علم عمومی و ترویج علم
جورج لیکاف، رافائل ای.نونیس
ترجمهی جهانشاه میرزابیگی
آگاه
سامی نوری، اولیویا کرم
ترجمهی فرهمند بزرگمهر
آناپنا
جورج لیکاف، رافائل ای.نونیس
ترجمهی جهانشاه میرزابیگی
آگاه
سامی نوری، اولیویا کرم
ترجمهی فرهمند بزرگمهر
آناپنا
چرا آسمان شب اینقدر ما را به فکر فرو میبرد؟ چرا یخ روی آب شناور میماند، پرندهها راهشان را گم نمیکنند و ما بعد از یک شب بیخوابی همهچیز را کندتر میفهمیم؟ کتابهای علم عمومی و ترویج علم برای همین پرسشهای ساده و عمیق نوشته شدهاند. نویسندهی این کتابها فرض نمیکند شما دانشجوی فیزیک یا زیستشناسی هستید؛ فقط فرض میکند کنجکاوید. در این صفحه میخوانید علم عمومی و ترویج علم دقیقا چیست، از کجا شروع کنید، کدام کتاب به کدام سلیقه میخورد و پیش از خرید به چه چیزهایی نگاه کنید.
اگر تا امروز فکر میکردید علم یعنی فرمول و امتحان، دستهی علم عمومی و ترویج علم میتواند نگاهتان را عوض کند. علم در این کتابها بیشتر شبیه ماجراجویی است: آدمهایی که چیزی را نمیفهمیدند و نمیخواستند بیجواب بمانند.
ترویج علم یعنی رساندن دانش علمی به کسانی که متخصص آن رشته نیستند. کتاب دانشگاهی برای کسی نوشته میشود که میخواهد در یک رشته کار کند و باید همهی جزئیات را بداند. کتاب ترویجی برای کسی نوشته میشود که میخواهد بفهمد و لذت ببرد. تفاوت در هدف است، نه لزوما در درستی مطلب.
نویسندهی خوب در این حوزه سه کار را با هم انجام میدهد. اول، مفهوم را با مثال روزمره توضیح میدهد. دوم، جایی که سادهسازی کرده صادق است و نمیگذارد خواننده فکر کند همهی ماجرا همین بود. سوم، داستان میگوید: چه کسی چه سؤالی پرسید، چه راهی رفت و کجا به بنبست خورد. برای همین بسیاری از کتابهای این دسته را میشود مثل یک رمان خواند، بیآنکه چیزی از دقت علمیشان کم شود.
در قفسهی این دسته کتابهایی از حوزههای خیلی متفاوت کنار هم مینشینند: فیزیک و کیهان، زیستشناسی و تکامل، شیمی روزمره، ریاضی برای همه، فناوری، محیط زیست و حتی فلسفهی علم. اگر یک حوزهی مشخص را دوست دارید، میتوانید به دستهی فیزیک یا زیستشناسی هم سر بزنید.
شاید فکر کنید فقط دانشآموزان و دانشجویان سراغ چنین کتابهایی میروند، اما واقعیت رنگارنگتر است. نوجوانی که بعد از دیدن یک مستند دلش میخواهد بیشتر بداند، پدری که میخواهد جواب «چرا؟»های فرزندش را درست بدهد، مهندسی که در کار روزانهاش از حوزههای دیگر بیخبر مانده، و بازنشستهای که همیشه دلش میخواست علم بخواند، همه مخاطب این کتابها هستند.
هر کدام از اینها از خرید سؤال متفاوتی دارند. نوجوان میپرسد: «آیا زبانش برایم سنگین نیست؟» والد میپرسد: «برای سن فرزندم مناسب است؟» و کسی که سالها از درس دور بوده میپرسد: «باید ریاضی بلد باشم؟» جواب همهی اینها را در ادامه میدهیم، چون انتخاب درست از همین سؤالها شروع میشود.
بزرگترین اشتباه تازهکارها این است که با کتابهای خیلی کلی و خیلی بزرگ شروع میکنند، مثل تاریخچهی کل کیهان در هزار صفحه، و بعد از پنجاه صفحه خسته میشوند. پیشنهاد ما سه گام است.
اگر موضوعتان آسمان و کیهان است، دستهی نجوم و کیهانشناسی نقطهی شروع خوبی است. اگر بیشتر به این علاقه دارید که علم از کجا آمده، به تاریخ علم نگاه کنید.
برای اینکه بدانید در بخش علم عمومی و ترویج علم چه چیزهایی پیدا میشود، چند محور اصلی را مرور میکنیم. این تقسیمبندی رسمی نیست و فقط برای راهنمایی شماست.
کتابهایی که از اتم تا کهکشان را روایت میکنند. عنوانهایی مثل «ترمودینامیک و عالم» یا «فیزیک زندگی» نشان میدهند که این حوزه هم از سمت مفاهیم بنیادی میآید و هم از سمت ارتباط علم با زندگی روزمره. اگر از خواندن معادله نمیترسید، کتابهایی هستند که اندکی ریاضی هم دارند؛ اگر میترسید، بسیاری از کتابها فقط با مثال و تصویر جلو میروند.
از ساختار یاخته تا رفتار حیوانها و ماجرای تکامل. کتابی مانند «ادعایی علیه واقعیت» که در عنواناش از تکامل و نگاه ما به حقیقت حرف میزند، نمونهای است از کتابهایی که علم را به پرسشهای فکریتر وصل میکنند. اگر فقط عنوان کتاب را دیدهاید، صفحهی خودش را باز کنید و مشخصات و توضیح ناشر را بخوانید تا مطمئن شوید با علاقهتان جور است.
کتابهایی دربارهی بلایای طبیعی، الهامگرفتن از طبیعت در طراحی، انرژی، آب و هوا. مجموعهای مثل «از بالههای پنگوئن تا قایق بالهدار» از همان عنوان معلوم است که به یک ایدهی جالب میپردازد: مهندسان چطور از طبیعت یاد میگیرند. کتاب «مقابله با بلایای طبیعی» هم از زاویهای کاربردی به خشکسالی و بحرانها میپردازد.
گاهی حال و حوصلهی یک کتاب جدی نیست و فقط میخواهید چیزی یاد بگیرید و لبخند بزنید. کتابهایی مثل «یک میلیون نکته» از این جنساند: مجموعهای از اطلاعات کوتاه که میشود هر جای آن را باز کرد و خواند. برای هدیهدادن و برای آدمهای پرمشغله گزینهی خوبی است.
بسیاری از دانشمندان میگویند اولین جرقهی علاقهشان یک داستان علمیتخیلی بوده است. این دو دنیا دشمن هم نیستند. داستان علمیتخیلی میپرسد «اگر فلان چیز ممکن بود چه میشد؟» و کتاب ترویجی میپرسد «واقعا چه چیزی ممکن است و چرا؟».
در میان عنوانهای این دسته کتابی هست با نام «علمی تخیلی (برای آنها که علمی تخیلی دوست ندارند)». همین عنوان نشان میدهد مرز میان این دو حوزه چقدر نازک است و نویسندگان چطور تلاش میکنند مخاطبان تازه را جذب کنند. اگر خودتان اینطور هستید و فکر میکنید علمیتخیلی به سلیقهتان نمیخورد، چنین کتابهایی شاید فرصت خوبی برای امتحان باشد؛ فقط پیش از خرید توضیحات صفحهی کتاب را بخوانید.
ترویج علم مثل هر حوزهی دیگری کتابهای قوی و ضعیف دارد. خوشبختانه چند نشانهی ساده به شما کمک میکند بدون تخصص هم قضاوت کنید.
یک نکتهی مهم: کتاب ترویجی جای درسنامهی رسمی نیست. اگر میخواهید برای کنکور یا امتحان دانشگاه بخوانید، درسنامهی مربوطه را بردارید. کتاب ترویجی مکمل خوبی است، نه جانشین.
یکی از رایجترین دلایل خرید در این دسته، هدیه یا مطالعهی فرزندان است. کودک کوچک بیشتر به تصویر و مثال نیاز دارد. کتابی که فقط متن پشت متن است، حتی اگر درستترین کتاب دنیا باشد، او را از علم دور میکند. نوجوان میتواند متن بلندتر بخواند اما هنوز دوست دارد با زندگی خودش ارتباط ببیند.
پیشنهاد عملی: پیش از خرید، مشخصات کتاب، تعداد صفحهها و گروه سنی نوشتهشده را ببینید. اگر مطمئن نیستید، کتابی کوتاهتر و مصورتر بخرید. بهتر است بچه با یک کتاب کوچک و تمامشده احساس موفقیت کند تا با یک کتاب بزرگ و نیمهکاره احساس شکست.
برای کتابهایی که مخصوص کودکان و نوجواناند، دستهی کودک و نوجوان کتابجم هم هست، اما همین دسته هم عنوانهایی دارد که نوجوانهای علاقهمند میتوانند بخوانند.
دانشآموزی که فقط برای امتحان درس میخواند اغلب نمیفهمد چرا باید معادله حل کند. کتابهای ترویجی این «چرا» را جواب میدهند. وقتی میبینید که یک قانون فیزیک در ساخت پل، پرواز هواپیما یا ضربان قلب کار میکند، همان قانون در ذهنتان جای دیگری مینشیند.
دانشجویان هم از این کتابها بهره میبرند. اگر رشتهی شما زیستشناسی است، خواندن کتابی دربارهی تاریخ یک کشف بزرگ به شما نشان میدهد آن کشف از کجا آمده و چه اشتباههایی در مسیرش بوده. اگر رشتهی شما مهندسی است، کتابی دربارهی الهامگرفتن از طبیعت میتواند ذهنتان را برای ایدههای تازه باز کند. برای دیدن کتابهای تخصصیتر در حوزهی علوم پایه میتوانید به دستهی شیمی و ریاضیات هم نگاه کنید.
بله. این بزرگترین ترس خوانندههای تازه است و بیشتر وقتها بیمورد است. بسیاری از کتابهای ترویجی عمدا بدون فرمول نوشته شدهاند، چون نویسنده میداند خوانندهاش به خاطر فرمول کتاب را میبندد. ایدهها را میشود بدون معادله فهمید، همانطور که میشود از یک آهنگ لذت برد بیآنکه نت بلد باشید.
البته بعضی کتابها، بهویژه آنهایی که عنوانشان به روش و منطق علم اشاره دارد، کمی فکریترند و نیاز به تمرکز دارند. مثلا کتابی با عنوان «پیشبینی، مشاهده، توضیح» از عنواناش معلوم است که به روش علمی و فلسفهی آن نزدیکتر است تا به تفریح سبک. بنابراین بهتر است پیش از خرید توضیح کتاب را بخوانید و مطمئن شوید سطح آن با شما میخواند.
خواندن کتاب علمی با خواندن رمان فرق دارد. چند عادت ساده میتواند تجربهی شما را عوض کند.
ارزش واقعی کتاب علم عمومی و ترویج علم در تعداد اطلاعاتی نیست که به شما میدهند. ارزششان در نوع نگاهی است که میسازند: نگاهی که میپرسد «از کجا میدانیم؟» و «شاید اشتباه کرده باشیم؟». کسی که این نگاه را یاد گرفته در زندگی روزمره هم کمتر فریب میخورد؛ چه در خبرهای پزشکی که هر روز میشنود، چه در تبلیغات و شایعهها.
علم همچنین به ما فروتنی یاد میدهد. وقتی میبینید که بزرگترین ذهنهای تاریخ بارها اشتباه کردهاند و بعد اشتباهشان را اصلاح کردهاند، خودتان هم کمتر از اشتباهکردن میترسید. این یکی از آن هدیههای نامرئی است که از یک کتاب خوب میگیرید.
کتاب علمی هدیهی خوبی است، به شرطی که درست انتخاب شود. برای دانشآموز، کتابی با تصویر زیاد و فصلهای کوتاه بهتر است. برای همکار یا دوستی که سرش شلوغ است، مجموعهی دانستنیهای کوتاه که هر جا بشود بازش کرد. برای کسی که کارش با یک حوزهی خاص گره خورده، کتابی از حوزهای دیگر، تا افقاش را باز کند.
از هدیهدادن کتابی که خودتان فکر میکنید «باید بخواند» بپرهیزید. اگر خواننده علاقه ندارد، کتاب روی طاقچه میماند. بهتر است کتاب را با موضوعی که او خودش دربارهاش حرف زده انتخاب کنید. و همیشه پیش از سفارش، صفحهی کتاب را ببینید تا مطمئن شوید مشخصات و ناشر همان چیزی است که میخواهید.
خیلیها کتاب میخرند و آخرش روی طاقچه میماند. برای اینکه این اتفاق نیفتد، یک برنامهی سبک و واقعبینانه بسازید. لازم نیست هر روز ساعتها بخوانید؛ بیست دقیقه در روز، در سه ماه، یعنی چند کتاب کامل.
یک کتاب کوتاه یا مجموعهی دانستنی بردارید. هدف این ماه فقط این است که خواندن علم را به عادت تبدیل کنید. اگر کتابی مثل «یک میلیون نکته» را انتخاب کنید، هر شب چند نکته میخوانید و تمام. مهم این است که ریتم بسازید، نه اینکه چیز زیادی حفظ کنید.
حالا از میان چیزهایی که ماه پیش خواندهاید، همان موضوعی را که بیشتر جلبتان کرد انتخاب کنید و سراغ کتابی بروید که فقط دربارهی همان است. اگر جذب کیهان شدهاید، کتابی دربارهی ستارهها؛ اگر جذب بدن و زندگی شدهاید، کتابی دربارهی زیستشناسی. در این ماه بهتر است کنار کتاب دفترچه داشته باشید.
در ماه آخر به سراغ کتابی بروید که علم را از بالا نگاه میکند: تاریخ علم، فلسفهی علم، یا کتابی که رابطهی علم و جامعه را بررسی میکند. تا اینجا بنیان لازم را ساختهاید و اینجور کتابها برایتان جذابتر میشود. بعد از این سه ماه، خودتان میدانید چه میخواهید بخوانید.
امروز هر سؤال علمی را میشود در چند ثانیه جستوجو کرد و فیلم کوتاهی دربارهاش دید. این چیز خوبی است، اما با کتاب فرق دارد. فیلم کوتاه معمولا یک جواب سریع میدهد و میرود سراغ موضوع بعدی. کتاب فرصت میدهد ایدهها آرامآرام کنار هم بنشینند و شما ارتباط میان آنها را خودتان کشف کنید.
کتاب علم عمومی و ترویج علم همچنین یک استدلال کامل را تا پایان دنبال میکند. در محیطهای پرحاشیه، جایی که هر چیز در چند جمله خلاصه میشود، همین ظرفیت برای دنبالکردن یک استدلال طولانی کمکم کمیاب شده است. کتاب آن را به شما برمیگرداند. و یک مزیت کوچک دیگر: کتاب چاپی نه اعلان دارد و نه حواستان را به چیز دیگری میکشد.
پیش از خرید و در حین خواندن، پرسیدن این چند سؤال ساده کمک میکند بیشتر از کتاب بهره ببرید.
کسی که این سؤالها را میپرسد خودبهخود از مصرفکنندهی علم به خوانندهی فعال تبدیل میشود، و همین تفاوت اصلی میان کسی است که فقط اطلاعات جمع میکند و کسی که واقعا میفهمد.
یکی از بهترین کارهایی که میشود با کتابهای علم عمومی و ترویج علم کرد، خواندن گروهی است. پدر و مادر و فرزند یک کتاب را در چند شب بخوانند و بعد دربارهاش حرف بزنند. کودک میفهمد علم چیزی نیست که فقط در مدرسه پیدا شود و بزرگترها هم متوجه میشوند بسیاری از پرسشهای بچهها چقدر عمیق است.
برای این کار کتاب کوتاه با فصلهای مستقل انتخاب کنید. هر شب یک فصل بخوانید، یک سؤال از بچه بپرسید و جوابهایش را جدی بگیرید. اگر جواب را نمیدانید، بگویید «نمیدانم، بیا با هم پیدا کنیم». این جمله ارزش یک کتاب کامل را دارد، چون به بچه نشان میدهد ندانستن عیب نیست و علم از همینجا شروع میشود.
اگر دوست دارید ماجرا را جدیتر بگیرید، یک دفتر خانوادگی «پرسشهای علمی» درست کنید و هر هفته یک پرسش تازه در آن بنویسید. بعد از چند ماه، دفتری خواهید داشت که خودش یک اثر کوچک ترویج علم در خانهی شماست.
چند اشتباه هست که خیلی از ما مرتکب میشویم. اولی خریدن کتاب فقط به خاطر جلد یا عنوان جذاب است. عنوانهای علمی گاهی پرزرقوبرقاند و محتوا ساده یا برعکس بسیار تخصصی است. دومی نادیدهگرفتن سطح کتاب است؛ کتابی که برای متخصص نوشته شده در قفسهی ترویجی گم شده و شما را ناامید میکند. سومی خریدن چند جلد از یک مجموعه پیش از خواندن جلد اول است. یک جلد بخرید، بخوانید، و اگر دوست داشتید ادامه بدهید.
اشتباه چهارم این است که کتابی دربارهی موضوعی حساس، مثل سلامت یا محیط زیست، را جای مشورت تخصصی بگیرید. کتاب میتواند شما را آگاه کند، ولی درمان و تصمیمهای پزشکی یا مهندسی را باید با متخصص در میان بگذارید.
علم خواندن یعنی رفتوبرگشت. به صفحهی قبل برمیگردید تا یادتان بیاید یک اصطلاح چه بود، جدول یا نمودار را کنار متن نگاه میکنید، حاشیهی کتاب را با مداد پر میکنید. کتاب چاپی این کارها را طبیعی میکند. همچنین کتاب علمی چاپی تصویر و نمودار را بزرگ و واضح نشان میدهد و روی طاقچه هم یادآور خوبی برای کنجکاوی است.
نسخهی چاپی کتابهای علم عمومی و ترویج علم را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.
کتاب درسی برای آموزش نظاممند و امتحان نوشته میشود و همهی جزئیات را با ترتیب مشخص میآورد. کتاب علم عمومی برای فهم و لذت است و بیشتر روی ایده و داستان تمرکز دارد. هر دو مفیدند، ولی جای هم را نمیگیرند.
موضوعی که پیشتر برای شما جذاب بوده. اگر مطمئن نیستید، کیهان و بدن انسان دو موضوع بسیار پرکشش برای شروعاند، چون هر کسی دربارهشان کنجکاو است.
خیر. هدف ترویج علم دقیقا همین است که بدون پیشزمینه هم بشود خواند. فقط سطح کتاب را از توضیح صفحهاش بسنجید.
کتابی با فصلهای کوتاه، مثالهای روزمره و در صورت امکان تصویر. موضوعی را انتخاب کنید که خودش نشان داده به آن علاقه دارد، حتی اگر آن موضوع به درسهای مدرسهاش مربوط نباشد.
نه. کیفیت کتابها یکسان نیست. به مؤلف، ناشر و تاریخ چاپ توجه کنید و با ادعاهای عجیب محتاط باشید. در بخش «چطور کتاب علمی خوب را از ضعیف تشخیص بدهیم» چند نشانه گفتیم.
بله. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
مجموعهی دانستنیهای کوتاه و کتابهای مصور برای عموم مخاطبان مناسباند. برای خوانندگان جدیتر کتابی دربارهی تاریخ یک کشف یا زندگی یک دانشمند گزینهی خوبی است.
کتاب علم عمومی و ترویج علم دری به سوی جهانی که هر روز درگیرش هستیم اما کمتر نگاهش میکنیم. لازم نیست متخصص باشید. لازم است کنجکاو باشید و حاضر باشید گاهی یک پاراگراف را دو بار بخوانید. با یک موضوع شروع کنید، کتاب کوچکی بردارید، و اجازه بدهید کنجکاویتان راه را نشان بدهد.
حالا میتوانید کتابهای همین دسته را ورق بزنید، مشخصات هر کدام را ببینید و نسخهی چاپی کتاب مورد علاقهتان را آنلاین سفارش بدهید. برای گستردهترین نگاه به این حوزه هم میتوانید به دستهی علم و فناوری سر بزنید.