخ کافی ندارد، بله. ولی از آن برای بررسی جواب استفاده کنید نه برای کپی کردن. اول خودتان حل کنید و بعد مقایسه کنید.
قیمت و موجودی چطور است؟
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. مشخصات هر کتاب هم در صفحهی خودش است، و نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
جمعبندی
شیمی زبان ماده است و هر زبانی را با منبع درست و تمرین یاد میگیرند. چه دانشآموزی باشید که تازه فرمولنویسی را شروع کرده، چه دانشجویی که با ترمودینامیک دستوپنجه نرم میکند و چه پژوهشگری که دنبال یک کتاب تخصصی است، در این دسته کتابی هست که به مسیر شما میخورد.
پیش از سفارش، ویراست، جلد و سطح کتاب را در صفحهی خودش ببینید، بعد نسخهی چاپی را آنلاین سفارش بدهید. کتابهای این دسته را همین حالا مرور کنید و کتاب مناسب مرحلهی فعلیتان را انتخاب کنید.