اختراع و نوآوری
تونی فیدل
ترجمهی آراز بارسقیان
میلکان
لیزا ریگان، اندرو ری
ترجمهی افسانه حجتی طباطبایی
طلایی
تونی فیدل
ترجمهی آراز بارسقیان
میلکان
لیزا ریگان، اندرو ری
ترجمهی افسانه حجتی طباطبایی
طلایی
یک ایدهی خوب از کجا به دنیا میآید و چرا بعضی ایدهها به کالایی در دست میلیونها نفر تبدیل میشوند و بعضی در دفترچهی یادداشت میمانند؟ اگر این پرسش شما را هم درگیر کرده، دستهی «اختراع و نوآوری» کتابجم جای درستی است. اینجا کتابهایی کنار هم آمدهاند که دربارهی خلاقیت، فرایند ساختن، مدیریت فناوری، سیاستگذاری علمی و حتی ساختن عملی چیزها حرف میزنند، همه بهصورت کتاب چاپی.
این صفحه را نوشتهایم تا بدانید در این دسته چه چیزهایی پیدا میشود، کدام کتاب به کدام خواننده میخورد و از کجا میشود شروع کرد. چه دانشجو باشید، چه مدیر یک کسبوکار کوچک، چه پدر و مادری که میخواهند فرزندشان را به ساختن تشویق کنند، در ادامه راهی برای انتخاب پیدا میکنید.
این دو واژه را زیاد کنار هم میشنویم و گاهی یکی فرضشان میکنیم، اما فرق دارند. اختراع یعنی ساختن چیزی که پیش از آن نبوده: یک دستگاه، یک روش یا یک ترکیب تازه. نوآوری یعنی آن چیز تازه واقعا به کار مردم بیاید، وارد بازار یا زندگی روزمره شود و مشکلی را حل کند. بسیاری اختراعها هیچوقت نوآوری نشدند و بسیاری نوآوریها هم چیزی جز کنار هم گذاشتن ایدههای قدیمی به شکلی تازه نبودند.
کتابهای این دسته معمولا از یکی از این دو زاویه وارد میشوند. بعضی به خود لحظهی خلق میپردازند: ذهن چگونه ایده میسازد و چه چیزی جلوی آن را میگیرد. بعضی دیگر به مسیر بعد از ایده نگاه میکنند: نمونهی اولیه، سرمایه، ثبت، تولید و فروش. اگر بدانید کدام نیمه از مسیر برای شما مهمتر است، انتخاب کتاب خیلی سادهتر میشود.
یک تعریف کاربردی هم میشود به یاد داشت: نوآوری یعنی ایدهای که به تکرارپذیری رسیده باشد. یک بار ساختهشدن کافی نیست؛ باید بشود آن را دوباره و دوباره ساخت، به دیگران آموزش داد و بهتر کرد. بخش زیادی از کتابهای این دسته دقیقا دربارهی همین پل میان «یک بار شد» و «همیشه میشود» است.
اولین گروه دانشجوها و پژوهشگراناند. مدیریت فناوری، مهندسی صنایع، اقتصاد و رشتههای فنی همه به نوعی با نوآوری سروکار دارند و در فهرست منابع درسها کتابهایی از این جنس میبینید. برای این گروه، کتابهای سیاستگذاری علم و فناوری و آیندهنگاری مفیدند، چون چارچوبهای نظری و مثالهای مقایسهای میدهند.
گروه دوم کارآفرینها و مدیراناند. آنها دنبال جوابهای عملیاند: چطور تیم را خلاق نگه دارم؟ چطور از ایده به محصول برسم؟ چه مهارتهایی در نوآوران موفق مشترک است؟ کتابهایی که دربارهی مهارتهای نوآوران یا هوش نوآوری نوشته شدهاند بیشتر به این پرسشها جواب میدهند.
گروه سوم کسانیاند که فقط کنجکاوند. دوست دارند بدانند چرخ، چاپگر سهبعدی یا موشک چگونه به وجود آمد و چرا. برای آنها کتابهای سبک و مصور، مثل مجموعههایی که اختراعهای بزرگ را در چند دقیقه معرفی میکنند، مناسب است. و گروه چهارم نوجوانان و دستبهکارهایند، کسانی که میخواهند خودشان چیزی بسازند و به راهنمای گامبهگام نیاز دارند.
برای اینکه در قفسهی مجازی گم نشوید، بد نیست این دسته را به چند خانواده تقسیم کنیم.
هر خانواده به نیاز متفاوتی جواب میدهد. اگر فقط یک کتاب میخواهید بخرید، اول مشخص کنید دنبال الهام هستید، دانش نظری یا مهارت عملی.
در ادامه چند عنوان از همین دسته را فقط بر اساس نامشان معرفی میکنیم. برای دیدن مشخصات دقیق هر کدام، صفحهی خودش را ببینید.
«هوش نوآوری» از عنوانش پیداست که نوآوری را مثل یک توانایی قابل سنجش و پرورش میبیند، نه یک استعداد پنهان. «دیانای نوآور» با تأکید بر تسلط بر پنج مهارت نوآوران مرزشکن، به فکر شما میاندازد که نوآوری را مثل مجموعهای از عادتها تمرین کنید.
«سرشت فناوری» با زیرعنوان «فناوری چیست و چگونه تکامل مییابد» برای کسی است که میخواهد از سطح ابزارها بالاتر برود و به منطق پشت آنها فکر کند. «آفرینش نوآوری فناورانه» هم به همین مسیر تکاملی و پیدایش فناوریهای تازه میپردازد.
اگر از تئوری خستهاید، «راهنمای اصولی پرینت سهبعدی برای مبتدیان» و «ساختن موشک» از مجموعهی «بهتر بدانیم» شما را به دنیای ساختن میبرند. و برای کسی که وقت کم دارد، «در ۳۰ ثانیه: اختراعات بزرگ» از نشر شهر چند اختراع مهم را کوتاه و مصور معرفی میکند.
در سمت سیاست و اقتصاد، «سیاستگذاری علم، فناوری، نوآوری و آیندهنگاری» و کتابی که دربارهی تجاریسازی و تأمین مالی فناوری و چالشهای خلق ظرفیت نوآورانه در کشورهاست، به کار پژوهشگران و مدیران سیاستی میآید.
باور رایج این است که خلاقیت یک هدیهی خدادادی است: یا دارید یا ندارید. بسیاری از کتابهای این دسته با این باور مخالفاند و میگویند خلاقیت تا حد زیادی مهارت است. مثل هر مهارت دیگر، با تمرین بهتر میشود و با بیتوجهی ضعیف.
چند اصل در کتابهای خلاقیت زیاد تکرار میشود و به تجربهی خودتان هم نزدیک است. اول اینکه ایدهی خوب معمولا از تعداد زیادی ایدهی معمولی بیرون میآید؛ کسی که ده ایده دارد از کسی که یک ایده دارد شانس بیشتری دارد. دوم اینکه محدودیت دشمن خلاقیت نیست، گاهی محرک آن است؛ وقتی بودجه یا زمان کم است، ذهن راههای تازه پیدا میکند. سوم اینکه خستگی و فشار زیاد جلوی ایده را میگیرد و استراحت گاهی بهترین ابزار حل مسئله است.
اگر میخواهید تمرین را جدی بگیرید، کتابی را انتخاب کنید که تمرین و مثال دارد، نه فقط نقلقول. کتابی که فقط الهام میدهد، تا چند روز اثر دارد؛ کتابی که کار میدهد، عادت میسازد.
ایده بهتنهایی ارزش کمی دارد. آنچه ارزش میآورد، اجرای ایده است. مسیر معمول این است: پرسیدن یک مسئلهی واقعی، ساختن یک نمونهی ساده، آزمودن با کاربران، اصلاح، و بعد تولید و عرضه. هر مرحله دامهای خودش را دارد و کتابهای مدیریت نوآوری بیشتر دربارهی همین دامها حرف میزنند.
یکی از دامهای رایج، عاشق ایده شدن است. سازنده ایده را دوست دارد و سراغ کاربر نمیرود. نتیجه محصولی است که فقط خودش را راضی میکند. دام دیگر، ساختن بیش از حد پیش از آزمودن است. کتابهای خوب یاد میدهند نمونهی اولیه را ارزان و زود بسازید و زود شکست بخورید، تا هزینهی اشتباه پایین بماند.
مرحلهی تأمین مالی و تجاریسازی هم برای بسیاری از مخترعان ناشناخته است. کتابهایی که به این بخش میپردازند، توضیح میدهند چرا یک فناوری خوب بدون پشتوانهی مالی و ساختار سازمانی به بازار نمیرسد و کشورها چگونه ظرفیت نوآوری میسازند.
نوآوری فقط کار یک نابغهی تنها نیست. در دنیای امروز بیشتر نوآوریها در تیمها و شرکتها اتفاق میافتد. سؤال مهم این است که چرا بعضی سازمانها مدام چیز تازه میسازند و بعضی سالها همان محصول قدیمی را میفروشند.
کتابهای مدیریتی این دسته معمولا به فرهنگ سازمانی، ساختار تصمیمگیری، جذب و نگهداری افراد خلاق و پذیرش شکست اشاره میکنند. سازمانی که شکست را تنبیه میکند، کمکم آدمهایش را محتاط میکند و ایدهها را میکشد.
در سطح کلانتر، کتابهای سیاستگذاری نشان میدهند دولتها چه نقشی در نوآوری دارند: حمایت از پژوهش، قانون مالکیت فکری، ارتباط دانشگاه و صنعت. اگر دانشجوی مدیریت یا سیاستگذاری علم هستید، این کتابها چارچوب فکری محکمی به شما میدهند. برای دیدن دستههای نزدیکتر، از علم و فناوری و تاریخ علم هم دیدن کنید.
همهی نوآوریها پشت میز مدیریتی شروع نمیشوند؛ بسیاری از آنها در گاراژ و کارگاه و اتاق نوجوانی که کنجکاو است به دنیا میآیند. کتابهای عملی این دسته برای همین آدمهاست.
راهنمای چاپ سهبعدی برای مبتدیان، از عنوانش پیداست که گامهای اول را برای کسی توضیح میدهد که هیچ نمیداند. چنین کتابهایی معمولا با آشنایی با دستگاه، مواد و نرمافزار شروع میشوند و بعد به پروژههای ساده میرسند. اگر دستگاهی در اختیار دارید یا قصد خریدش را دارید، یک کتاب چاپی کنار دستتان کمک میکند خطاها را کمتر تجربه کنید.
کتاب «ساختن موشک» از مجموعهی «بهتر بدانیم» هم برای مخاطب جوانتر جذاب است. نکتهی مهم دربارهی هر پروژهی ساختنی این است که ایمنی را جدی بگیرید و کار را زیر نظر یک بزرگتر یا مربی انجام دهید، مخصوصا وقتی سروکار با مواد قابل اشتعال یا ابزار برنده دارید.
پیش از خرید، سه پرسش ساده از خودتان بپرسید.
نکتهی دیگر، نگاه به صفحهی مشخصات است: نام ناشر، مترجم یا مؤلف، تعداد صفحه و سال چاپ. کتابهایی که دربارهی فناوری هستند ممکن است بعد از چند سال بخشی از مثالهایشان قدیمی شود، اما کتابهای اصول و چارچوب مدتها به روز میمانند.
اگر کتاب ترجمه است، دیدن نام مترجم و نظر خوانندهها در صفحهی کتاب کمک میکند. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.
فرض کنید هیچ پیشزمینهای ندارید و میخواهید در چند ماه یک تصویر روشن از این حوزه پیدا کنید. مسیر زیر یک پیشنهاد است، نه نسخهی قطعی.
ماه اول: با یک کتاب عمومی و مصور شروع کنید تا حس تاریخی پیدا کنید. دیدن اینکه اختراعهای بزرگ چگونه از دل مشکلهای ساده بیرون آمدند، انگیزه میدهد و ترس از موضوع را میریزد.
ماه دوم: سراغ یک کتاب خلاقیت بروید و تمرینهایش را واقعا انجام دهید. دفترچهای برای ثبت ایدهها بردارید. هدف این ماه ساختن عادت است، نه خواندن سریع.
ماه سوم: یک کتاب مدیریت یا مهارت نوآوری بخوانید و آن را به کار یا درس خودتان ربط دهید. بعد اگر علاقه دارید، به کتابهای عمیقتر دربارهی ماهیت فناوری و سیاستگذاری بروید.
و اگر دستتان میخواهد بسازد، همزمان یک پروژهی کوچک عملی را شروع کنید. هیچ چیز مثل ساختن واقعی یک چیز کوچک، مفهوم نوآوری را روشن نمیکند.
یکی از اشتباهها این است که فقط کتابهای انگیزشی بخوانیم. این کتابها حال آدم را خوب میکنند، اما اگر با فکر و عمل همراه نباشند، چیزی تغییر نمیکند. خواندن دربارهی نوآوری، خودش نوآوری نیست.
اشتباه دیگر، انتظار فرمول جادویی است. هیچ کتابی نمیتواند تضمین کند ایدهی شما موفق میشود. بهترین کتابها چارچوب فکری میدهند، نه ضمانت. اگر کتابی وعدهی قطعی میدهد، با احتیاط بخوانیدش.
اشتباه سوم، خریدن کتابی بسیار تخصصی بدون داشتن زمینه است. مثلا کسی که تازه با موضوع آشنا شده و کتاب سیاستگذاری و آیندهنگاری میخرد، ممکن است زود دلسرد شود. بهتر است از کتاب سادهتری شروع کنید و کمکم بالا بروید.
و اشتباه چهارم: نادیده گرفتن ایمنی و قانون در پروژههای ساختنی. اگر میخواهید چیزی را که ساختهاید تولید یا عرضه کنید، دربارهی ثبت و استانداردهای آن از افراد آگاه راهنمایی بگیرید. کتاب کمک میکند، اما جای مشاور حقوقی یا فنی نیست.
در چند دههی اخیر، کشورها فهمیدهاند که ثروت پایدار بیشتر از منابع طبیعی، از دانش و توان نوآوری میآید. برای همین اصطلاحهایی مثل اقتصاد دانشبنیان، شرکتهای فناور و شتابدهنده زیاد به گوش میرسد. کتابهای این دسته به شما کمک میکنند معنای این اصطلاحها را دقیق بفهمید و شعار را از واقعیت جدا کنید.
برای خوانندهی ایرانی، کتابهایی که دربارهی ظرفیت نوآوری کشورها و چالشهای تجاریسازی نوشته شدهاند، جالبترند، چون سؤالهایی را طرح میکنند که در بحثهای اقتصادی و دانشگاهی خودمان هم مطرح است: چرا پژوهش به محصول تبدیل نمیشود؟ سرمایهگذار چه میخواهد؟ دانشگاه و صنعت چگونه به هم نزدیک میشوند؟
البته هر کتاب دیدگاه نویسندهاش را دارد. پیشنهاد ما این است که بیش از یک منبع بخوانید و نتیجه را با شرایط واقعی خودتان بسنجید.
کتاب این دسته هدیهی خوبی است، به شرط اینکه با سلیقهی گیرنده جور باشد. برای یک نوجوان علاقهمند به فناوری، کتابهای عملی و مصور مثل چاپ سهبعدی یا ساخت موشک انتخابهای جذابیاند. برای همکار یا دوستی که کسبوکار دارد، کتابهای مهارت نوآوری و هوش نوآوری بیشتر به کار میآید.
برای دانشجوی سال آخر یا کسی که وارد پژوهش میشود، کتابهای نظری و سیاستی میتوانند مرجعی ماندگار باشند. و برای کسی که فقط دوست دارد چیزهای تازه یاد بگیرد، مجموعههای کوتاه و مصور، مثل کتاب اختراعات بزرگ، هدیهای سبک و دلنشین است.
نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و پیش از انتخاب، مشخصات و تعداد صفحه را در صفحهی خود کتاب ببینید.
اگر علاقهتان به نوآوری از دل یک رشتهی مشخص میآید، چند دستهی همرده میتوانند مکمل باشند. برای مبانی کامپیوتر و نرمافزار، کامپیوتر و فناوری را ببینید. برای مبانی علمی که پشت بسیاری از اختراعها هست، فیزیک و شیمی مسیر خوبیاند. و اگر میخواهید علم را به زبان ساده بخوانید، علم عمومی و ترویج علم انتخاب مناسبی است.
این پیوندها فقط راهنما هستند. هر کتاب در دستهی خودش میتواند شما را به مسیر تازهای ببرد و نوآوری اغلب همینجا شروع میشود: جایی که دو حوزهی دور از هم به هم میرسند.
وقتی دربارهی نوآوران بزرگ میخوانید، متوجه میشوید همهشان نابغه نبودند. چیزی که مشترک بود، چند عادت ذهنی بود. اول، پرسیدن مدام: چرا اینطور است؟ اگر جور دیگری باشد چه میشود؟ کودکان این کار را طبیعی انجام میدهند و بزرگسالها کمکم فراموشش میکنند. بخش زیادی از کتابهای اختراع و نوآوری تلاش میکنند همین کنجکاوی را دوباره در خواننده روشن کنند.
دوم، مشاهدهی دقیق. کسی که مشکل مردم را میبیند، پیش از دیگران راهحل را هم میبیند. نوآوری اغلب از یک ناراحتی ساده شروع میشود: چیزی که همه تحملش میکنند و کسی درستش نمیکند. اگر عادت کنید ناراحتیهای اطرافتان را یادداشت کنید، بعد از چند هفته فهرستی از فرصتها در دست دارید.
سوم، ارتباط دادن چیزهای دور از هم. بسیاری از نوآوریها ترکیب دو ایده از دو حوزهی متفاوتاند. برای همین کسی که فقط در حوزهی خودش میخواند، دیر یا زود به بنبست میرسد. خواندن کتابهایی از حوزههای دیگر، مثل تاریخ علم یا زیستشناسی، بهطور غیرمستقیم به نوآوری کمک میکند.
چهارم، تحمل ابهام و شکست. نوآور میداند بیشتر آزمایشهایش جواب نمیدهد و این را بخشی از کار میداند، نه پایان راه. کتابهای خوب دربارهی نوآوری به شما یاد میدهند شکست را ثبت کنید، از آن درس بگیرید و دوباره شروع کنید.
در بازار کتاب، بعضی عنوانها ظاهری شبیه هم دارند. یک کتاب موفقیت معمولا دربارهی انگیزه، هدفگذاری و عادتهای شخصی است. کتاب اختراع و نوآوری وارد جزئیات فرایند میشود: مسئله چگونه تعریف میشود، ایده چگونه سنجیده میشود، نمونه چگونه ساخته میشود و بازار چگونه شکل میگیرد. اگر دنبال ابزار و روش هستید، این دسته دقیقتر است.
البته مرز روشنی وجود ندارد و بعضی کتابها هر دو جنبه را دارند. نشانهی خوبی برای تشخیص این است که فهرست مطالب را نگاه کنید. اگر عنوان فصلها مثل «باور کنید» و «تصمیم بگیرید» است، احتمالا انگیزشی است. اگر مثل «شناسایی نیاز»، «نمونهسازی» و «ارزیابی فناوری» است، بیشتر روشمند است.
مخترعی که ایدهاش را ثبت نکند، ممکن است روزی ببیند دیگری همان را به نام خودش برده است. برای همین بخشی از کتابهای این دسته، بهویژه کتابهای سیاست و تجاریسازی، دربارهی مالکیت فکری بحث میکنند: چه چیزی قابل ثبت است، چرا ثبت مهم است و ثبت چه نقشی در جذب سرمایه دارد.
باید یادآوری کنیم که جزئیات قانونی هر کشور فرق دارد و با گذر زمان تغییر میکند. کتاب میتواند مفاهیم را روشن کند، اما برای ثبت واقعی، بهتر است با مراجع رسمی یا یک مشاور حقوقی صحبت کنید. کتاب جای متخصص را نمیگیرد، فقط شما را برای گفتگوی بهتر با او آماده میکند.
معلمان و مربیان یکی از این گروهها هستند. اگر میخواهید در کلاس، فضایی برای ایدهپردازی بسازید، کتابهای خلاقیت و کتابهای عملی ساختوساز مثال و تمرین آماده میدهند. والدین هم میتوانند از این کتابها برای ساختن یک پروژهی آخر هفته با فرزندشان الهام بگیرند.
کارمندانی که در شرکتها با مسئلههای تکراری روبهرو هستند هم گروه مهمیاند. نوآوری فقط اختراع دستگاه تازه نیست؛ بهتر کردن یک فرایند اداری یا ساده کردن یک کار روزمره هم نوآوری است. کتابهای مهارت نوآوری به این افراد ابزار فکر کردن میدهند.
دانشجوهای تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران هم با این کتابها میتوانند پایاننامه یا پروژهی خود را به سمت کاربرد ببرند. پرسیدن این سؤال ساده که «این پژوهش به کار چه کسی میآید؟» گاهی مسیر یک کار علمی را کاملا عوض میکند.
یک کتاب نوآوری را مثل رمان از اول تا آخر نخوانید. بهتر است با مداد بخوانید: جملههای مهم را علامت بزنید، در حاشیه بنویسید این ایده را در کجای کارم به کار میبرم و بعد از هر فصل یک کار کوچک انجام دهید. تفاوت خواندن فعال و خواندن منفعل، در همین کارهای کوچک است.
پیشنهاد دیگر، خواندن گروهی است. اگر چند دوست یا همکار همزمان یک کتاب را بخوانند و هفتهای یک بار دربارهاش حرف بزنند، ایدهها چند برابر میشود. بحث دربارهی مثالها و نقد آنها، خودش تمرین خلاقیت است.
و آخر اینکه پس از تمام کردن کتاب، یک صفحه بنویسید که چه چیزی یاد گرفتید و چه چیزی را از فردا عوض میکنید. اگر این صفحه خالی ماند، یعنی کتاب هنوز تمام نشده است.
اگر پیشزمینه ندارید، از کتابهای عمومی و مصور یا کتابهای سادهی خلاقیت شروع کنید. بعد از آن میتوانید سراغ کتابهای مدیریت نوآوری و در نهایت کتابهای نظری بروید.
نه. خلاقیت و نوآوری در هنر، آموزش، پزشکی، کسبوکار و زندگی روزمره هم کاربرد دارد. بسیاری از کتابها برای عموم نوشته شدهاند و به دانش فنی نیاز ندارند.
کتاب چارچوب فکری و ابزار میدهد، اما اختراع کردن به تمرین، آزمون و خطا و پشتکار نیاز دارد. کتاب نقطهی شروع است، نه مقصد.
کتابهای عملی و مصور، مثل راهنمای چاپ سهبعدی برای مبتدیان یا ساختن موشک، معمولا برای نوجوان کنجکاو جذابترند. برای ساخت هر چیز، ایمنی را جدی بگیرید و با راهنمایی بزرگتر کار کنید.
کتاب خلاقیت بیشتر به تولید ایده و طرز فکر میپردازد. کتاب نوآوری به تبدیل ایده به چیز مفید و قابل ارائه میپردازد، از نمونهی اولیه تا بازار و سازمان.
بله. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
اختراع و نوآوری از آن دسته موضوعهاست که خواندن صرف کافی نیست، اما بدون خواندن هم پیش نمیرود. کتاب درست میتواند مسیر را کوتاه کند، از اشتباههای تکراری نجات دهد و پرسشهای بهتری جلویتان بگذارد. از کتابهای عمومی و مصور تا متنهای سیاستی و آکادمیک، در این دسته برای هر سطحی چیزی هست.
حالا نوبت شماست. کتابهای دستهی اختراع و نوآوری را مرور کنید، مشخصات هر کدام را ببینید و آن را که به هدفتان نزدیکتر است انتخاب کنید. نسخهی چاپی را میتوانید همینجا آنلاین سفارش بدهید. شاید ایدهی بعدیای که زندگی کسی را تغییر میدهد، از همین خواندن شروع شود.